فلورا سام:تلویزیون مردانه شده است

فلورا سام در گفت‌وگو با ماهنامه صبا از نسبتِ سانسور و کیفیت، تغییرات ساختاری تلویزیون و کمرنگ‌شدن حضور زنان در مدیریت و تولید می‌گوید؛ از نسلی که در محدودیت کار کرد تا امروز که به باور او، نبودِ نگاه متنوع و سازوکار حرفه‌ای، بیش از هر چیز به کیفیت آثار ضربه زده است.

فلورا سام در سال ۱۳۶۶ با انتخاب رشته نمایش وارد دانشگاه تهران شد و با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی «مهر و ماه» در سال ۱۳۶۹ به کارگردانی حمید لبخنده وارد فضای تصویر شد و در سریال همسایه‌ها به شهرت رسید.

این هنرمند، نویسندگی را نیز در سال ۱۳۸۰ با نگارش فیلمنامه‎ مجموعه «مشق عشق» تجربه و در سال ۱۳۸۹ نخستین تله‌فیلم‌ خود را با نام «بوی خاک، عطر گلاب» کارگردانی کرد. او نگارش، بازیگری و کارگردانی مجموعه‌هایی چون «توطئه‎ی فامیلی۱۳۹۰»، «راز پنهان۱۳۹۱»، «بی‌قرار۱۳۹۲»، «باغ سرهنگ۱۳۹۲» و «ما فرشته نیستیم۱۳۹۳» را به عهده داشته است. گفتگوی ماهنامه صبا با این بازیگر پیشکسوت را در ادامه می‌خوانید.

  • در گذشته فیلم‌ها و تلویزیون محدودیت‌های بیشتری داشت. الان نگاه کنید، خیلی چیزها که آن موقع حذف می‌شد، امروز تبدیل شده به صحنه‌های پُربازدید. آیا آن محدودیت‌ها ناخواسته باعث انسجام و دقت بیشتر می‌شد یا کمتر می‌کرد؟ منظورم حتی ممیزی و سانسور است.

سانسور هیچ‌وقت کمک‌کننده نیست. من نمی‌توانم بگویم آن موقع چون محدودیت بیشتر بود، کیفیت بهتر شد. سانسور هیچ‌وقت کمک نمی‌کند؛ همان‌طور که امروز در تلویزیون می‌بینیم و روزبه‌روز هم آثار ضعیف‌تر می‌شود و از آن چیزی که باید باشد دورتر می‌شود. در دنیا، کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی اولویت اولشان متن است؛ متن باید پذیرفته شود و تهیه‌کننده از همه جوانب به آن نگاه می‌کند. ممکن است متنی را نپذیرند، اما علتش معمولاً مسائل سانسوری و این مدل نیست. من موافق سانسور نیستم؛ اما موافق این هستم که یک سازوکار نظارتیِ حرفه‌ای بر کیفیت وجود داشته باشد. نه اینکه اسمش را مثلاً «ساترا» بگذاریم و فقط به این فکر کند که چه چیزی ممکن است به چه کسی بربخورد. ساترا الان هست، اما بیشتر تمرکزش روی حساسیت‌هاست، نه روی کیفیت متن، کارگردانی یا بازی‌ها. عجیب است که گاهی سریالی پخش می‌شود، بعد از پخش قسمت اول ساترا بیانیه می‌دهد، بعد دوباره همان سریال پخش می‌شود و این ماجرا حتی تبدیل به تبلیغ برای سریال می‌شود و بیشتر هم دیده می‌شود. مردم در شبکه‌های اجتماعی می‌گویند «وای چه صحنه‌هایی داشته» و همین باعث می‌شود خیلی‌ها کنجکاو شوند و ادامه‌اش را ببینند. محدودیت باعث پیشرفت نمی‌شود؛ اما ما نسلی بودیم که در محدودیت کار کردیم و سعی کردیم حرفمان را درست بزنیم. یادم هست سریالی نوشته بودم به نام «ماه عسل»؛ در آن سریال چند دخترعمو و پسرعمو و چند دختر و پسر می‌رفتند شمال؛ پدر و مادرها هم بودند و بخشی از فضای جوانی را نشان می‌دادیم.

آن زمان آقای جیرانی برنامه‌ای داشتند که بعد از پخش هر سریال، منتقدها می‌آمدند درباره‌اش صحبت می‌کردند —نمی‌دانم الان چنین چیزی هست یا نه. برای نقد همین سریال، آقای جیرانی آمدند و به من گفتند چقدر قشنگ محدودیت‌ها را دور زده‌ای؛ با این «خواهر و برادر بودن» و اینکه دختر و پسر کنار ساحل و آتش و سیب‌زمینی در آب را نشان داده‌ای. ما در آن محدودیت‌ها واقعاً تلاش می‌کردیم کار را درست انجام دهیم. اینکه محدودیت کمتر شود خیلی خوب است، به شرط اینکه رسالت خودم را به عنوان نویسنده یا کارگردان یا حتی بازیگر فراموش نکنم. بعضی وقت‌ها تعجب می‌کنم بازیگرهایی را در بعضی کارها می‌بینم که می‌شناسم‌شان؛ قبلاً چقدر دقیق انتخاب می‌کردند، اما الان آن دقت کمتر شده. شاید رقم دستمزد مهم‌تر شده، یا شاید با وعده‌هایی وارد کار می‌شوند که بعداً محقق نمی‌شود.

 

  • در حوزه ابزار هم، آن موقع دوربین‌ها کیفیت پایین‌تری داشتند. پیشرفت تکنیکی امروز چطور اثر گذاشته و چقدر موثر بوده است؟

به هر حال همه‌چیز پیشرفت می‌کند: صنعت سینما، تصویر، تلویزیون و رسانه. الان از نظر تکنیکی پیشرفت‌های خوبی داشته‌ایم. جلوه‌های کامپیوتری و ابزارهای جدید کمک می‌کنند. مثلاً زمان «پدرسالار»، یادم هست برای گرفتن نماهای حرکتی، مثل امروز نبود که بروند داخل استودیو و همه‌چیز را آنجا انجام بدهند. ما کارمان را به ماشین می‌بستیم و فیلمبردار روی صندلی کنار ماشین می‌نشست؛ صحنه‌های خطرناکی بود و حتی حوادثی هم داشتیم؛ مثلاً دستیار فیلمبردار در یک صحنه تصادف کرده بود. بعد کم‌کم ابزارها بهتر شد؛ کارمانت‌ها آمد، بادکشی‌ها روی ماشین آمد، دیگر لازم نبود فیلمبردار روی صندلی بنشیند. امروز هم خیلی‌ها داخل استودیو انجام می‌دهند. این‌ها خیلی خوب است.

از نظر تکنیکی به پای هالیوود نمی‌رسیم، اما پیشرفت‌های خیلی خوبی داشته‌ایم. کارگردان‌های جوان هم خیلی خوب از این تکنیک‌ها استفاده می‌کنند و این ابزارها کمک می‌کند تصاویر بهتر بگیریم و با امنیت بیشتری کار کنیم.

 

  • مهم‌ترین تغییر ساختاری در سینما و تلویزیون امروز که به کیفیت کار ضربه زده، به نظرتان چیست؟

منظور از تغییر ساختاری یعنی تغییر فضا و حس و رویکردی که باعث شده به کیفیت و آن فضای سابق آسیب بزند. در تلویزیون، واقعیت این است که محدودیت‌ها خیلی زیادتر شده و نگاه‌ها—که قبلاً هم تک‌بعدی بود—الان قوی‌تر شده است.

دو سال پیش در جلسه‌ای که آقای جبلی هم حضور داشتند، درباره همین موضوع مفصل صحبت کردم. جلسه مربوط به تقدیر از برنامه‌های عید بود؛ ما هم یک برنامه ترکیبی داشتیم. جمعیت زیادی بود؛ حدود دویست، سیصد نفر. وقتی نوبت من شد، به آقای جبلی گفتم: «یک دور نگاه کنید چند خانم در این جمع هست؟ چرا این‌قدر کم؟» و همان دو سه نفر هم که بودند، بیشتر مجری بودند، نه برنامه‌ساز و تهیه‌کننده و کارگردان و نویسنده. شوراها هم عمدتاً مردانه‌اند. حتی اگر خانمی هم هست، معمولاً همسو و هم‌صداست و صدای متفاوتی شنیده نمی‌شود. منظورم مخالفت‌خوانی نیست؛ منظورم تنوع نگاه است. گفتم الان صد و پنجاه آقا صحبت کردند؛ وقتی من شروع کردم، لااقل تن صدای من با بقیه فرق می‌کند و حال متفاوتی ایجاد می‌کند. این مسئله در تلویزیون خیلی پررنگ است: نگاه کاملاً مردانه است. موضوع‌ها حتی وقتی درباره زنان است هم اغلب درست پرداخت نمی‌شود؛ روانشناس درست کنار کار نیست، جامعه‌شناس درست کنار کار نیست. گاهی مادری را در قصه می‌بینید که هیچ حضور مادرانه‌ای ندارد؛ گاهی هم از آن طرف بام می‌افتیم و مادر طوری تصویر می‌شود که هیچ چیز دیگر نمی‌بیند و فقط وظایف مادری‌اش است و حاضر است هر کاری بکند. این رویکرد باعث شده فضای تلویزیون از آن تک‌بعدی بودن قبلی هم تک‌بعدی‌تر شود.

 

  • به نکته ظریفی اشاره کردید.

سال‌هایی که من وارد تلویزیون شدم، خانم مرضیه برومند کار می‌کرد، خانم درخشنده کار می‌کرد، خانم پریسا بخت‌آور کار می‌کرد، خود من کار می‌کردم. الان کدام‌یک از ما در تلویزیون هستیم؟ ممکن است ما نباشیم، اما آیا خانم‌های دیگری هستند که بتوانیم بگوییم چقدر خوب و متفاوت کار می‌کنند؟ در پلتفرم‌ها می‌بینید وقتی کارگردان زن حضور دارد، تفاوت ایجاد می‌شود. مثلاً «در انتهای شب» چقدر متفاوت و خوب است. یا کارهای خانم پاکروان: چقدر متفاوت است. اینکه مدام همدیگر را بکشیم و بزنیم و… خانم پاکروان با نگاه زنانه، در «خاتون» به جنگ جهانی دوم و موقعیت ایران می‌پردازد؛ یک زن را خلق می‌کند که باردار است و همه این‌ها معنا دارد. خدا را شکر در پلتفرم‌ها حمایت می‌شود؛ اما این حمایت‌ها باید بیشتر شود. در تلویزیون تقریباً خانم‌ها را کنار گذاشته‌اند و هیچ حمایتی نمی‌شود. من معتقدم و پایش می‌ایستم که خیلی‌ها دوست ندارند خانم‌ها کار کنند و این ضربه زده است.

 

 

  • وقتی کارهای نسل جدید را می‌بینید، چه چیزی توجه شما را جلب می‌کند؟»

بی‌پروایی‌شان در کار، و گاهی هم کاربلدی‌شان. اینکه علیرغم جوان بودن، چقدر خوب کار می‌کنند. من اولین فیلم آقای سعید روستایی را که دیدم؛ «ابد و یک روز» این جسارت و آگاهی برایم خیلی جذاب بود. برای یک کار اول، چقدر جسورانه، چقدر خوب و آگاهانه رفته بود سراغ موضوع و ساختار. چندین فیلمساز جوان دیگر هم به همین شکل کار می‌کنند و آدم به آن‌ها امید دارد. حتی در پلتفرم‌ها هم می‌بینیم جوان‌ها کارهای خوبی تولید می‌کنند. جسارت هم واقعاً جذاب است؛ چیزی که شاید نسل‌های قبل به خاطر شرایط اجتماعی و فرهنگی کمتر داشتند.

 

سیدفاطمه سیداحمدی و تاراکریمی

 

 

کلید واژه:
گروه بندی: دسته‌بندی نشده , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها