فیلم «احمد» میخواهد تصویری انسانی از «احمد کاظمی» ارائه دهد، اما در نهایت قهرمانش را آنقدر دور و دستنیافتنی نشان میدهد که مخاطب هرگز به او نزدیک نمیشود.
«موفاسا: شیر شاه» با وجود جلوههای بصری چشمنواز و ایدهای متفاوت برای روایت گذشته موفاسا و اسکار، در شخصیتپردازی و پرداخت داستانی به عمق «شیر شاه» نمیرسد و بیش از هر چیز یک سرگرمی خانوادگی قابلقبول باقی میماند.
سریال «بیعاطفه» با بهرهگیری از یک روایت عاشقانه آشنا، قصه تقابل عشق، خاطره و کینههای کهنه را در بستری معمایی و روانشناختی بازآفرینی میکند؛ درامی آرام و پرتعلیق که نشان میدهد گذشته، حتی پس از گذشت سالها، همچنان میتواند بر سرنوشت آدمها سایه بیندازد.
سریال بیست و یک با فضاسازی سرد، روایت غیرخطی و فیلمبرداری مستندگونه، تلاش میکند مخاطب را نه فقط درگیر کشف قاتل، بلکه درگیر ریشههای یک جنایت کند؛ روایتی که پاسخ آن در گذشته شخصیتها و رازهای پنهان میان آنها نهفته است.
فیلم «ضابط» به کارگردانی رضا سخایی، با الهام از یک ماجرای واقعی، مخاطب را به شبی پراضطراب در حاشیه تهران میبرد؛ جایی که توقف یک خودرو برای کمک به زنی درمانده، آغازگر زنجیرهای از اتفاقات پیچیده و پرتعلیق میشود.
«رخ نیلو» با هدف نقد فساد ساخته شده، اما در عمل به فیلمی کمرمق تبدیل شده که هم از محدودیتها ضربه خورده و هم از ضعف در روایت.
فیلم خط نجات با نگاهی متفاوت به ساواک و فضای امنیتی دوران پهلوی، تلاش میکند فراتر از کلیشههای رایج حرکت کند. با وجود ایدهای قابلتوجه، ضعف در اجرا و انسجام روایی مانع از تأثیرگذاری کامل فیلم شده است.
فیلم «قمارباز» با محوریت جنگ سایبری و بازیهای امنیتی، روایتی پرتعلیق و معمایی را در فضایی بسته دنبال میکند؛ اثری که تلاش دارد مخاطب را درگیر بحرانی پیچیده و پرتنش کند.
فیلم «بهشت تبهکاران» با روایت یک پرونده واقعی از تاریخ معاصر ایران، تلاش دارد درامی سیاسی و متفاوت خلق کند؛ اما روایت پراکنده، زمان طولانی و شخصیتپردازی ناتمام، آن را از رسیدن به تاثیرگذاری لازم بازمیدارد.
«آقای زالو» یک کمدی اجتماعی است که با نگاهی طنزآلود، فساد و فرصتطلبی را در جامعه نقد میکند و سرگذشت شخصیتی را روایت میکند که برای بقا مدام تغییر چهره میدهد.