«تقاطع نهایی شب» فیلمی که تلاش می کند نشان دهد مرز میان اخلاق و با چقدر شکننده است و انسان در نقطه بحران تا کجا می واند ازخوش عبور کند.

فیلم«تقاطع نهایی شب» به کارگانی سعید جلیلی و تهیه کنندگی مهدی مددکار در چهل و چهارمین دوره از جشنواره فیلم فجر اکران شد.
فیلم «تقاطع نهایی شب» بیش از آنکه یک روایت خطی از یک موقعیت جنایی یا اخلاقی باشد، تلاشی است برای پاسخ به این پرسش بنیادین: انسان برای حفظ بقا، جان و جایگاه اجتماعی خود تا چه اندازه حاضر است از خود پرده بردارد و چه لایههایی از تاریکی را آشکار کند که شاید تا پیش از قرار گرفتن در موقعیت بحران، حتی خود نیز از وجودشان بیخبر بوده است. فیلم در نقطهای ایستاده که اخلاق، ترس و منفعت به تقاطع میرسند و شخصیتها ناگزیرند یکی را قربانی دیگری کنند.
در جهان فیلم، بقا تنها به معنای زنده ماندن فیزیکی نیست؛ بقا به معنای حفظ تصویر، جایگاه و تعریفی است که هر شخصیت از خود در ذهن دیگران ساخته است. وکیل داستان برای حفظ موقعیت حرفهای و اعتبار اجتماعیاش، چشم بر پرونده قتلی میبندد که میتواند همهچیز را فرو بریزد. همسری برای حفظ منزلت «مادر خوب» در ذهن فرزندش، حقیقت قتل همسر را پنهان میکند و زنی دیگر برای نجات جان و موقعیت خود، از خط قرمزهای اخلاقیاش عبور میکند و چیزی بهظاهر بیجان، یک هارد دوربین مدار بسته، به بهایی سنگین بدل میشود. اینها مصادیقی هستند از یک ایده محوری: اخلاق تا کجا تاب میآورد وقتی بقا در خطر است؟
فیلم در پرداخت این ایده، جسور است اما نه همیشه دقیق. مسئله اصلی آنجاست که روایت بیش از آنکه به مخاطب اجازه دهد با این فروپاشی اخلاقی همراه شود، او را در انباشت موقعیتها و گرههای متوالی غرق میکند. در طول فیلم، پیش از آنکه یک موقعیت بهدرستی هضم شود و پیامدهایش در روان شخصیتها و ذهن مخاطب بنشیند، موقعیت بحرانی تازهای خلق میشود. این شتاب در تولید بحران، اگرچه ریتم ظاهراً پرتنشی به فیلم میدهد، اما بهتدریج آن را از رئالیسمی که ادعایش را دارد دور میکند. جهان فیلم بهجای آنکه نفس بکشد، مدام هل داده میشود.
شخصیتها در سطح ایده، ظرفیت بالایی دارند اما در اجرا فرصت کامل برای شکلگیری نمییابند. بازیگران، هرچند تلاش خود را کردهاند، بهدرستی با شخصیتهایشان اخت نمیشوند و این نه الزاماً از ضعف بازی، بلکه از ساختار گرهمحور فیلم ناشی میشود. گرههای پیاپی اجازه نمیدهند بازیگر در شخصیت حل شود. بازیگر مدام مجبور است واکنش نشان دهد، تصمیم بگیرد و وارد بحران تازهای شود، بیآنکه زمان کافی برای درونیسازی موقعیت داشته باشد. در نتیجه، بازیها بیشتر «بازی کردن» به نظر میرسند تا «بودن» در نقش.
با تمام اینها، «تقاطع نهایی» فیلمی بیادعا نیست. دغدغهمند است و سعی دارد تصویری از انسان معاصر ارائه دهد که در بزنگاههای اخلاقی، نه قهرمان است و نه لزوماً شرور؛ بلکه موجودی است ترسخورده، محافظهکار و درگیر حفظ تصویری که از خود ساخته است. فیلم نشان میدهد که چگونه مرزهای اخلاقی، مفاهیمی ثابت و مطلق نیستند، بلکه در شرایط بحرانی، سیال و قابل معامله میشوند.
منتقد: تارا کریمی