وقتی آرتور فلک در Joker میگوید «من از اول هم برای شما انسان نبودم»، از پایان یک فرآیند اجتماعی سخن میگوید؛ همان برچسبزنیای که هاوارد بکر در «Outsiders» شرح میدهد. «وحشی» اما با داود اشرف، روایتگر میانه این مسیر است؛ جایی که انسان، پیش از ارتکاب جرم، نامگذاری شده است.
«روشن» با فاصله گرفتن از روایتهای صرفاً خانوادگی، بر شخصیت مردی متمرکز میشود که زیر فشار بحران اقتصادی و شکستهای عاطفی در آستانه فروپاشی قرار دارد. با بازی رضا عطاران، این فیلم تصویری از قهرمانی ناکام ارائه میدهد که حتی نسبتش با خود نیز روشن نیست.
یکی از اشکالات بزرگ عرصه مستند این است که درآمدزا نیست؛ همین مسئله باعث میشود هم مستندسازها در برخی موارد محافظهکارتر رفتار کنند و هم مدیران. اگر فکری شود که وقتی فیلم ساخته میشود وارد بازار عرضه شود و هزینه خود را برگرداند، طبیعتاً اتفاقات دیگری میافتد
در جهان هنری بیضایی، زن در متن روایت میایستد؛ آگاه، پرسشگر و مقاوم. آثار او بازخوانی قدرت و تاریخ از منظر حذفشدگاناند؛ روایتی که حقیقت رسمی را به چالش میکشد.
در عرصه مستند از نظر ابزار پیشرفت زیادی کردهایم: دوربینها، تکنیکها، کارگردانی بهتر شده، موضوعها قابل توجهتر شده و سراغ سوژههای جدیتر رفتهایم. اما همچنان ضعف اصلی پابرجاست: اینکه مستند بتواند روی پای خودش بایستد و سرمایهگذاری را برگرداند
در حالیکه داوریهای شتابزده و عیبجوییهای سطحی جای تحلیلهای روشمند را گرفتهاند، بحث درباره جایگاه و مسئولیت منتقد در سینمای ایران دوباره داغ شده است؛ از ضرورت تعریف علمی و حرفهای نقد گرفته تا چالشهای انجمن منتقدان، اقتصاد آلوده نقدفروشی و نبود سازوکار مؤثر برای صیانت از اعتبار این حرفه.
دوست داشتیم اگر کاری میسازیم، خوبیهای جامعه را که وجود دارد و گاهی ممکن است فراموش شود، برجسته کنیم؛ یعنی بگوییم این خوبیها هنوز هم در جامعه ما وجود دارد و نباید یادمان برود.
طراحی لباس در سریال با طراحی صحنه، نورپردازی و فیلمبرداری هماهنگ شده تا لباسها همزمان به نوعی عملکرد دراماتیک و اعتبار تاریخی داشته باشند. مثلا رنگهای پالت شده لباسها متناسب با رنگبندی لوکیشنها انتخاب شدهاند تا قاب بصری قدرتمندی بسازد
هر دو سریال پروداکشن عظیمی داشتند، اما تفاوت در نتیجه چشمگیر بود. در «سووشون»، شکوه تولید نتوانست ضعف در روایت و شخصیتپردازی را جبران کند. در «بامداد خمار»، فضاسازی دقیق و بازسازی دوره قاجار به نقطه قوت بدل شد
تباهی، امری تک بعدی نیست. یک اکوسیستم خشونت است؛ شبکهای درهمتنیده از فساد اقتصادی، فروپاشی خانواده، ناکارآمدی قانون و اخلاق انتقاممحور. در غیاب عدالت نهادی، انتقام در این مجموعه، به تنها سازوکار بازگرداندن حس عدالت تبدیل میشود