«حفار» قرار بود یکی از پرهزینهترین و جاهطلبانهترین پروژههای سینمایی تام کروز باشد، اما در گیشه به شکستی سنگین رسید؛ فیلمی که پشت نام کروز و الخاندرو گونسالس اینیاریتو، ایدههای بزرگ و هزینهای هنگفت پنهان شده، اما روی پرده نتوانسته به همان اندازه بزرگ ظاهر شود.
«منظومه پیامبر بدیها» بازگشت نگار جواهریان به تئاتر را با جهان متفاوت محمد مساوات گره میزند؛ نمایشی که در لحظاتی از ظرفیتهای فرم و زبان بهره میگیرد، اما در ساختن یک تجربه دراماتیک منسجم با چالش روبهرو میشود.
فصل دوم «سرزمین تبهکاران» یک قدم از گنگستری پرزرقوبرق فاصله میگیرد و به داستان فروپاشی خانوادهای میرسد که دیگر نمیتواند قدرتش را کنترل کند.
«سیاوش» با تکیه بر یکی از تراژیکترین داستانهای شاهنامه، میان نمایش و موسیقی ایستاده است؛ اجرایی که توانسته قصهای کهن را برای مخاطب امروز دیدنی کند، اما هنوز در عمق بخشیدن به برخی شخصیتها با ظرفیت قصه فاصله دارد.
«داستان اسباب بازی 5» بازگشته تا ثابت کند دنیای اسباببازیها هنوز حرفی برای گفتن دارد؛ این بار در مواجهه با نسلی که بیشتر از عروسکها با صفحهنمایشها سرگرم است.
«آرش» علی سرابی بیش از آنکه یک تئاتر قدرتمند باشد، یک پروژه عظیم و پرزرقوبرق است؛ نمایشی که هرچه بیشتر میخواهد چشمها را خیره کند، بیشتر از قلب اسطوره فاصله میگیرد.
«بکاستریم بویز» تلاش امیرحسین قیاسی برای ورود به قلمرو نسلی است که بخش مهمی از سرگرمی و شهرتش را در یوتیوب و شبکههای اجتماعی پیدا کرده است؛ برنامهای که با تکیه بر شوخی، بداهه و گفتوگو با چهرههای اینترنتی، میخواهد فاصله میان تاکشوی کلاسیک و سرگرمی آنلاین را کم کند، اما هنوز در جستوجوی هویت مستقل خودش است.
رابرت دنیرو، مایکل کیتون، یک قاتل سریالی و کودکی که ناپدید میشود؛ «مرد نجواگر» روی کاغذ همه چیز برای تبدیل شدن به یک تریلر جنایی جذاب را دارد، اما آیا این ستارهها میتوانند فیلمی کلیشهای را نجات دهند؟
«خانوم والده» با زنپوشی رضا عطاران، یک ایده آشنا را به کمدی تبدیل میکند؛ فیلمی که برگ برندهاش را از حضور عطاران و موقعیتهای پرموقعیت میگیرد.
«کوری» با حادثهای مرموز و مجموعهای از رازها آغاز شد، اما در مسیر رسیدن به پایان، بخشی از تمرکز روایی خود را از دست داد و نتوانست همه ظرفیتهای داستان را به سرانجام برساند.