• کد خبر: 16248
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۲ اسفند ۱۴۰۴ ساعت: ۱۰:۰۳

هیچ موضوع گم شده‌ای در صندوق وجود ندارد

امروز صندوق اعتباری هنر یکی از نمادهای مهم حمایتی کشور است. به‌نظرم وجه غالب صندوق، وجه حمایتی آن است، نه اداری. در یکی دو سال اخیر، تقریباً همه‌ی کارها از طریق سامانه‌ها و مسیرهای الکترونیک انجام شد. این یعنی ساختار اداری در خدمت تسهیل حمایت قرار گرفته، نه برعکس.


احمد متولی الموتی؛ صبا/ با تعطیلی پروژه‌های فرهنگی و هنری و یا نشریات، موضوع امنیت شغلی و حمایت از کارکنان آن، مسئولان وقت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به فکر انداخت تا به فکر تأسیس نهاد مشخصی جهت حمایت مستمر از هنرمندان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران باشند.

صندوق اعتباری حمایت از نویسندگان، روزنامه‌نگاران و هنرمندان با هدف حمایت از اهالی فرهنگ، هنر و رسانه کشور و به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر اساس تکلیف برنامه سوم توسعه و در راستای سیاست انتقال بخشی از تصدی‌های دولتی با تصویب هیئت وزیران در سال ۱۳۸۲ تشکیل شد.

سید مجید پوراحمدی مشاور وزیر ارشاد و مدیرعامل صندوق اعتباری هنر است.

محمدمهدی اسماعیلی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شهریور ۱۴۰۰ در حکمی سیدمجید پوراحمدی را به عنوان «مشاور وزیر و مدیرعامل صندوق اعتباری هنر» منصوب کرد؛ حکمی که در دوره وزارت سیدعباس صالحی نیز تمدید شد. پوراحمدی درگفتگو با ماهنامه صبا درباره صندوق توسعه هنر و انتقادها پیرامون آن صحبت کرده است که می‌خوانید.

 

  • شما بارها از «شفافیت» در عملکرد صندوق صحبت کردید. دقیقاً چه سازوکاری برای شفافیت در نظر گرفته‌اید و این گزارش‌ها که اشاره می‌کنید، کجا در دسترس است؟

شفافیت برای ما یک اصل است و همیشه هم مورد توجه مجمع بوده. همه‌ گزارش‌ها، مستندات و رسیدگی‌ها در دسترس بخش‌های نظارتی و بالادستی قرار دارد؛ بخش قابل توجهی از همین اطلاعات هم روی سایت صندوق منتشر می‌شود و در گزارش‌های رسمی ما قابل مشاهده است.

الان، اسامی افراد تحت پوشش صندوق – چه در حوزه‌ بیمه‌ درمان، چه بیمه‌ تأمین اجتماعی، چه مستمری و چه سایر موارد حمایتی – به‌همراه اساسنامه، آیین‌نامه‌ها و ضوابط، در سایت صندوق موجود است. هر چیزی هم که سامانه‌ شفاف‌سازی یا کارگروه شفاف‌سازی مطالبه کند، بلافاصله روی سامانه قرار می‌دهیم. این بخش، به‌نوعی وجه اصلی بحث شفافیت است؛ یعنی عملکرد یک مدیر باید همیشه شفاف و قابل رصد باشد. در عین حال، ساختاری طراحی شده که عموم مردم هم بتوانند به اطلاعاتی که برایشان مهم است، دسترسی داشته باشند.

ما همواره تلاش کرده‌ایم در گزارش‌های اطلاع‌رسانی‌مان – چه سالانه بعد از برگزاری مجامع، چه در مقاطع مختلف – آمار، اطلاعات و مسیرهای هزینه‌ای صندوق را اعلام کنیم: اینکه تعداد اعضا چقدر است، وضعیت بیمه‌ها چگونه است، چه تعداد بیمه‌ تکمیلی داریم، چه میزان مستمری پرداخت می‌شود و… نکته مهم دیگر این است که صندوق اعتباری هنر به‌دلیل مدل دریافت منابع و نوع مصارفش، در یک چارچوب مشخص و قابل کنترل عمل می‌کند. تعداد اعضا مشخص است، مبلغ پرداختی بیمه برای هر نفر روشن است؛ چه در بیمه‌ تکمیلی، چه در مستمری، چه در تأمین اجتماعی که برنامه‌های اصلی ما و بخش عمده‌ی هزینه‌های صندوق را تشکیل می‌دهند. بنابراین، منابعی که وارد می‌شود و خروجی‌ها و مصارف، کاملاً قابل ردیابی است؛ مثلاً مشخص است ماهانه چه میزان به حساب سازمان تأمین اجتماعی واریز می‌شود، چه مقدار برای بیمه‌ تکمیلی پرداخت می‌شود، چقدر برای مستمری‌ها هزینه می‌شود و…

با این همه، باز هم تلاش می‌کنیم گزارش‌های دقیق‌تر و حتی بخش‌هایی را که شاید قبلاً کمتر به آن پرداخته‌ایم، در اختیار رسانه‌ها قرار دهیم. اساساً موضوعی برای عدم ارسال یا پنهان‌کاری نداریم؛ هرچه تا امروز از ما خواسته‌اند، ارائه کرده‌ایم.

 

  • درباره‌ تسهیلات صندوق، بعضی هنرمندان معتقدند و بارها گلایه کرده‌اند که سقف وام‌ها برای افراد مختلف متفاوت است و روشن نیست این سقف‌ها بر چه مبنایی تعیین می‌شود. از طرفی، این انتقاد هم وجود دارد که شرایط بعضی تسهیلات که صندوق ارائه می‌دهد، چندان تفاوتی با بازار آزاد ندارد. چرا تسهیلات واقعاً «ویژه‌تر» نشده است؟

ما در صندوق، دو بخش عمده داریم: یک بخش «حمایت» که اساس کار صندوق است، و یک بخش «خدمات» که در مسیر جنبی و مکمل فعالیت‌ها قرار می‌گیرد؛ مانند خدماتی که در قالب «هنرکارت» ارائه می‌شود.

در بخش حمایت، یکی از موضوعات مهم «تسهیلات» است. اتفاقاً برای اینکه این حوزه را دقیق‌تر و شفاف‌تر کنیم – چون در سال‌های گذشته نه سامانه مشخصی در کار بود و نه فرآیند نظام‌مند و اعداد هم بسیار پایین‌تر بود – از زمانی که توانستیم از مدل «رسوب منابع» و «امتیازگیری» در تعامل با بانک‌ها استفاده کنیم، حجم پرداخت تسهیلات به‌شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد. این آمار هم منتشر شده و همواره در خبرها و گزارش‌ها اعلام کرده‌ایم.

برای اینکه یک مسیر مشخص و شفاف طراحی کنیم، در ابتدای هر سال، پیش‌بینی‌ای از میزان تسهیلاتی که می‌توانیم از همین محل رسوب منابع و امتیازگیری دریافت کنیم، انجام می‌دهیم. بر اساس منابعی که در طول سال به دست می‌آوریم – چه از طریق وزارت فرهنگ و ارشاد، چه سایر منابع – و با لحاظ مصارف سالانه، یک عدد کلان به‌عنوان سقف تسهیلات سالانه به دست می‌آید. این عدد، برای اینکه بتوانیم به‌صورت عادلانه تفویض اختیار کنیم، بر اساس چند شاخص بین بخش‌های مختلف توزیع می‌شود؛ از جمله بین استان‌ها. ما ۳۱ استان و یک مرکز داریم و اعضای صندوق در این استان‌ها پراکنده هستند. متناسب با تعداد اعضای هر استان و با درنظرگرفتن ضرایبی مثل «ضریب محرومیت»، بودجه تسهیلات بین استان‌ها توزیع و در اختیارشان قرار می‌گیرد. در تهران هم همین سازوکار وجود دارد؛ از طریق معاونت‌های تخصصی و «خانه‌ها» و مجموعه‌هایی که طبق آیین‌نامه مرجع معرفی اعضا هستند. به آن‌ها اعلام می‌شود که بر اساس چارچوب مشخص، می‌توانید اعضای خود را در بازه‌ی حداقل تا حداکثر مشخص‌شده معرفی کنید. این تفویض اختیار هر سال در ابتدای سال انجام می‌شود. از آن به بعد، ما در ستاد دیگر در انتخاب فرد دخالتی نداریم؛ فرآیند معرفی در سطح استان و مجموعه‌های مرجع انجام می‌شود. اسامی افراد دریافت‌کننده‌ تسهیلات مشخص است، در سامانه‌ها ثبت می‌شود و قابلیت اعلام و رصد دارد؛ بنابراین این بخش نیز روی روال مشخص و شفاف پیش می‌رود.

اما درباره‌ بخش «خدمات» و مثالی که فرمودید – مثل طرح خرید موتور – باید بگویم شاید جزئیات آن طرحِ خاص الآن دقیقاً در ذهنم نباشد، ولی اصل ماجرا این است: قبل از عقد هر قرارداد، همکاران ما تمام شرایط را بررسی می‌کنند. اگر یک فرد به‌صورت شخصی و از طریق روال عادی وارد سایت آن شرکت خدمت‌دهنده شود، یک سری امکانات و شرایط می‌گیرد. اما وقتی از مسیر صندوق وارد می‌شود، حتماً باید مزیت بیشتری دریافت کند؛ چه در تعداد اقساط، چه در میزان سود، چه در نحوه‌ اعتبارسنجی و سهولت فرآیند. اگر این تفاوت و مزیت وجود نداشته باشد، اصلاً همکاران ما وارد قرارداد نمی‌شوند. حتماً امتیازی وجود داشته که قرارداد منعقد شده؛ مثلاً در تعداد ماه‌های بازپرداخت، در پایین‌بودن سود، یا در این‌که اعتبارسنجی به‌صورت گروهی و از مسیر صندوق انجام می‌شود و فرد نیاز نیست همه‌ مراحل را از صفر به‌تنهایی طی کند.

 

  • خب، حالا که درباره انتقادها صحبت می‌کنیم، یکی از انتقادهایی که خودِ شما هم در گذشته چند بار مطرح کرده بودید، این بود که برخی با رانت و نام‌های جعلی عضو صندوق شده بودند. چه سرنوشتی پیدا کردند؟ آیا از صندوق خارج شده‌اند یا وضعیتشان روشن شده است؟

اتفاقاً در این زمینه کارهای خوبی انجام شد. وقتی یک جمعیت بزرگ در یک مجموعه از منافع مالی و خدمات حمایتی استفاده می‌کنند، تعیین تکلیف و شفاف‌سازی وضعیتشان زمان‌بر و دشوار است. مثل ماجرای یارانه‌ها که سال‌ها بحث بود چه کسی در کدام دهک است، چه کسی ناعادلانه حذف شده یا نشده. هرجا پای خدمات مالی و حمایتی به میان می‌آید، پالایش و تعیین تکلیف، کار آسانی نیست.

در مقطعی، دیدیم اگر بخواهیم با روش‌های معمول جلو برویم، شاید هرگز به هدف صددرصدی نرسیم و حتی ممکن است ناعدالتی یا ناحقی رخ دهد. برای همین، مدتی روی این موضوع کار کردیم و به مدلی رسیدیم که هم اثربخشی بالایی داشت و هم باعث شد اطلاعات ما به‌تدریج کامل‌تر شود. بر اساس این مدل، در هر استان، ابتدا گروهی از افرادی که از خدمات اصلی صندوق استفاده می‌کردند، شناسایی شدند. فرم‌ها و مشخصات این افراد به‌صورت بسته‌بندی‌شده در اختیار نماینده‌ صندوق در استان و مدیرکل استان قرار گرفت. بعد این بسته‌ها به شهرستان‌ها ارسال شد. من خودم چند سال مدیر شهرستان بودم و می‌دانم در شهرستان‌ها به‌دلیل جمعیت کمتر، ارتباطات نزدیک‌تر و شناخت عمومی بیشتر است؛ فعالان، خبرنگاران، نویسندگان و هنرمندان در یک شهر ۴۰–۵۰ هزار نفری یا ۱۰۰ هزار نفری تقریباً برای همه شناخته شده‌اند. بنابراین مدل را به‌گونه‌ای طراحی کردیم که شناسایی از درون شهرستان‌ها انجام شود، چون اعضای ما در همان‌جا زندگی و فعالیت می‌کنند.

به مدیران شهرستان‌ها حدود یک ماه زمان داده شد تا تک‌تک فرم‌ها را بررسی کنند؛ برخی افراد را حضوری دعوت کردند، بعضی را تلفنی، و مشخص کردند: این فرد فعالیت هنری دارد؛ این یکی چهار–پنج سال یا ده سال است فعالیتی نداشته؛ آن‌یکی اصلاً فعالیت فرهنگی‌ـ‌هنری ندارد و ارتباطش با این حوزه قطع است. بعد از حدود دو ماه بررسی در سطح شهرستان‌ها، تیمی خبره از ستاد تهران – شامل پنج، شش نفر – به استان‌ها رفتند. در هر استان حدود یک هفته مستقر می‌شدند. ابتدا با مدیران شهرستان‌ها جلسه‌ کارگروه برگزار می‌کردند، پرونده‌ تک‌تک افراد بررسی می‌شد، حتی در بعضی موارد با خود افراد تماس گرفته می‌شد یا دعوتشان می‌کردند. سپس نتایج هر شهرستان در جلسه‌ کارگروه استانی جمع‌بندی می‌شد. و در نهایت، برای هر استان مشخص شد که از مثلاً هزار نفر عضو، چندصد نفر هیچ‌گونه فعالیت هنری ندارند و طی سال‌ها به‌تدریج عضو شده‌اند بدون اینکه واجد شرایط واقعی باشند.

 

  • چند استان را با این شیوه بررسی و نهایی کرده‌اید؟ و آیا عددی که باید حذف می‌شد، قابل توجه بود؟

تا امروز ۲۷ استان را بررسی کرده‌ایم و در دو سه استان باقی‌مانده نیز تا پایان سال کار به نتیجه می‌رسد. در مجموع، عدد قابل‌توجهی – حدود ۷ تا ۸، شاید تا ۱۰ هزار نفر – شناسایی شدند که هیچ‌گونه فعالیتی در حوزه‌ فرهنگ و هنر ندارند. نکته مهم این است که ما در ستاد در این شناسایی نقشی نداشتیم؛ خود ادارات کل استان و ادارات شهرستان‌ها این بررسی را انجام داده‌اند.

 

  • آیا این افراد شامل محدودیت از دریافت تسهیلات هم شدند؟

برای این افراد محدودیت‌های لازم اعمال شد؛ یعنی در دو سه سال اخیر نتوانسته‌اند در بیمه‌ تکمیلی ثبت‌نام کنند، از بیمه‌ تأمین اجتماعی استفاده کنند یا از سایر خدمات صندوق بهره‌مند شوند. برای هر کدامشان پرونده‌ مشخصی وجود دارد و مسیر بررسی‌شان روشن است؛ از امضای مدیر شهرستان گرفته تا تأیید کارگروه استانی با حضور ۱۰–۱۵ نفر.

با این حال، به همه‌ این افراد پیامک هم داده شد و فرصتی یک تا سه‌ماهه برای ارائه‌ مدارک و مستندات گذاشته شد؛ اگر کسی می‌توانست ثابت کند که فعالیت هنری دارد و به هر دلیلی درست دیده نشده، پرونده‌اش مجدداً بررسی می‌شد. مجموع این موارد بازنگری‌شده در ۲۷ استان، نهایتاً حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بود. از سوی دیگر، تقریباً در این چند سال هیچ شکایت جدی و موثری از کسانی که محدودیت برایشان اعمال شد، نداشتیم؛ دلیلش این بود که مدل طراحی‌شده، دقیق و چندمرحله‌ای بود و تصمیم‌ها بر پایه‌ شناخت محلی و بررسی جمعی گرفته شد.

طبیعی است که شناسایی هنرمند، مثل کارمند نیست که ساعت ورود و خروج ثبت شود. ممکن است هنرمندی یک سال یا شش ماه فعالیتی نداشته باشد، اما همچنان هنرمند باشد. به همین خاطر، این طرح در ۲۷ استان حدود سه سال زمان برد تا به نقطه‌ فعلی برسیم.

 

  • حالا آن دسته از افرادی که شناسایی شدند و فعالیت هنری نداشتند، چه وضعیتی دارند؟ عضویت‌شان لغو شده؟ اگر تسهیلاتی گرفته بودند چه می‌شود؟

آن‌ها با محدودیت‌های جدی مواجه شده‌اند. در این دو سه سال، نتوانسته‌اند در بیمه‌ تکمیلی ثبت‌نام کنند، از بیمه‌ تأمین اجتماعی و سایر خدمات صندوق استفاده کنند. عملاً دسترسی‌شان به خدمات صندوق قطع شده است. برای هر نفر یک پرونده‌ کامل وجود دارد؛ فرم‌ها، امضاهای مدیر شهرستان، تأیید کارگروه استانی و…؛ یعنی ثبت شده که این فرد هیچ‌گونه فعالیت هنری و فرهنگی ندارد. در گذشته، جعل اسناد و نامه‌های سفارشی و روابط رانتی کم نبود؛ ولی با این مدل، به‌نظر ما یک مجموعه‌ نسبتاً شفاف و قابل دفاع شکل گرفته است. شاید دو سه استان باقی‌مانده هم تا آخر سال تعیین تکلیف شوند و بتوانیم با اطمینان بگوییم اعضای فعلی صندوق در یک چارچوب شفاف و دقیق قرار دارند. این خود یکی از مهم‌ترین گام‌ها در حوزه‌ شفافیت بوده است؛ اینکه مجموعه، مجموعه‌ای دقیق و پالایش‌شده باشد و «چیز گم‌شده‌ای» در آن نباشد.

 

  • صندوق با این وسعتِ اعضا، حتماً ساختار اداری بزرگ و پرهزینه‌ای دارد. به‌نظر برخی، وجوه اداری بر وجوه حمایتی صندوق می‌چربد. شما این نقد را می‌پذیرید؟ و اگر آری، راه برون‌رفت چیست؟

خیر، من این را نمی‌پذیرم. ببینید، ما با یک مجموعه‌ی حدوداً ۱۰۰ هزار نفره‌ فعال سروکار داریم. اگر کل افرادی را که طی سال‌ها وارد و خارج شده‌اند حساب کنیم، به حدود ۱۶۰–۱۷۰ هزار نفر می‌رسیم. در کنار این، گستره‌ خدمات را هم در نظر بگیرید: حدود ۴۸ هزار نفر تحت پوشش تأمین اجتماعی، چند هزار نفر بیمه‌ تکمیلی، چند هزار نفر مستمری، انواع تسهیلات، برنامه‌های تکریم، خدمات حمایتی، همکاری با شرکت‌های مختلف، هنرکارت و… تمام این حجم وسیع کار، در سطح ملی، با یک مجموعه‌ حدود ۶۰–۷۰ نفره اداره می‌شود. از نظر من، صندوق یک مجموعه‌ چابک، کوچک و فعال است. چه در دوره‌ ما، چه در دوره‌ مدیران گذشته، تلاش شده همیشه ساختار اداری «سنجیده و کنترل‌شده» باشد تا بخش حمایتی بتواند پررنگ و قوی عمل کند. از آن‌طرف، با همین تعداد محدود نیرو، حجم گسترده‌ای از خدمات و فعالیت‌ها ارائه می‌شود که شما و جامعه‌ هنری کم‌وبیش از آن اطلاع دارید. امروز صندوق اعتباری هنر یکی از نمادهای مهم حمایتی کشور و وزارت فرهنگ است. به‌نظرم وجه غالب صندوق، وجه حمایتی آن است، نه اداری.

برای نمونه، در سال‌های گذشته در زمان ثبت‌نام بیمه‌ تکمیلی، در ستاد صندوق صف‌های طولانی داشتیم؛ هنرمندان حضوری مراجعه می‌کردند و این خود یک چالش اداری بزرگ بود. اما در یکی دو سال اخیر، به‌خصوص امسال، تقریباً روزهای ستاد بسیار خلوت بود؛ چون تقریباً همه‌ی کارها از طریق سامانه‌ها و مسیرهای الکترونیک انجام شد. این یعنی ساختار اداری در خدمت تسهیل حمایت قرار گرفته، نه برعکس.

 

  • چشم‌انداز و نقطه‌ ایده‌آل شما برای صندوق اعتباری هنر چیست؟ دوست دارید صندوق به کجا برسد؟

بر اساس سیاست‌های دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد، و مطابق با برنامه‌های وزیر محترم، صندوق اعتباری هنر باید به نقطه‌ای برسد که هر هنرمند، در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود، هر نیازی که احساس کرد، مطمئن باشد جایی هست که می‌تواند به آن اتکا کند و بداند که در مواقع بحران، او را تنها نمی‌گذارد.

این نقطه‌ ایده‌آل زمانی خود را نشان می‌دهد که از هنرمندان بپرسند «نگاه شما به صندوق چیست؟» و آن‌ها با رضایت پاسخ بدهند. هر زمان به رضایت حداکثری – بالای ۹۰، ۹۵ درصد – نزدیک شدیم، احساس می‌کنیم تا حدی به رسالت‌مان عمل کرده‌ایم. چرا این عدد را می‌گویم؟ چون جامعه‌ فرهنگ و هنر، خود را زبان مردم می‌داند و سطح انتظاراتش به‌طور طبیعی بالاتر از میانگین جامعه است؛ چه اهالی رسانه، چه هنرمندان و اهل فرهنگ. اگر این قشرِ حساس و مطالبه‌گر به رضایت بالا برسند، یعنی ما توانسته‌ایم به انتظارات عمومی مردم هم فراتر و عمیق‌تر توجه کنیم.

 

  • به وضعیت صندوق در شرایط فعلی چه نمره‌ای می‌دهید؟

این‌که الآن نمره‌ صندوق چند است، واقعاً من نمی‌توانم عدد بدهم. صندوق در طول سال‌ها فراز و فرود داشته؛ دوره‌هایی با اعتراضات متعدد، دوره‌هایی با آرامش بیشتر. امروز به‌نظر می‌رسد – با توجه به فضایی که در رسانه‌ها و اطراف صندوق می‌بینیم – موضوع حاشیه‌برانگیز، پرتنش و پرچالشی جدی وجود ندارد. همین خود یک نشانه است که تلاش کرده‌ایم به بخش قابل‌توجهی از انتظارات پاسخ بدهیم، هرچند تا نقطه‌ ایده‌آل فاصله داریم. ما یک شعار کلیدی داریم که خیلی برایمان مهم است و سعی کرده‌ایم همه‌ همکاران به آن توجه ویژه داشته باشند: «بهترین کیفیت خدمت، در سریع‌ترین زمان.» یکی از مشکلات رایج در مدیریت کشور این است که طرح و ایده‌ خوب وجود دارد، اما در اجرا به چند چالش می‌خورد؛ به‌خصوص در «زمان». فرض کنید به شما بگویند تسهیلات ۲۰۰ میلیون تومانی بدون بهره به شما تعلق می‌گیرد؛ طبیعی است در لحظه خوشحال می‌شوید و می‌گویید طرح خوب و خدمت ارزشمندی است. اما اگر درگیر فرآیندی شوید که ده ماه طول بکشد تا وام را دریافت کنید، در پایان هم با اینکه پول را گرفته‌اید، رضایت اولیه‌تان کم‌رنگ می‌شود، چون در طول مسیر اذیت شده‌اید. مشکل بسیاری از خدمات خوب در کشور همین است: به‌خاطر طولانی شدن فرآیند و سخت شدن مسیر، آن خدمت خوب در چشم مردم دیده نمی‌شود. ما سعی کرده‌ایم در صندوق، هم کیفیت خدمت بالا باشد و هم زمان ارائه تا حد ممکن کوتاه؛ یعنی «بهترین کیفیت در کمترین زمان».

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی