طراحی لباس در سریال با طراحی صحنه، نورپردازی و فیلمبرداری هماهنگ شده تا لباسها همزمان به نوعی عملکرد دراماتیک و اعتبار تاریخی داشته باشند. مثلا رنگهای پالت شده لباسها متناسب با رنگبندی لوکیشنها انتخاب شدهاند تا قاب بصری قدرتمندی بسازد

سریال سووشون به عنوان اقتباسی از رمان سیمین دانشور توسط نرگس آبیار تولید شده و تیم طراحی لباس با هدف بازآفرینی مستندگونهی دوره تاریخی داستان وارد کار شدهاند؛ یعنی طراحی لباسها هم وفادار به دوره تاریخی و هم در خدمت روایت شخصیتها باشند.
رمان سووشون نوشته سیمین دانشوریکی از برجسته ترین آثار ادبی ایرانی معاصر است که با روایتی لایه لایه در بستر اجتماع رخ می دهد. این رمان زنانه در دوره تاریخی جنگ جهانی دوم حدود سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ خورشیدی یعنی دوران اشغال ایران توسط نیروهای متفقین انگلیس، روس و آمریکا اتفاق میافتد. در این زمان، رضاشاه پهلوی به اجبار از سلطنت کنار گذاشته شده بود و کشور در آشفتگی سیاسی و اقتصادی به سر میبرد و جنوب ایران از جمله شیراز که محل وقوع داستان است زیر نفوذ نیروهای انگلیسی قرار داشت.
جامعه ایران در آن روزگار جامعهای میان سنت و مدرنیته بود و با حضور خانها، ملاکها، و نفوذ انگلیسیها؛ پرده دیگری از دوران مدرن را تجربه می کرد. از آنجا که داستان سووشون در جنوب ایران و در شهر شیراز میگذرد، پوشش مردم تلفیقی از لباسهای سنتی محلی و تغییرات ناشی از دوران پهلوی اول و دوم بود. دورانی که متاثر از مد اروپا بود و زنان با جلوههای جدیدی از پوشش در انظار عمومی ظاهر میشدند.
در این دوره، پوشش زنان طبقات مختلف بسیار متفاوت بود و پوشش هر زن بر اساس طبقه اجتماعی که به آن تعلق داشت، تعریف میشد. بر اساس نوشتههای تاریخی زنان اشراف و طبقه متوسط شهری مثل زری در رمان سووشون، در خانه پیراهنهای بلند با آستینهای گشاد، معمولا از پارچههای گلدار یا حریر ایرانی میپوشیدند که گاهی هم روی آن جلیقه یا نیمتنههای مخملی بر تن میکردند. در بیرون از خانه هم مانتویی بلند یا چادر ملی یا چادر قجری که جلو باز بود و با روسری و دامن بلند ترکیب میشد ظاهر میشدند. زنان متمول تر نیز روسریهای بزرگ و گلدار اغلب از جنس حریر یا وال و گاهی از کلاه کوچک زیر روسری هم استفاده میکردند که مد جدیدی بود. گردنبندهای فیروزه، النگوهای نقره یا طلا، و گاه سنجاق سینههای وارداتی از اروپا نیز زینت بخش لباسهای زنان مدرن آن دوران بود. آرایشها ساده و ملایم بودند، اما در شهرها، مخصوصا در خانوادههای مرفه، رژ قرمز و ابروهای پررنگ رایج شده بود. از آن طرف زنان روستایی یا خدمتکاران پیراهن بلند و دامن چیندار، معمولا با یقه بسته و آستین بلند از پارچههای ضخیمتر و روسریهای بزرگ نخی یا چارقد در زیر چانه یا پشت گردن رنگهای تیرهتر می پوشیدند. با آنکه کفشهای ساده یا نعلین در آن زمان رواج داشت اما گاها زنان پابرهنه در محیط روستا رفت و آمد می کردند.
در رمان «سووشون»، تضاد میان پوشش سنتی زری و لباسهای اروپایی زنان انگلیسی در شیراز نماد شکاف فرهنگی و هویتی ایران در آن زمان است. سیمین دانشور با جزئینگری خاصش، این تفاوتها را برای نشان دادن کشمکش بین سنت و تجدد به کار برده. زری قهرمان رمان؛ نمادی از زن تحصیلکرده و اصیل ایرانی است که هنوز به سنتها وفادار است، بنابراین لباسش رسمی، آراسته و در عین حال پوشیده است.
طراحی لباس با پایبندی به دوره تاریخی
طراح لباس سریال سووشون «پگاه ترکی» است و با مشاهده قسمت اول سریال به نظر میرسد، فلسفه و رویکرد طراحی لباس پایبندی به مستندسازی تاریخی وهدف بازتولید دقیق حس آن زمان بوده زیرا پوششها بر اساس عکسها، اسناد تصویری و منابع تاریخی بازسازی شدهاند، اما در عین حال میتوان گفت طراح از جزئیات بصری برای بیان شخصیت دراماتیک نیز استفاده کرده است. طراح لباس از لباسهای زری با بازی (بهنوش طباطبایی) به عنوان ابزاری برای روایت شخصیت وی در داستان استفاده کرده است، به گونه ای که هم موقعیت اجتماعی، هم درونیات و تحول روانی او را منتقل میکند و لباس تنها، وجهه فشن و زیبایی و پوشش شخصیت داستان را ندارد. پالت رنگی کلی که برای لباس زری در سریال دیده میشود، تلفیقی از رنگهای پاستل و ملایم صورتی کمرنگ، آبیِ پاستلی و کرم است. شومیزهای یقهدار، پیراهنهای با پنس و گاهی یقه پاپیونی؛ مانتوی کوتاهتر یا پالتوهای کمردار در نماهای بیرونی؛ استفاده از کلاههای کوچک (هیت) در برخی نماها؛ انتخاب پارچههای نرم و رنگهای پاستل برای نشان دادن حساسیت، تربیت یافتگی و جایگاه اجتماعی از ویژگیهای لباسهای زری در سریال است. پوشش لباس زری در پایان روز و استفاده از پارچههای حریر در لباسهایی که در شب میپوشد، حسی رمانتیک و عاشقانه در ارتباطش با یوسف را منتقل میکند.
علاوه بر آن سیلوئتهای زنان شهری متأثر از مد دههی ۳۰ و۴۰ میلادی و اوایل پهلوی است به عنوان مثال یقههای مشخص، پیراهن و شومیزهای کمردار یا نیمتنهدار، کلاههای کوچک در نماهای بیرونی از بارزههای طراحی لباس زنان سریال است و مردان شهری کتوشلوار کلاسیک، کلاه فدورا یا شاپو، و مردان محلی شلوارهای گشاد، شال کمر و جلیقه بر تن دارند.
کت و شلواری ایرانی با تاسی از غرب
در این دوره کت و شلوار اروپایی بهتدریج جای لباسهای سنتی را گرفته بود، اما هنوز بعضی مردان در جنوب لباس سنتی میپوشیدند. مردان طبقه مرفه تر مانند یوسف در رمان سووشن؛ پیراهن سفید، شلوار پارچهای و جلیقه یا کت ساده نمادی از روشنفکری سنتگرا میپوشیدند؛ همچنین مردان در مجالس رسمی یا دیدار با انگلیسیها کتوشلوارغربی به تن داشتند و کراوات میزدند و کفش چرمی واکسزده و کلاه نمدی یا شاپو نیز در میان طبقات بالاتر رایج بود.
طراح لباس برای یوسف با (بازی میلاد) کیمرام کتوشلوار با برش سنتی اروپایی آن دوره طراحی کرده و به جای کراوات از دستمال یا شال گردن، کلاه لبهدار و کفشهای چرمی رسمی استفاده کرده است. این انتخابها نمادی از طبقهٔ تحصیلکرده و در تعامل با غرباند. در مقابل رنگهای زمینی و سیر قهوهای، سبز زیتونی، خاکی برای روستاییان در نظر گرفته شده است که این تضاد به کمک تشخیص طبقه و فضای اجتماعی داستان میآید. مردان محلی و کارگران هم لباسهای سادهتر و کاربردیتر مانند پیراهنهای نخی یا کرباسی، شلوارهای گشاد، شال دور کمر، گیوه یا کفش محلی با رنگها و بافتهای زمختتر بر تن دارند تا فاصله طبقاتی و معیشتی مشخص شود. یونیفرمها یا لباسهای غربی با جزئیات قابلتشخیص مثل کلاههای نظامی، کمربندها و تجهیزات نیز برای نیروی اشغالگربریتانیاییها در نظر گرفته شده است که تقابل بصری با مردم محلی ایجاد میکند.
پارچه، دوخت و جزییات اجرایی
دقت در انتخاب پارچهها برای لباسهای شخصیتهای داستان باعث شده تا پارچههای طبیعی مثل پنبه، پشم سبک، وال و حریر برای روسریها و مخلوطهای متناسب با جلوهی زمانه در نظر گرفته شود. همچنین در لباسهای رسمیتر از مخمل یا پارچههای با بافتِ کمی سنگینتر استفاده شده تا جلوه متناسب با جایگاه اجتماعی افراد نشان داده شود. از لحاظ دوخت هم دوختهای دورهای مثل یقههای پنسخورده، دکمههای پوشیده، نوارها و تزیینات ظریف روی پیراهن زنانه، تلاشی برای ایجاد اصالت و قابلیت باورپذیری تاریخی آن دوره دارد.
چهرههای زنان تلفیقی از سنتی و مدرن
طراح چهرهپردازی، آرایش، مو و پروتز سریال سووشون به عهده ایمان امیدواری بوده که وی برای آرایش زنان آن دوره، سبک ملایم و کلاسیک، ابروهای مرتب، رژ لبهایی با شدت متوسط و پنکیک مات را انتخاب کرده است. چهرهپردازی برای شخصیتهای شهری تمیز و متناسب و برای شخصیتهای فقیرتر سادهتر و طبیعیتر طراحی شده است. مدل موها برای زنان تلفیقی از حالتهای مرسوم آن دوره که شامل موجهای نرم، شینیونهای ساده یا موهای جمعشده بوده و گاه کلاه و روسری در نظر گفته شده است، در حالیکه در طول سریال، مردان را با تهریش یا ریشهای کوتاه دورهای و مدل موهای منظم میبینیم. استفاده از جزییاتی مثل عینک، ساعت جیبی، کیف، کمربند و کفش و در کل اکسسوریهای عصر بینالملل برای طبقات مرفه کمک میکند تا بیننده سریعا جایگاه اقتصادی و فرهنگی کاراکتر را تشخیص دهد.
تلفیق طراحی لباس با تولید و دکور
طراحی لباس در سریال با طراحی صحنه، نورپردازی و فیلمبرداری هماهنگ شده تا لباسها همزمان به نوعی عملکرد دراماتیک و اعتبار تاریخی داشته باشند. مثلا رنگهای پالت شده لباسها متناسب با رنگبندی لوکیشنها انتخاب شدهاند تا قاب بصری قدرتمندی بسازد. در نهایت میتوان گفت بازآفرینی دقیق آثار سینمایی در دورههای تاریخی، همیشه محدودیتهای تولیدی از جمله بودجه، دسترسی به پارچه یا اکسسوری ها و لوکیشن مناسب دارد و در سریال سووشون طراح و تیم تلاش زیادی برای مستندسازی و دستیابی به جزئیات کردهاند که به خوبی خودش را نمایان ساخته است.
مریم محمودخواه