«سرزمین فرشتهها» روایت زنی است که در دل ویرانی، تلاش میکند زندگی را برای گروهی از کودکان ممکن کند. فیلم با دوری از کلیشههای سینمای جنگ و تمرکز بر نگاه کودکان، بهجای فریاد، روایتی انسانی از امید و مقاومت ارائه میدهد.
«بیلبورد»، نخستین ساختهی سعید دشتی، میخواهد نقدی بر سینما و ستارهسازی باشد، اما خیلی زود در آشفتگی روایت و پراکندگی ایدهها گم میشود. فیلم که آشکارا از «بازی» دیوید فینچر الهام گرفته، بهجای یک افشاگری مؤثر، به تقلیدی کماثر و بیموضع تبدیل میشود.
فیلم جدید مهدی شامحمدی با محوریت عملیات اطلاعاتی نصر ۴ و موضوع نفوذ، علیرغم ایدههای جذاب و بازیهای قابل قبول، در ساختار روایت و منطق کشمکشها ضعفهای جدی دارد. خطوط داستانی زائد و تعلیقهای بیپشتوانه باعث شدهاند «جانشین» به اثری متوسط و پراکنده در سینمای دفاع مقدس تبدیل شود.
اولین فیلم مانی مقدم با وعده سفری میان خواب و بیداری آغاز میشود، اما هرچه جلوتر میرود، از جسارت رویاپردازی فاصله میگیرد و در اجرای ایدهاش به تعلیق و ابهام نصفهنیمه بسنده میکند.
تعقیب، سرعت و جاده سه ضلع اصلی «اسکورت» هستند؛ فیلمی که با انتخاب جهان شوتیها و اجرایی حسابشده، یکی از مهیجترین تجربههای اکشن سالهای اخیر سینمای ایران را رقم میزند.
«رقص باد» فیلمی نیست که با ضرباهنگ تندش تماشاگر را غافلگیر کند؛ این فیلم آرام پیش میرود، مکث میکند و به حافظه سر میزند. جواد حسینی با تکیه بر بازی درونی علیرضا شجاعنوری، تجربهای شاعرانه و شخصی خلق کرده است.
«آرامبخش» میخواهد روایتی درباره مادری، حق انتخاب و استقلال زن باشد؛ داستان زنی که برای حق مادریاش در برابر عرف، خانواده و قانون میایستد. اما فیلم در لحظات کلیدی، بهجای تقویت عاملیت زن، او را به شخصیتی واکنشی و سازشپذیر تقلیل میدهد و نقد ساختارهای ضدزن را به حاشیه میراند.
«خواب» با فضاسازی ذهنی و فاصله گرفتن از روایتهای معمول، تماشاگر را به جهانی میان بیداری و رویا میبرد. فیلم تازه مانی مقدم با تکیه بر بازیهای کنترلشده و درخشان بازیگرانش، تلاش میکند تجربهای متفاوت و تأملبرانگیز از سینمای روانشناسانه ارائه دهد.
فیلم سینمایی «قایقسواری در تهران» به کارگردانی رسول صدرعاملی، با روایتی طنزآلود و انسانی، داستان مردی میانسال را روایت میکند که در یک روز شلوغ شهری، ناخواسته با گذشته، انتخابها و مسئولیتهای زندگیاش روبهرو میشود؛ اثری خانوادگی که با استقبال مخاطبان همراه بوده است.
گیس، آگاهانه یا ناخودآگاه، این وضعیت را عادیسازی نمیکند، اما آن را ثبت میکند. خیانت زن، نه کنشی فردی، بلکه نشانهای از سازوکاری بزرگتر است؛ سازوکاری که در آن، حذف قهرمان کمهزینهتر از اصلاح ساختار است.