فیلم «دختر پریخانم» با جسارتی کمسابقه میکوشد درام روانشناختی، رئالیسم جادویی و روایتهای پستمدرن را در یک جهان واحد به هم پیوند بزند؛ تلاشی بلندپروازانه که از نظر بصری و نمادین چشمگیر است، اما در انسجام روایی و قرارداد ژانری دچار لغزش میشود.
«تقاطع نهایی» از آن دست فیلمهایی است که بیش از آنکه با عناصر فرمی مخاطب را درگیر کند، او را به تحلیل و تأمل فرا میخواند. فیلم سعید جلیلی با وجود ضعفهای روایی و اجرایی، در لایههای عمیقتر خود به نقد سازوکارهای سلطه، اعتماد و تملک میپردازد و از این منظر واجد اهمیت است.
در حالی که سینمای ایران سابقه درخشانی در خلق صحنههای اعدام با تعلیق و اضطراب ماندگار دارد، «زندهشور» با ناتوانی در فرم، روایت و هدایت بازیگران، یکی از آمادهترین موقعیتهای دراماتیک را به اثری شلخته و کماثر بدل میکند
«مارون» میتوانست روایتی جسورانه از تقاطع علم، اخلاق و قدرت باشد؛ اما آنچه بر پرده شکل میگیرد، نه یک تریلر علمی متقاعدکننده، بلکه تصویری خام، بیجان و ناکام از ایدهای است که هرگز به بلوغ سینمایی نمیرسد.
فیلم «گیس» به کارگردانی محسن جسور در چهارمین روز جشنوارهی فیلم فجر در کاخ رسانه به نمایش درآمد؛ اثری اجتماعی با محوریت فاجعهی انفجار پتروشیمی ماهشهر که کوشیده است فراتر از بازسازی حادثه، از دل آتش و دود، تصویر تازهای از معیشت، امید و مقاومت کارگران ایرانی بیرون بکشد.
فیلم «کوچ» ساخته محمد اسفندیاری با چهل دقیقهای درخشان در فضای روستایی، رابطهای صمیمی و باورپذیر میان مرادعلی و مادربزرگش میسازد؛ اما با ورود به شهر، دچار گسستی جدی در ریتم، فضا و روایت میشود و وحدت خود را از دست میدهد. با این حال، همین آغاز قدرتمند کافی است تا «کوچ» به اثری قابل تأمل در جشنواره فجر تبدیل شود.
در جهان «تقاطع نهایی شب»، بقا تنها زنده ماندن نیست؛ حفظ تصویر، جایگاه و روایت شخصی از خود است. فیلم تماشاگر را به تقاطعی میبرد که اخلاق، ترس و منفعت به هم میرسند و هیچ انتخابی بدون هزینه باقی نمیماند.
«اسکورت» فیلمی است که قهرمان و ضدقهرمانش را به شکل سنتی نشان نمیدهد و پیش از هر قضاوت، بحران اجتماعی پشت شوتیها را به تصویر میکشد.
فیلم سینمایی «پروانه» با اصرار بر بازنمایی مستقیم و چندباره صحنه اعدام، از مرز درام اجتماعی عبور کرده و به اثری نمادین و ایدئولوژیک بدل میشود؛ فیلمی که بیش از روایت، بر القای سیاهی، نفرت و بحران اعتماد به نهاد قضایی تمرکز دارد.
فیلم تازه محمدحسین مهدویان میخواهد اضطراب جمعی را در دل یک بحران واقعی بازنمایی کند، اما در غیاب کنش دراماتیک، شخصیتهای چندلایه و ریتم فشرده، این اضطراب در حد فضا باقی میماند و به تجربهای عاطفی بدل نمیشود.