موسیقی تیتراژ «هزار و یک شب»؛ آوایی برای شکستن سکوت
موسیقی تیتراژ «هزار و یک شب»؛ آوایی برای شکستن سکوت

برای سریالی در حد و اندازه هزار و یکشب که نام شهرزاد را نهفته و عیان بر خود دارد، نقش زنان در آن پررنگ‌تر از هر قصه‌ای تصویر شده است و محوریت داستان بر دوش شخصیت‌های زن است، حضور آوایی زنانه در موسیقی و آواز نه تنها بعید نیست که از واجبات است.

نمایشگاه مهر چهر و یک بدعت هنرمندانه «افسانه دماوند آواز ایران»
نمایشگاه مهر چهر و یک بدعت هنرمندانه «افسانه دماوند آواز ایران»

نمایشگاه «چهرِ مِهر» در موزه هنرهای معاصر تهران، فراتر از یک رویداد هنری، مواجهه‌ای صمیمی با میراث محمدرضا شجریان است؛ جایی که ساز، تصویر و خاطره در کنار هم، روایتی تازه از اسطوره‌ای زنده در فرهنگ ایران می‌سازند.

«سریال هزار و یک شب»؛آزمون تعادل میان ملودرام و اغراق
«سریال هزار و یک شب»؛آزمون تعادل میان ملودرام و اغراق

«هزار و یک شب» در قسمت چهارم، با ورود به تعارض‌های عاطفی و قدرت، جسورانه‌تر از قبل حرکت می‌کند؛ اما همین جسارت، ریسک‌هایی را آشکار می‌سازد که می‌توانند آینده سریال را تحت تأثیر قرار دهند.

سریال «محکوم»؛ وقتی شلوغی جای پیش‌روی را می‌گیرد
سریال «محکوم»؛ وقتی شلوغی جای پیش‌روی را می‌گیرد

قسمت شانزدهم «محکوم» بازتابی از وضعیت فعلی سریال است؛ مجموعه‌ای که با وجود پیشبرد اطلاعات مهم داستانی، به‌دلیل تراکم دیالوگ، آشفتگی روایت و نوسان لحن، از تعلیق و ضرباهنگ مؤثر فاصله گرفته و به‌جای ایجاد هیجان، مخاطب را خسته می‌کند.

«وحشی» و بازنمایی استثمار در زندان‌های سینمایی
«وحشی» و بازنمایی استثمار در زندان‌های سینمایی

تصویر زندان در سینما و سریال‌ها، مناسباتی خشن و سلسله‌مراتبی را بازنمایی می‌کند که با عناوین رسمی و بزک‌شده همخوانی ندارد و پرسش‌های جدی درباره نظارت و مسئولیت مدیریت زندان‌ها برمی‌انگیزد.

مروری بر کارنامه بهرام بیضایی/مردی که رفت و روایتی که ماند
مروری بر کارنامه بهرام بیضایی/مردی که رفت و روایتی که ماند

سینمای بیضایی مجموعه‌ای از ویژگی‌های مشخص و مشابه است که باعث شده آثار او از جریان قالب سینما جدا بوده و بسیار فراتر از سرگرمی و داستان و کاوشی عمیق از انسان محصور بین روایت‌های مختلف باشد.

«زیبا صدایم کن»؛ پدرانه، دخترانه، عاشقانه

«زیبا صدایم کن»، درباره مرد میانسالی به نام خسرو است که نزدیک به ۱۰ سال را در آسایشگاه روانی بستری بوده و حال می‌خواهد برای جشن تولد شانزده سالگی دخترش زیبا کنارش باشد.

«صددام» و فراموشی بدیهیات کمدی

ایده‌ای بکر، بازیگری محبوب، گریم کنجکاوی‌برانگیز و ستاره‌هایی خوش‌نام، می‌توانستند از «صددام» یک کمدی درست‌وحسابی بسازند؛ اما آنچه روی پرده می‌بینیم، مجموعه‌ای از شوخی‌های دم‌دستی، موقعیت‌های بی‌منطق و فیلمنامه‌ای است که بیش از هر چیز، مأموریت فروش را جدی گرفته و باقی بدیهیات سینما را به فراموشی سپرده است.

سریال «مو به مو»؛ دوربینی که سمت مردم عادی برگشت
سریال «مو به مو»؛ دوربینی که سمت مردم عادی برگشت

«مو به مو» برخلاف انبوه سریال‌های نمایش خانگی که با خانه‌های لوکس، روابط غیرمعمول و بحران‌های عجیب و نمایشی مخاطب را سرگرم می‌کنند دوربین را به سمت زندگی مردم عادی گردانده و داستان طبقه متوسط و رنج و دوام آوردن آن‌ها را به تصویر می‌کشد و به جای هیجان‌های مصنوعی با صداقت تلخ خود جزئیات زندگی‌های عادی را به تصویر می‌کشد.

«شیش ماهه»؛ تلنگری به خانواده، زندگی و مرگ در قاب شبکه سه
«شیش ماهه»؛ تلنگری به خانواده، زندگی و مرگ در قاب شبکه سه

«شیش ماهه» با ترکیب بازیگران شناخته‌شده و قصه‌ای که تلاش دارد طنز و تراژدی را در هم بیامیزد، این اثر با استقبال اولیه مخاطبان همراه شده، اما نقد‌های جدی درباره ریتم، شوخی‌ها و ساختار روایت آن مطرح است.