در امتداد فیلمهایی که به زبان انیمیشن نزدیک شدهاند، بچهٔ مردم روایت خود را بر پایهٔ حرکت، سرعت و انباشت ایدهها بنا میکند؛ فیلمی که بیش از آنکه کمیک باشد، تصویری تلخ از رهاشدگی و ناکامی یک زندگی است.
«سریال هزار و یک شب» تلاش میکند مرزهای سریالسازی ایرانی را جابهجا کند؛ جایی که فانتزی، ادبیات، واقعیت و کابوس در هم میآمیزند تا جهانی همزمان آشنا و بیگانه خلق شود و مخاطب نه صرفاً تماشاگر، بلکه شریک روایت شود.
«شفرونی» با ترکیب طنز، آشپزی و حضور چهرههای محبوب، توانسته جای خود را در میان مخاطبان ایرانی تثبیت کند. اما نقدهایی درباره تبلیغات زیاد و کمبود تنوع میهمانان نشان میدهد که برنامه هنوز راهی برای کامل شدن دارد.»
سقوط سلیقه کمدیسازی در ایران از دل روایت و شخصیتهای شلخته «کفایت مذاکرات» بیرون کشیده میشود؛ فیلمی که نمونهای از تکرار بیپایان ابتذال در سینمای تجاری امروز است.
فیلم با اتکا به شوخیهای کلامی و حضور پرانرژی بهرام افشاری میکوشد خود را سرپا نگه دارد، اما نبود منطق دراماتیک، انسجام روایی و شخصیتپردازی کافی باعث شده ظرفیت بالقوهاش هدر برود.
در شروع «هزار و یک شب»، روایت پرشتاب و فضای سنگین نشان میدهد که این سریال قصد دارد قصهای جسور، تلخ و پیچیده از روابط انسانی و بحرانهای شهری بازگو کند.
فیلم «بیسروصدا» با تمرکز بر شخصیتهایی بازنده اما انسانی، قصهای میسازد که تلخی آن از دل واقعیت برمیآید. اثری که با بازیهای قابلتوجه و جهان بصری دقیق، در اکران آنلاین بیش از پیش دیده میشود.
سینما برای کودکان فقط سرگرمی نیست؛ رسانهای است که میتواند ذهن، احساس و تخیل نسل آینده را شکل دهد. نگاهی به مهمترین جشنوارههای فیلم کودک جهان نشان میدهد که کشورها چگونه از تصویر برای آموزش، هویتسازی و پرورش سواد رسانهای بهره میگیرند؛ جایی که کودکان تنها تماشاگر نیستند، بلکه داور، خالق و شهروندان فعال فرهنگ بصریاند.
وحید نیکخواهآزاد با حسرت از رکود امروز سینمای کودک میگوید و معتقد است بیتوجهی مدیریتی، زنجیرهای را از هم گسسته که روزگاری این سینما را به دوران طلایی رسانده بود.
سریال «عملیات مهندسی» با روایتی تازه از یکی از تلخترین پروندههای دهه شصت، توانسته توجه مخاطبان را جلب کند؛ روایتی که حسین ترابنژاد، نویسنده آن، از دل اسناد واقعی و درامی پرتعلیق ساخته است.