برای سریالی در حد و اندازه هزار و یکشب که نام شهرزاد را نهفته و عیان بر خود دارد، نقش زنان در آن پررنگتر از هر قصهای تصویر شده است و محوریت داستان بر دوش شخصیتهای زن است، حضور آوایی زنانه در موسیقی و آواز نه تنها بعید نیست که از واجبات است.

برای مجموعهای که قابهای آن با وسواس تصویری ویژه بسته شده، داستان به شکل ساده سریالهای مرسوم روایت نمیشود و شکل اجرای هر بخش در کنار وزن اسامی عوامل که تک تکشان در زمره استادان سینما و تلویزیون ایران محسوب میشوند، موسیقیای از جنس قطعه بسیار زیبا و فاخر علیرضا قربانی و سحر محمدی بروجردی، قابل انتظار است. فضای هزار و یکشب، فضایی است آمیخته به تاریخ، به خواب و خیال و تخیل و درعین حال در کشاکش زمانهای موازی، رفت و برگشتهای دیروز و امروز. فضایی که صدای دوردستها را حتی در تصاویر امروزی خود به همراه دارد.
در چنین اتمسفری، سهراب پورناظری قطعهای ساخته است که توان این را دارد تا این صدای کهن را از حنجره علیرضا قربانی و سحر بروجردی متجلی کند. صدای زیر هردو خواننده، انگار سوت تاریخ است که در عصر ما پیچیده. چرخشهای قدمایی و تحریرها در آواز، بهرهگیری از اوجهای صدای هر دو خواننده، استفاده از کمانچه که رنگ و بویی اسطورهای به قطعه میدهد، همچنین بهره بردن از سازهای کوبهای و طبلهای بزرگ باعث شده است تا این قطعۀ بسیار کوتاه جایی محکم در ذهن مخاطب پیدا کند و بارها و بارها شنیده شود.
اما اصلیترین نکته در این قطعه، قطعا حضور پررنگ صدای سحر محمدی بروجردی خواننده خوشصدا و حرفهای ایرانی است. در شرایطی که بسیاری از خوانندگان زن در موسیقی ایران تلاش میکنند تا هنر آنان نیز همچون همکارانشان دیده و شنیده شود، علیرضا قربانی که پیوسته با حضور همکاران خانمش روی استیج، همراهیاش را نشان داده و در رپرتوار کنسرتها جایگاهی ویژه را برای آنها در نظر گرفته است، و از سویی دیگر سهراب پورناظری نیز که در مقام آهنگساز پیش از این قطعه هم نشان داده که برای شان بانوان موسیقی ایران، ارزشی خاص قائل است و در تمامی کنسرت-نمایشهایش بانوان حضوری فعال دارند، در قطعه هزار و یکشب، دست به دست هم دادهاند تا بتوانند جانی تازه به آواز زنان ایران ببخشند.
برای آنها که خان سحر محمدی بروجردی را نمیشناسند، لازم است بگوییم که او از حدود سن ۱۵ سالگی یادگیری ساز سهتار را آغاز کرد و پس از چند سال به آواز سنتی ایرانی روی آورد و زیر نظر کیخسرو پورناظری، افسانه رثایی و حمیدرضا نوربخش آموزش دید. همچنین در نوازندگی تار و سهتار از اساتیدی چون ارشد طهماسبی، محمدرضا لطفی و مسعود شعاری آموزش دیده است. همچنین او در تئاترهای موزیکال و اپراهای عروسکی مختلف حضور داشته و در پروژهها و مستندهای هنری همکاری کرده است. یکی از فعالیتهای مهم او، اجرای قطعات تئاتر دو لویل پاریس و حضور در جشنوارههای معتبر موسیقی جهان است.
پیش از این نیز مصطفی کیایی در چهارراه استانبول نشان داده بود که علاقمند به استفاده از موسیقیهای فکر شده برای اثرش است و از قطعهای از علیرضا قربانی با آهنگسازی حسام ناصری نیز استفاده کرده بود. در هزار و یکشب او و تیم موسیقی، شعری از حسین غیاثی را در نظر گرفته که موسیقی پورناظری روی آن آمده و ارکستر سمفونیک آرت بوداپست با رهبری آرتور والنتین گروس آن را نواخته است.
منیع: فیلیمو شات