«کوری» با حادثهای مرموز و مجموعهای از رازها آغاز شد، اما در مسیر رسیدن به پایان، بخشی از تمرکز روایی خود را از دست داد و نتوانست همه ظرفیتهای داستان را به سرانجام برساند.

به گزارش ماهنامه صبا؛سریال «کوری» به کارگردانی سجاد پهلوانزاده، در ابتدا با یک حادثه مرموز در مراسم عروسی، مخاطب را وارد یک درام جنایی کرد؛ اما داستان بهتدریج از یک پرونده ساده فاصله گرفت و به گذشته شخصیتها، رازهای پنهان و انگیزههای انتقامجویانه رسید.
یکی از نقاط قوت سریال در قسمتهای ابتدایی، پیش بردن همزمان معمای اصلی و روابط میان شخصیتها بود. همین ویژگی باعث شد «کوری» تنها به حل یک پرونده وابسته نباشد. با این حال، در ادامه برخی خردهداستانها از مسیر اصلی فاصله گرفتند و تکرار بعضی موقعیتها باعث افت ریتم شد.
ایده مرکزی «کوری» ظرفیت یک درام جنایی چندلایه را داشت، اما فیلمنامه در پرداخت برخی شخصیتها و روابط به اندازه کافی دقیق عمل نمیکند. رابطه حنا و یونس نمونهای از خط داستانی است که در ابتدا اهمیت زیادی پیدا میکند، اما در ادامه تأثیر تعیینکنندهای بر مسیر اصلی ندارد.
مسیر تحول یونس نیز از مهمترین بخشهای داستان است، اما این تغییر بیشتر از طریق اتفاقات بیرونی روایت میشود و کمتر فرصت پیدا میکند از نظر درونی و احساسی شکل بگیرد.
در بخش بازیها، امیر نوروزی از نقاط قوت سریال است و با بازی کنترلشده، شخصیت خود را باورپذیر ارائه میدهد. حدیث میرامینی نیز در نقش شمیم با استفاده از نگاه و واکنشهای جزئی، یکی از بازیهای قابل توجه سریال را ارائه کرده است. علی صالحی هم با وجود حضور محدود، عملکرد قابل قبولی دارد. در مقابل، مریلا زارعی در نقش شیدا در برخی لحظات نمیتواند به اندازه ظرفیت موقعیت، اضطراب و فروپاشی شخصیت را منتقل کند.
پایان «کوری» مسیر اصلی داستان را جمعبندی میکند و حادثه ابتدایی را به گذشته و انگیزههای شخصیتها پیوند میدهد؛ با این حال، برخی خردهداستانها در پایان آن وزن و اهمیتی را که در ابتدای سریال داشتند، پیدا نمیکنند.
در نهایت، «کوری» سریالی با شروع جذاب و ایدهای قابل توجه است که در مسیر رسیدن به پایان، بخشی از ظرفیتهای خود را از دست میدهد. نقطه ضعف اصلی نه در ایده اولیه، بلکه در حفظ تمرکز و پرداخت کامل شخصیتها و خردهداستانهاست.
نشر اول: فرارو