• کد خبر: 15874
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:12 بهمن 1404 ساعت: 13:48

قاتل ساخته می‌شود یا زاده؟ «غوطه‌ور» و بازگشت زخم‌های کودکی

غوطه‌ور فیلمی است با ایده‌های قابل‌تأمل، موتیف‌های نمادین مؤثر و ظرفیت بالای روان‌کاوانه، اما شتاب‌زدگی در روایت و پرداخت سطحی شخصیت‌ها مانع از تحقق کامل این ظرفیت‌ها می‌شود. فیلم بیش از آن‌که مخاطب را در عمق روان شخصیت‌ها غوطه‌ور کند، در سطح باقی می‌ماند.


فیلم غوطه‌ور در ظاهر یک درام پلیسی است، اما در لایه‌های زیرین خود تلاشی است برای بازنمایی مواجهه انسان با گذشته‌ای سرکوب‌شده، زخمی کهنه و حقیقتی که امکان نادیده‌گرفتن آن وجود ندارد. داستان حول محور پلیسی می‌چرخد که در آستانه ترفیع شغلی قرار دارد، اما ناخواسته درگیر پرونده‌ای جنایی می‌شود؛ پرونده‌ای که بنا بر قانون و منطق حرفه‌ای، نباید بیش از حد در آن دخالت کند. با این حال، فیلم از همان ابتدا نشان می‌دهد که مسئله اصلی نه قانون است و نه ارتقای شغلی، بلکه نیرویی درونی و مهارنشدنی است که شخصیت را به ماندن، پیگیری و غوطه‌ور شدن سوق می‌دهد.

روایت فیلم از انسجام نسبی برخوردار است، اما این انسجام در برخی نقاط، به‌ویژه در بخش پایانی، دچار خدشه می‌شود. فشار زمان‌بندی باعث شده است که برخی گره‌های داستانی با شتابی غیرمنطقی گشوده شوند. برای نمونه، کشف تالار جشن یا یافتن ماهک با سرعتی رخ می‌دهد که با منطق تعلیق و واقع‌نمایی داستان هم‌خوان نیست.

این شتاب‌زدگی موجب می‌شود مخاطب فرصت هم‌زیستی روانی با موقعیت‌ها را از دست بدهد و فرصت های دراماتیک فیلم آن‌طور که باید اثرگذار نباشند. در نتیجه، کنترل کشش روایی به‌درستی انجام نمی‌شود و فیلم در لحظات پایانی، به‌جای تعمیق، به جمع‌بندی عجولانه رضایت می‌دهد.با این حال، هم‌خوانی تم فیلم با فیلمنامه از نقاط قوت غوطه‌ور است. فیلم جهانی تیره، ناپایدار و مملو از ترس را تصویر می‌کند؛ جهانی که در آن هیچ‌چیز امن نیست و گذشته همچون سایه‌ای سنگین، حال را دربر گرفته است.این فضای سیاه نه‌تنها در روایت، بلکه در عناصر بصری، میزانسن و حتی انتخاب موتیف‌ها نیز نمود پیدا می‌کند. ترس در غوطه‌ور صرفاً یک عنصر ژانری نیست، بلکه حالتی روانی است که شخصیت‌ها را احاطه کرده و امکان رهایی را از آن‌ها سلب می‌کند.
انتخاب بازیگران را می‌توان یکی از نقاط مثبت فیلم دانست.

بازی‌ها کنترل‌شده و باورپذیرند، اما مشکل اصلی فیلم نه در توان بازیگران، بلکه در پرداخت ناکافی شخصیت‌ها نهفته است. شخصیت‌ها به‌جای آن‌که به‌تدریج و از خلال کنش و واکنش شکل بگیرند، اغلب به‌صورت مستقیم معرفی و افشا می‌شوند. لایه‌های پنهان روانی که می‌توانستند به پیچیدگی و عمق درام بیفزایند، بی‌واسطه در اختیار مخاطب قرار می‌گیرند. این مسئله باعث می‌شود فیلم به‌جای دعوت مخاطب به کشف، او را صرفاً در مقام دریافت‌کننده اطلاعات قرار دهد.

برخی کنش‌ها نیز فاقد ضرورت دراماتیک‌اند و بیشتر نقش تزیینی یا توجیهی دارند. برای مثال، دوستی حسن کارخانه با دختربچه‌ای خردسال، در نگاه اول کنشی غیرمنتظره و حتی مشکوک است، اما فیلم از این رابطه صرفاً برای سفیدسازی شخصیت حسن استفاده می‌کند.

در سطح نمادین، غوطه‌ور از موتیف‌های معناداری بهره می‌گیرد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها موتیف درهای بسته است؛ درهایی که شخصیت لیلا بارها با آن‌ها مواجه می‌شود. این درها نه‌فقط موانع فیزیکی، بلکه نشانه‌هایی از بن‌بست روانی‌اند؛ گویی لیلا در جهانی گرفتار شده که راه خروج از آن مسدود است. این تصویر، حس ترس، درماندگی و فقدان کنترل را به‌خوبی به مخاطب منتقل می‌کند.

بی‌خوابی حسن کارخانه نیز از دیگر موتیف‌های قابل‌تأمل فیلم است. چشم‌هایی که به خواب نمی‌روند، نمادی از ناتوانی در فراموشی و رها کردن گذشته‌اند. بر اساس خوانش روان‌کاوانه، خواب‌گریزی حسن را می‌توان نشانه‌ی وجدانی دانست که از پذیرش قانون و فاصله‌گرفتن از پرونده سر باز می‌زند. او اگرچه از نظر رسمی موظف به کنار کشیدن است، اما در سطح ناخودآگاه، درگیر پرونده‌ای است که رهایش نمی‌کند.

یکی از برجسته‌ترین دوگانگی‌های نمادین فیلم، تقابل میان آب به‌عنوان عنصر حیات‌بخش و آب به‌عنوان ابزار مرگ است. آب، که ذاتاً مایه آرامش و زندگی است، در فیلم با ورزش واترپلو و قهرمانی لیلا پیوند خورده و یادآور توانمندی، کنترل و حیات است. با این حال، همین عنصر در نهایت به ابزاری برای قتل و نابودی تبدیل می‌شود. این تناقض، بازتابی از وضعیت روانی شخصیت‌هاست؛ جایی که آن‌چه باید نجات‌بخش باشد، در بستری بیمار به عاملی مخرب بدل می‌شود.

در تحلیل روان‌کاوانه فیلم، شخصیت ماهک جایگاهی محوری دارد. او قاتلی زنجیره‌ای است که در کودکی به‌طور آشکار مورد آزار جنسی قرار گرفته و خانواده‌اش نیز با شانه خالی کردن از مسئولیت تربیتی، به سرکوب این آسیب دامن زده‌اند. بر اساس نظریه‌های روان‌کاوانه، تروماهای سرکوب‌شده در کودکی، در صورت عدم پردازش، در بزرگسالی به اشکالی بیمارگونه بازمی‌گردند. جنایت‌های ماهک را می‌توان تجلی بازگشت امر سرکوب‌شده دانست؛ بازگشتی خشونت‌آمیز که حاصل سال‌ها انکار، سکوت و بی‌توجهی است.

نقاشی‌های ماهک نیز به‌عنوان بازتابی از ناخودآگاه زخمی او عمل می‌کنند. این تصاویر، زبان گویای رنجی هستند که امکان بیان مستقیم آن وجود نداشته است. به عنوان مثال از بین رفتن شان و جایگاه اجتماعیش در حیطه ورزش واتر پلو و کشیدن نقاشی غرق شدن دختری در زمینه آبی رنگ کاغذ یکی از نمونه های بازتاب روانی او بود.

فیلم در این بخش، به لایه‌ای عمیق‌تر نزدیک می‌شود، اما باز هم می‌توانست با پرداختی دقیق‌تر، تأثیر روانی قوی‌تری بر مخاطب بگذارد.
در مجموع، غوطه‌ور فیلمی است با ایده‌های قابل‌تأمل، موتیف‌های نمادین مؤثر و ظرفیت بالای روان‌کاوانه، اما شتاب‌زدگی در روایت و پرداخت سطحی شخصیت‌ها مانع از تحقق کامل این ظرفیت‌ها می‌شود. فیلم بیش از آن‌که مخاطب را در عمق روان شخصیت‌ها غوطه‌ور کند، در سطح باقی می‌ماند.

منتقد: تارا کریمی

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها