فیلم جدید مهدی شامحمدی با محوریت عملیات اطلاعاتی نصر ۴ و موضوع نفوذ، علیرغم ایدههای جذاب و بازیهای قابل قبول، در ساختار روایت و منطق کشمکشها ضعفهای جدی دارد. خطوط داستانی زائد و تعلیقهای بیپشتوانه باعث شدهاند «جانشین» به اثری متوسط و پراکنده در سینمای دفاع مقدس تبدیل شود.

فیلم جدید مهدی شامحمدی روایت عملیات نصر چهار به فرماندهی شهید حسین املاکی است که به لحاظ ساخت نسبت به فیلم قبلی این کارگردان عقبگرد محسوب میشود.
فیلم «جانشین» به کارگردانی مهدی شامحمدی، با موضوعی در بستر دفاع مقدس و با محوریت عملیاتهای اطلاعاتی است. این فیلم، که پس از اثر نسبتاً موفق «مجنون» از همین کارگردان انتظارات خاصی را برانگیخته بود، متأسفانه نه تنها گامی به جلو محسوب نمیشود، که در بسیاری از جنبهها با عقبگردی محسوس مواجه است و در نهایت اثری متوسط و دارای نقاط ضعف اساسی در ساختار روایی از کار درآمده است.
داستان حول محور «حسین» (با بازی آرمان درویش) میچرخد که به همراه دوستانش یک افسر عراقی را میدزد و سپس نقشهی یک عملیات پیشدستانه به نام «نصر ۴» را علیه عراق طراحی میکند. در کنار این خط داستانی اصلی، فیلم با ماجرای «ناصر» و احتمال نفوذی بودن او بازی میکند. این ایدهی نفوذی به خودی خود جذاب و قابلیت گسترش داشت، اما فیلم در پرداخت آن با مشکلات بنیادین روبرو است.در این مورد اصلیترین سوالی که فیلم هرگز به آن پاسخ روشنی نمیدهد این است: چرا شناسایی این نفوذی خاص آنقدر حیاتی است؟ و ارتباط دقیق این نفوذی با خنثیسازی یا موفقیت عملیات نصر ۴ چیست؟ این ابهام، کل ماجرای تعقیب و شک و تردیدها حول ناصر را تا حد زیادی بیاثر میکند. از سوی دیگر، مبنای شک «مسعود» (با بازی امیر آقایی) نسبت به ناصر، بر اساس یک شایعه و شنیدههای سست استوار شده و هرگز یک پشتوانه منطقی ندارد. در نتیجه، تعلیق ایجادشده حول این شخصیت بیشتر مصنوعی و تحمیلی به نظر میرسد تا حاصل بافت طبیعی روایت.
یکی دیگر از نقاط ضعف داستان، ماجرای «فراموشی» حسین است. فیلم اصرار دارد که حسین فراموشی گرفته است. این فراموشی در این سی دقیقه هیچ کارکرد دراماتیک مؤثری ندارد. نه در پیشبرد طرح اصلی (نصر ۴ یا نفوذی) نقشی ایفا میکند، نه در عمق بخشیدن به شخصیت حسین کمکی میکند. در نهایت نیز «به یاد آوردن» ناگهانی و معجزهآسای او کاملاً غیرقابل باور و از جنس راهحلهای آسان و ارزان برای گرهگشایی است. حذف کامل این خط داستانی، هیچ خدشهای به کلیت فیلم وارد نمیکرد و حضور آن فقط باعث پراکندگی ذهن مخاطب و بیاعتباری بیشتر فضای روایت میشود.
در میان این ضعفها، بازی «زهرا» در نقش همسر حسین، خوب و به اندازه است. خود آرمان درویش هم بازی خوبی دارد و در چند لحظه بسیار خوب عمل میکند. در مجموع «جانشین» فیلمی است با ایدههایی بالقوه (مانند نبرد اطلاعاتی و نفوذ) که در مرحلهی اجرا و نگارش نهایی، غالبا ناتوان از پرورش و به ثمر رساندن آنهاست. فیلمنامه نیازمند بازنویسی برای مستحکم کردن منطق کشمکشها، حذف عناصر زائد (مانند خط فراموشی) و ایجاد ارتباطی علّی و معلولی محکم بین اجزای داستان بود. کارگردانی نیز نتوانسته بر این ضعفها سرپوش بگذارد. در نهایت، «جانشین» نه تنها نتوانسته به پای «مجنون» برسد، که حتی به عنوان یک اثر جنگی نیز به دلیل ضعف در «داستانگویی منسجم» و «ایجاد تعلیق منطقی»، اثرى متوسط از کار درآمده است.