• کد خبر: 16192
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:20 بهمن 1404 ساعت: 18:59

«بیلبورد»؛ هیچ‌چیز سر جایش نیست

«بیلبورد»، نخستین ساخته‌ی سعید دشتی، می‌خواهد نقدی بر سینما و ستاره‌سازی باشد، اما خیلی زود در آشفتگی روایت و پراکندگی ایده‌ها گم می‌شود. فیلم که آشکارا از «بازی» دیوید فینچر الهام گرفته، به‌جای یک افشاگری مؤثر، به تقلیدی کم‌اثر و بی‌موضع تبدیل می‌شود.


«بیلبورد»، فیلمی در ژانر ماجرایی و نخستین ساخته‌ی سعید دشتی است. فیلم، داستان یک سوپراستار سینما (آناهیتا درگاهی) را روایت می‌کند، که به دلیل مشکلاتی در زندگی شخصی‌اش مجبور می‌شود، تمام اعتبار خود در سطح جامعه را از بین ببرد. این فیلم با گرته‌برداری بسیار از فیلم «بازی ۱۹۹۷» ساخته دیوید فینچر ، سینما و حواشی آن‌ را مورد انتقاد قرار می‌دهد. اما انتقادی نه کامل و نه درست!  این فیلم پیش از آن‌که بتواند به نقدی جدی و ریشه‌دار درباره‌ی سینما، ستاره‌سازی یا حتی فروپاشی یک سلبریتی برسد، در دام آشفتگی و بی‌هدفی گرفتار می‌شود. «بیلبورد» تلاش می‌کند هم‌زمان سینمای مستقل، مناسبات ستاره‌ها، حاشیه‌های رسانه‌ای و حتی روان‌پریشی یک فرد مشهور را به چالش بکشد، اما هیچ‌کدام از این خطوط فکری به سرانجام مشخصی نمی‌رسند. فیلم مدام موضوع عوض می‌کند، بدون آن‌که بداند دقیقاً چه چیزی را و چرا مورد انتقاد قرار می‌دهد.

شخصیت اصلی، که قرار است نماینده‌ی یک سوپراستار سقوط‌کرده باشد، بیش از آن‌که یک کاراکتر چندلایه و قابل تحلیل باشد، به فردی کاملاً منفعل تقلیل پیدا می‌کند؛ انسانی آشفته که صرفاً دستورات یک صدای ناشناس را از پشت تلفن اجرا می‌کند. فیلم تا سکانس پایانی، نه هویت این فرد ناشناس را روشن می‌کند، نه رابطه‌ی او با شخصیت اصلی را معنا می‌بخشد و نه حتی ضرورت دراماتیک این اطاعت کورکورانه را توضیح می‌دهد. در نتیجه، آن‌چه باقی می‌ماند مجموعه‌ای از کنش‌های بی‌دلیل است که بیشتر از آن‌که تعلیق ایجاد کند، مخاطب را سردرگم می‌کند.

بزرگ‌ترین معضل «بیلبورد» نداشتن دغدغه‌ی مشخص  فیلمساز است. فیلم می‌خواهد معترض باشد، اما نمی‌داند به چه؛ می‌خواهد افشاگر باشد، اما چیزی را افشا نمی‌کند. این پریشانی ساختاری باعث می‌شود اثر نه‌تنها در انتقال پیام ناکام بماند، بلکه حتی در سرگرم‌کردن مخاطب نیز شکست بخورد. ریتم نامتوازن و تکرار موقعیت‌های بی‌ثمر، در بخش‌هایی فیلم را خسته‌کننده می‌کند و مخاطب را از همراهی با روایت بازمی‌دارد.

در نهایت، «بیلبورد» بیش از آن‌که نقدی بر سینما و ستاره‌سالاری باشد، تصویری ناتمام از ذهن آشفته‌ی یک شخصیت است؛ تصویری که نه به تحلیل روان‌شناختی می‌رسد و نه به یک موضع انتقادی روشن. فیلم می‌خواهد شبیه فیلم «بازی» دیوید فینچر باشد، اما بدون جهان‌بینی منسجم و هدف مشخص، تنها به تقلیدی پراکنده و کم‌اثر بسنده می‌کند.

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها