• کد خبر: 16668
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۲۹ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۱۶:۳۰

«حیوانات»؛ بن افلک در سایه سینمای کوروساوا

فیلم «حیوانات» به کارگردانی بن افلک، با تکیه بر ماجرای آدم‌ربایی و دوراهی اخلاقی ناشی از آن، یادآور آثاری است که پیش‌تر در سینمای آکیرا کوروساوا به تقابل ثروت، وجدان و مسئولیت انسانی پرداخته‌اند. بااین‌حال، افلک در بازآفرینی این موقعیت آشنا و پیوند دادن آن با رقابت‌های سیاسی و بحران‌های خانوادگی، به عمق و انسجامی که این ایده طلب می‌کند نمی‌رسد؛ نتیجه، تریلری است که زیر سایه نمونه‌های شاخص پیشین، برای تثبیت هویت مستقل خود با چالش روبه‌رو می‌شود.


فیلم «حیوانات» (Animals) به کارگردانی و بازی بن افلک، در ظاهر همه عناصر لازم برای یک تریلر جنایی و سیاسی جذاب را در اختیار دارد: آدم‌ربایی، باج‌خواهی، رقابت انتخاباتی، بحران خانوادگی و سیاستمداری که در لحظه‌ای سرنوشت‌ساز باید میان منافع شخصی و مسئولیت اخلاقی دست به انتخاب بزند. بااین‌حال، آنچه روی پرده شکل می‌گیرد، فاصله محسوسی با ظرفیت‌های اولیه داستان دارد. افلک در تازه‌ترین تجربه کارگردانی خود، به‌جای آنکه از این موقعیت به روایتی چندلایه درباره قدرت، ثروت و وجدان برسد، اثری ارائه می‌کند که در شخصیت‌پردازی و ایجاد تعلیق، پایین‌تر از انتظاری قرار می‌گیرد که از کارگردان «آرگو» و «شهر» می‌رود.

«حیوانات» از آن دسته فیلم‌هایی است که مسئله‌اش را درست انتخاب می‌کند، اما در تبدیل آن به درامی مؤثر به مشکل برمی‌خورد. پرسش اصلی فیلم، ظرفیت آن را دارد که تا مدت‌ها پس از پایان داستان در ذهن تماشاگر باقی بماند؛ اما پاسخ سینمایی اثر به‌اندازه پرسشی که مطرح می‌کند، پیچیده و تأمل‌برانگیز نیست.

بحران یک سیاستمدار؛ فرصتی که به درام تبدیل نمی‌شود

داستان درباره مارک کیمبال، نامزد شهرداری لس‌آنجلس با بازی بن افلک، و همسرش ابیگیل با بازی کری واشینگتن است. زندگی این زوج با یک تماس تهدیدآمیز از مسیر عادی خود خارج می‌شود؛ فرزندشان ربوده شده و آدم‌ربایان برای آزادی او درخواست باج کرده‌اند. اما ماجرا خیلی زود ابعادی پیچیده‌تر پیدا می‌کند و روشن می‌شود کودکی که ربوده شده، در واقع پسر خانواده دیگری است. همین اشتباه، بحران را از یک ماجرای خصوصی به موقعیتی اخلاقی و اجتماعی تبدیل می‌کند؛ موقعیتی که در آن، ثروت، جایگاه سیاسی و ارزش جان انسان‌ها در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

مارک سیاستمداری است که برای رسیدن به قدرت، به تصویری عمومی از خود به‌عنوان فردی مسئول و مدافع ارزش‌های انسانی نیاز دارد. اکنون او با بحرانی روبه‌روست که دیگر نمی‌تواند آن را صرفاً با مدیریت رسانه‌ای یا حفظ ظاهر کنترل کند. تصمیم‌هایش مستقیماً بر سرنوشت کودکی تأثیر می‌گذارد که به خانواده او تعلق ندارد؛ اما نجات او می‌تواند هزینه‌هایی جدی برای زندگی شخصی و آینده سیاسی مارک داشته باشد.

این موقعیت، مهم‌ترین امتیاز فیلمنامه است. فیلم می‌توانست از دل آن، تناقض میان شعارهای سیاسی و رفتار واقعی صاحبان قدرت را بیرون بکشد و نشان دهد اصول اخلاقی در شرایط بحرانی تا چه اندازه دوام می‌آورند. بااین‌حال، فیلمنامه به‌جای آنکه این تناقض را در تصمیم‌های دشوار و پیامدهای غیرقابل‌پیش‌بینی گسترش دهد، بارها به توضیح موقعیت و یادآوری اهمیت بحران بازمی‌گردد. به همین دلیل، مسئله‌ای که باید به‌تدریج پیچیده‌تر شود، در بخش‌هایی از فیلم به ایده‌ای تکرارشونده تبدیل می‌شود.

فیلمنامه‌ای که ایده‌هایش را نیمه‌کاره رها می‌کند

یکی از مهم‌ترین انتقادهایی که در نقدهای منتشرشده درباره «حیوانات» دیده می‌شود، ضعف در پیوند دادن عناصر داستانی است. فیلم سه نویسنده دارد: بن افلک، بیلی ری و کانر او. مک‌اینتایر؛ اما حاصل کار، به اعتقاد شماری از منتقدان، از انسجام لازم برخوردار نیست. برای نمونه، برایان تالریکو در راجر ایبرت معتقد است بازنویسی‌های متعدد به از دست رفتن تمرکز، شخصیت‌پردازی و تنش داستانی منجر شده‌اند. نقد نیویورک تایمز نیز فیلمنامه را گرفتار زیاده‌گویی و پرداختی کم‌رمق می‌داند.

مشکل فقط این نیست که برخی اتفاق‌ها قابل‌پیش‌بینی‌اند؛ مسئله این است که اتفاق‌های مهم داستان همیشه به تحول معناداری در شخصیت‌ها منجر نمی‌شوند. تماشاگر انتظار دارد هر افشاگری، برداشت او از روابط را تغییر دهد و هر تصمیم، پیامد تازه‌ای ایجاد کند. اما «حیوانات» در بخش‌هایی از روایت، به‌جای پیشروی از طریق کشمکش‌های دراماتیک، به توضیح اطلاعات و تکرار تعارض‌های موجود متکی می‌شود.

شخصیت ابیگیل نمونه‌ای از این مشکل است. او در ظاهر زنی است که هم‌زمان باید با تهدید بیرونی و بحران در رابطه زناشویی‌اش کنار بیاید؛ اما فیلم اطلاعات کافی درباره جهان درونی و انگیزه‌های او ارائه نمی‌کند تا تصمیم‌هایش در تمام لحظات باورپذیر باشند. به این ترتیب، روابط خانوادگی که می‌توانستند به یکی از موتورهای اصلی تعلیق تبدیل شوند، گاهی به حاشیه‌ای برای پیشبرد ماجرای جنایی بدل می‌شوند.

سایه کوروساوا؛ مسئله‌ای فراتر از شباهت داستان

مقایسه «حیوانات» با فیلم «بهشت و دوزخ» ساخته آکیرا کوروساوا و «بالاترین و پست‌ترین» ساخته اسپایک لی، از بحث‌های مهم پیرامون این اثر است. هر دو فیلم پیشین نیز بر موقعیت آدم‌ربایی اشتباه و معضل اخلاقی ناشی از آن تکیه دارند. در نتیجه، شباهت طرح مرکزی «حیوانات» به این آثار به‌سادگی از نظر منتقدان دور نمانده است.

البته استفاده دوباره از یک موقعیت داستانی، به‌خودی‌خود نشانه ضعف نیست. تفاوت یک بازآفرینی موفق با تکراری کم‌اثر، در زاویه نگاه و معنایی است که به داستان آشنا اضافه می‌کند. افلک با انتقال بحران به فضای رقابت سیاسی معاصر و قرار دادن یک نامزد شهرداری در مرکز ماجرا، فرصت داشت روایت متفاوتی درباره مناسبات قدرت و ارزش‌گذاری جان انسان‌ها ارائه دهد.

اما این ظرفیت به نتیجه‌ای قانع‌کننده نمی‌رسد. فیلم به موضوعاتی چون مهاجرت، اختلاف طبقاتی و دورویی سیاسی نزدیک می‌شود، ولی به‌جای آنکه آن‌ها را در ساختار درام به هم پیوند دهد، اغلب در حد نشانه‌هایی باقی می‌گذارد که اهمیت اجتماعی داستان را یادآوری می‌کنند. آنچه کم است، نه تعداد موضوعات جدی، بلکه عمقی است که باید از برخورد این موضوعات با یکدیگر به وجود بیاید.

در چنین شرایطی، مقایسه با آثار پیشین اجتناب‌ناپذیر می‌شود؛ نه صرفاً به دلیل شباهت داستان، بلکه به این دلیل که آن فیلم‌ها از موقعیت مشابه برای ساختن تعارض‌های اخلاقی ماندگارتر استفاده کرده‌اند.

بن افلک؛ بازیگری که زیر سایه کارگردان می‌ماند

بن افلک در سال‌های گذشته با فیلم‌هایی مانند «دختر گمشده»، «شهر» و «آرگو» نشان داده است که توانایی قابل‌توجهی در روایت داستان‌های جنایی و مدیریت بحران‌های پیچیده دارد. از همین رو، انتظار از «حیوانات» صرفاً تماشای یک فیلم دلهره‌آور دیگر نیست؛ مخاطب از افلک انتظار دارد روابط انسانی و فشارهای بیرونی را در ساختاری حساب‌شده به هم پیوند دهد.

بااین‌حال، نقش‌آفرینی او در این فیلم نیز به اندازه‌ای که موقعیت داستانی اجازه می‌دهد، پیچیدگی پیدا نمی‌کند. مارک کیمبال باید سیاستمداری باشد که میان حفظ تصویر عمومی، منافع شخصی و وجدان خود گرفتار شده است؛ شخصیتی که تصمیم‌هایش می‌توانند مرز میان یک انسان اخلاق‌مدار و فردی فرصت‌طلب را آشکار کنند. اما فیلمنامه در ترسیم این تضادها به اندازه کافی جسور نیست و در نتیجه، مارک بیشتر درگیر بحران می‌شود تا اینکه از خلال آن به شخصیتی عمیق و چندوجهی تبدیل شود.

کری واشینگتن نیز با وجود حضور پررنگ در نقش ابیگیل، از محدودیت‌های شخصیت‌پردازی رهایی پیدا نمی‌کند. در مقابل، جیلیان اندرسون با ایفای نقش دیل برتون، متخصص مدیریت بحران، به فیلم حضوری متفاوت می‌بخشد. تسلط و خونسردی این شخصیت در موقعیت‌های پرتنش، از معدود عناصری است که می‌تواند توجه تماشاگر را در بخش‌هایی از روایت حفظ کند. بااین‌حال، حضور بازیگری توانمند به‌تنهایی نمی‌تواند جای خالی شخصیت‌پردازی دقیق را پر کند.

تعلیقی که به اندازه بحران پیش نمی‌رود

در فیلمی که آدم‌ربایی و تهدید جانی را به مرکز داستان تبدیل کرده، تعلیق باید از دل تصمیم‌های دشوار، اطلاعات ناقص و پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر شکل بگیرد. تماشاگر باید احساس کند که با هر انتخاب، احتمال وقوع فاجعه بیشتر یا کمتر می‌شود و هیچ تصمیمی بدون هزینه نیست.

«حیوانات» در طراحی موقعیت اولیه موفق عمل می‌کند، اما در حفظ این فشار در طول روایت به مشکل می‌خورد. بحران بزرگ است، بازیگران شناخته‌شده‌اند و پیامدهای تصمیم‌ها می‌توانند زندگی چند خانواده را دگرگون کنند؛ بااین‌حال، شدت موقعیت همیشه به تنش دراماتیک تبدیل نمی‌شود. برخی صحنه‌ها به‌جای آنکه اطلاعات تازه‌ای درباره شخصیت‌ها آشکار کنند یا مسیر داستان را تغییر دهند، صرفاً امتداد همان بحرانی هستند که پیش‌تر معرفی شده است.

این مسئله در شیوه کارگردانی نیز بازتاب پیدا می‌کند. افلک در آثار موفق‌تر خود نشان داده که چگونه می‌توان با کنترل اطلاعات و تنظیم ضرباهنگ، تماشاگر را درگیر یک روایت جنایی کرد. اما در «حیوانات»، توانایی فنی او به خلق تجربه‌ای به همان اندازه منسجم و پرکشش منجر نمی‌شود. در نتیجه، فیلم با وجود موضوع پرتنش خود، در بخش‌هایی فاقد آن انرژی و ضرباهنگی است که از یک تریلر سیاسی انتظار می‌رود.

جمع‌بندی؛ فیلمی که از ظرفیت‌های خودش عقب می‌ماند

«حیوانات» را نمی‌توان صرفاً به دلیل استفاده از یک ایده آشنا یا پرداختن به موضوعات سیاسی و اجتماعی نقد کرد. مشکل اصلی، فاصله‌ای است که میان ظرفیت داستان و نتیجه نهایی وجود دارد. فیلم با موقعیتی آغاز می‌شود که می‌تواند به بررسی عمیق قدرت، مسئولیت اخلاقی، اختلاف طبقاتی و تناقض‌های زندگی خصوصی سیاستمداران منجر شود؛ اما در ادامه، بخش مهمی از این ظرفیت را در فیلمنامه‌ای کم‌رمق و شخصیت‌هایی که فرصت کافی برای پیچیده‌شدن پیدا نمی‌کنند، از دست می‌دهد.

نکته قابل‌توجه آن است که ضعف‌های فیلم به معنای بی‌ارزش بودن ایده مرکزی آن نیست. برعکس، «حیوانات» نشان می‌دهد که هنوز می‌توان از یک بحران جنایی برای طرح پرسش‌های اخلاقی و سیاسی استفاده کرد؛ اما صرف انتخاب چنین موضوعی برای خلق یک اثر ماندگار کافی نیست. سینما زمانی از دل این موقعیت‌ها به درامی اثرگذار می‌رسد که شخصیت‌ها در برابر انتخاب‌های دشوار تغییر کنند، روابطشان زیر فشار بحران معنای تازه‌ای پیدا کند و پایان داستان نتیجه منطقی همین مسیر باشد.

بازخوردهای انتقادی نیز عمدتاً بر همین فاصله دست می‌گذارند. امتیاز فیلم در راتن تومیتوز هنگام بررسی ۳۲ درصد از ۷۳ نقد منتقدان بود و در میان نقدهای منفی، ضعف فیلمنامه و کمبود تعلیق بیش از دیگر مسائل تکرار می‌شد. در عین حال، حضور بازیگران شناخته‌شده و برخی لحظات پرتنش برای بخشی از تماشاگران جذاب بوده است.

در نهایت، «حیوانات» بیش از آنکه شکست کامل بن افلک در مقام کارگردان باشد، تجربه‌ای است که نشان می‌دهد حتی یک ایده مناسب و گروهی حرفه‌ای نیز بدون فیلمنامه‌ای منسجم نمی‌توانند به نتیجه‌ای درخشان برسند. فیلم می‌خواهد درباره انسان‌هایی باشد که زیر فشار قدرت و منفعت، چهره واقعی خود را نشان می‌دهند؛ اما در مسیر روایت، خودش نیز گرفتار همان مسئله‌ای می‌شود که قصد دارد به تصویر بکشد: فاصله میان آنچه وعده می‌دهد و آنچه در عمل ارائه می‌کند.

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی