• کد خبر: 16690
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۵ آبان ۱۴۰۵ ساعت: ۱۲:۴۰

«کایوت در برابر اکمی»؛ بازنده‌ای که تسلیم نشد!

اگر سال‌ها ابزارهای یک شرکت تو را به شکست کشانده باشند، آیا وقت شکایت نرسیده است؟ «کایوت در برابر اکمی» با تبدیل یکی از شوخی‌های قدیمی لونی تونز به یک پرونده قضایی، روایتی متفاوت از مبارزه یک بازنده همیشگی با قدرتی بزرگ‌تر می‌سازد.


به گزارش صبا؛ سال‌ها بود که وایل ای. کایوت فقط یک قربانی خنده‌دار بود؛ موجودی که هر بار با امیدی تازه ابزارهای اکمی را می‌خرید، نقشه می‌کشید و در نهایت با یک انفجار یا سقوط دیگر به نقطه اول برمی‌گشت. «کایوت در برابر اکمی» همین چرخه تکراری را برمی‌دارد و یک سؤال ساده اما هوشمندانه مطرح می‌کند: اگر تمام این شکست‌ها تقصیر شرکتی باشد که محصولات معیوب می‌فروشد، چرا کسی از آن شکایت نکند؟ همین ایده، فیلم دیو گرین را از یک نوستالژی صرف به کمدی‌ای تبدیل می‌کند که هم به روح لونی تونز وفادار می‌ماند و هم آن را به بستری برای نقد قدرت شرکت‌های بزرگ تبدیل می‌کند.

بزرگ‌ترین امتیاز فیلم این است که شخصیت کایوت را تغییر نمی‌دهد؛ بلکه زاویه نگاه ما را عوض می‌کند. او هنوز همان موجود سمج و شکست‌ناپذیر در امیدواری است که حاضر نیست از تعقیب رودرانر دست بکشد، اما این بار شکست‌هایش دیگر صرفاً شوخی نیستند؛ نشانه‌های سیستمی هستند که از ناکامی او سود می‌برد. فیلمنامه سامی برچ، با الهام از مقاله‌ای طنزآمیز از ایان فریزر، اکمی را به شرکتی همه‌کاره تبدیل می‌کند که محصولاتش بارها زندگی مشتری خود را به خطر انداخته‌اند، بی‌آنکه مسئولیت روشنی بپذیرد. همین ایده، فیلم را از یک کمدی دادگاهی معمولی فراتر می‌برد و به کنایه‌ای درباره قدرت اقتصادی و مسئولیت‌پذیری تبدیل می‌کند.

جذابیت فیلم در پیوند دادن طنز کلاسیک لونی تونز با جهان واقعی است. انفجارها، ابزارهای عجیب و شکست‌های پیاپی، همان حس آشنای کارتون‌های قدیمی را حفظ می‌کنند؛ اما این بار در دل یک داستان حقوقی قرار می‌گیرند. فیلم در بهترین لحظاتش نشان می‌دهد که برای زنده نگه داشتن شخصیت‌های قدیمی، لزوماً نباید گذشته را تکرار کرد؛ کافی است موقعیتی تازه برای آن‌ها ساخت.

ویل فورته در نقش وکیل کایوت، شخصیتی دستپاچه و نه‌چندان موفق می‌سازد که به‌خوبی با موکلش تناسب دارد. جان سینا نیز در نقش وکیل اکمی، با اعتمادبه‌نفس و رفتار مقتدرانه‌اش، سوی دیگر این تقابل را شکل می‌دهد. تضاد میان این دو، موقعیت‌های کمیک مناسبی می‌آفریند و اجازه می‌دهد شخصیت‌های کارتونی همچنان مرکز توجه باقی بمانند.

بااین‌حال، فیلم در گسترش ایده اولیه همیشه موفق نیست. هرچه پرونده حقوقی پیچیده‌تر می‌شود، روایت در بخش‌هایی از انرژی خود فاصله می‌گیرد. شوخی‌های تصویری جای خود را به توضیحات داستانی می‌دهند و ریتمی که می‌توانست یادآور بهترین لحظات کارتون‌های کلاسیک باشد، گاهی افت می‌کند. فیلم در بعضی صحنه‌ها بیش از اندازه به توضیح دادن ماجرا متکی است؛ درحالی‌که قدرت اصلی کایوت، در سادگی و سماجت او نهفته است.

با وجود این ضعف‌ها، «کایوت در برابر اکمی» در مقایسه با بسیاری از آثار متکی بر نوستالژی، ایده‌ای قابل دفاع دارد. فیلم صرفاً از شخصیت‌های محبوب گذشته برای جلب توجه استفاده نمی‌کند، بلکه برای بازگشت آن‌ها دلیلی تازه پیدا می‌کند. کایوت این بار قرار نیست فقط رودرانر را تعقیب کند؛ او می‌خواهد ثابت کند که حتی یک بازنده هم حق دارد در برابر قدرتی بزرگ‌تر از خودش بایستد.

سرنوشت واقعی فیلم نیز به این مضمون معنای بیشتری می‌دهد. پروژه‌ای که پس از تکمیل تولید از سوی برادران وارنر کنار گذاشته شد، سرانجام با خرید حقوق آن از سوی یک پخش‌کننده مستقل به سینما رسید. این اتفاق، فیلم را به نمونه‌ای جالب از تقابل میان ارزش یک اثر هنری و تصمیم‌های اقتصادی شرکت‌های بزرگ تبدیل می‌کند؛ هرچند به‌خودی‌خود نمی‌تواند ضعف‌های روایی آن را بپوشاند.

در نهایت، «کایوت در برابر اکمی» شاهکاری بی‌نقص نیست، اما کمدی‌ای خوش‌فکر است که از دل یک شوخی قدیمی، موضوعی امروزی بیرون می‌کشد. فیلم در حفظ ریتم و گسترش داستان گاهی کم می‌آورد، اما ایده مرکزی آن همچنان جذاب است: شاید کایوت هنوز نتوانسته رودرانر را بگیرد، اما این بار دست‌کم تصمیم گرفته به‌جای تکرار شکست، علیه آن اعتراض کند.

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی