چهار سال توقیف و سانسور، غیبت موجه را از هدف اصلیاش که نقدی اجتماعی در بستر تعلیق است، دور کرده است. هرچند عباس رافعی با جسارت سراغ مسائل تلخ جامعه رفته، اما فیلمنامهی پراکنده و خطاهای فنی، فیلم را به اثری کمرمق و ناهمگون بدل کردهاند.
تلخی پایانی از یاد رفته همان چیزی است که این ملودرام را از بسیاری از سریالهای ایرانی متمایز میکند. نیکنژاد با جمعبندی حسابشده داستان و مشخص کردن سرنوشت شخصیتها، داستانی پرتعلیق و عاطفی ارائه داده که تا آخر مخاطب را با خود همراه نگه میدارد.
به نظر من، بزرگترین مشکل سریال «از یاد رفته» نبود انسجام در روایت است. ما با اثری روبهرو هستیم که پر از ماجراجوییهای بیهدف، شخصیتهای اضافی و داستانکهای فرعی غیرضروری است.