• کد خبر: 14893
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۸ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۰:۵۶

روایت تهران بدون پرده نقره‌ای/سینماهایی که خاموش شدند!

سالن‌های بزرگی چون «سینما نادر»، «شهرقشنگ» و «شهرقصه» سال‌هاست که دیگر پرده‌ای برای نمایش ندارند.


تهرانِ دهه‌های گذشته، شهری بود که درخشش چراغ‌های نئون سینماها به آن رنگ و جان می‌داد. خیابان‌هایی مثل لاله‌زار، جمهوری، ولیعصر و انقلاب، نه‌فقط گذرگاه‌های شلوغ شهر، بلکه به واسطه سالن‌های سینما به تپنده‌ترین قلب فرهنگی پایتخت بدل شده بودند. سینماها صرفاً چهاردیواری‌هایی برای نمایش فیلم نبودند؛ آن‌ها مکان‌هایی بودند که در آن تجربه‌ای جمعی شکل می‌گرفت؛ جایی برای خندیدن در کنار غریبه‌ها، برای گریستن همزمان با صدها نفر دیگر و برای لمس شور و هیجان هنر هفتم بر پرده‌ای بزرگ که همه نگاه‌ها را به خود جذب می‌کرد.

در دهه‌های ۳۰ تا ۵۰ خورشیدی، سینما رفتن بخش جدانشدنی از سبک زندگی مردم بود. جوانان قرارها‌شان را جلوی درِ سینما می‌گذاشتند، خانواده‌ها یک شب تعطیل را به دیدن تازه‌ترین فیلم اختصاص می‌دادند و سالن‌ها اغلب پر می‌شدند از جمعیتی که با اشتیاق روی صندلی‌ها می‌نشستند و در تاریکی، تجربه‌ای مشترک می‌آفریدند. آن سالن‌ها نه‌تنها پاتوقی فرهنگی، بلکه نقطه‌ای برای تعریف هویت اجتماعی و تعلق خاطر محله‌ها بودند.

اما امروز، بسیاری از آن سینماها دیگر وجود خارجی ندارند؛ و اگر هم ساختمانی از آن‌ها پابرجا مانده، نشانی از هویت سینمایی در آن‌ها دیده نمی‌شود. چراغ‌های نئون خاموش‌اند، پوسترهای رنگی که دیوارها را زنده می‌کردند جای خود را به دیوارهای سیمانی داده‌اند و پرده‌های سفید که روزی رؤیاها را بر بسترشان به تصویر می‌کشیدند، حالا با قفسه‌های انبار یا ویترین‌های فروشگاه جایگزین شده‌اند. این تغییر کاربری‌ها فقط یک جابه‌جایی کارکردی نیست؛ نشانه‌ای است از زوال تدریجی یک فرهنگ عمومی و شکستن حلقه‌ای مهم از حافظه جمعی شهروندان تهرانی. وقتی سینما از یک خیابان حذف می‌شود، در واقع بخشی از «روح شهر» هم خاموش می‌گردد.

سالن‌هایی که دیگر سینما نیستند

اگر به خیابان لاله‌زار قدم بزنید، به‌سختی می‌توانید تصور کنید همین خیابان زمانی قلب تپنده هنر و سرگرمی پایتخت بوده است. سالن‌های بزرگی چون «سینما نادر»، «شهرقشنگ» و «شهرقصه» سال‌هاست که دیگر پرده‌ای برای نمایش ندارند. ساختمان‌ها یا در سکوت فرو ریخته‌اند یا پشت تابلوهای فروشگاه‌های لوازم خانگی و ابزار پنهان شده‌اند. «سینما بهمن» در جنوب تهران که دهه‌ها محل اجتماع مردم محله بود، حالا به انبار متروک تبدیل شده و تنها سایه‌ای از گذشته‌اش باقی مانده است.

بسیاری از این سالن‌ها قربانی ترکیبی از عوامل مختلف شده‌اند: از فرسودگی بناها و هزینه‌های گزاف مرمت گرفته تا بی‌توجهی مدیریت شهری و کاهش شدید مخاطبان. صاحبان سالن‌ها وقتی با سالن‌های خالی و هزینه‌های رو به افزایش نگهداری روبه‌رو شدند، طبیعی بود که به فکر تغییر کاربری بیفتند. در نتیجه، پرده‌های نقره‌ای جای خود را به قفسه‌های کالا، ویترین‌های اجاره‌ای و حتی سوله‌های انبار دادند. این تغییر نه‌تنها نشانه‌ای از افول یک صنعت، بلکه نمادی از تغییر سبک زندگی و مصرف فرهنگی جامعه بود.

از سوی دیگر، تحولات اجتماعی و اقتصادی نیز در این روند بی‌تأثیر نبوده‌اند. افزایش هزینه‌های زندگی و گرایش مردم به سرگرمی‌های خانگی و دیجیتال، سالن‌های سینما را بیش از پیش خالی کرد. در چنین شرایطی، سینمایی که نتواند خود را با نیازهای روز هماهنگ کند، به‌سرعت از چرخه حیات حذف می‌شود. این حذف تدریجی، امروز در تهران به‌وضوح دیده می‌شود: شهری با ده‌ها ساختمان متروکه یا تغییرکاربری‌یافته که روزگاری بخشی از خاطره فرهنگی آن بودند.

روایت یک فراموشی جمعی

خاموش‌شدن چراغ سینماهای قدیمی تهران تنها به معنای تغییر کاربری یک ساختمان نیست؛ این اتفاق در واقع حکایت از فراموشی بخشی از حافظه جمعی شهر دارد. سالن‌های سینما، چیزی فراتر از دیوارها و صندلی‌ها بودند؛ آن‌ها مکان‌هایی بودند که در دل تاریکی‌شان تجربه‌ای مشترک شکل می‌گرفت. جایی که مردم، فارغ از سن، طبقه یا موقعیت اجتماعی، کنار هم می‌نشستند، در یک لحظه واحد می‌خندیدند، می‌ترسیدند یا اشک می‌ریختند و برای دقایقی کوتاه، به نوعی هم‌زیستی فرهنگی و همدلی اجتماعی دست می‌یافتند. حذف این فضاها، چیزی فراتر از تعطیلی یک بنای قدیمی است؛ گسستی است میان نسل‌ها و پاک‌شدن بخشی از خاطراتی که به هویت جمعی یک شهر معنا می‌بخشیدند.

هویت یک شهر تنها در ساختمان‌های اداری یا خیابان‌های پر رفت‌وآمد خلاصه نمی‌شود؛ ریشه‌های آن در همین فضاهای فرهنگی و اجتماعی نهفته است. سینماها، به‌ویژه در بافت محله‌ای، فراتر از کارکرد سرگرمی عمل می‌کردند. آن‌ها محل گردهمایی بودند، نمادی برای یک محله، نشانه‌ای از زندگی فرهنگی. وقتی یک سینما تعطیل می‌شود و جایش را به انبار کالا، فروشگاه یا سوله‌ای بی‌روح می‌دهد، در واقع بخشی از هویت فرهنگی ساکنان آن محله از میان می‌رود. این روند علاوه بر محو کردن خاطرات مشترک، به تضعیف تجربه «فرهنگ عمومی» نیز می‌انجامد؛ زیرا سالن سینما یکی از معدود جاهایی بود که همه طبقات اجتماعی در یک محیط مشترک کنار هم قرار می‌گرفتند.

امروز وقتی به جای پرده نقره‌ای، قفسه‌های پر از اجناس، کرکره‌های فلزی بسته یا ویترین‌های بی‌روح می‌بینیم، بیش از یک ساختمان از دست رفته است؛ در حقیقت بخشی از «روح شهر» خاموش شده است. این خاموشی زنگ خطری است جدی برای آینده تجربه جمعی سینما در ایران؛ تجربه‌ای که اگر جایگزینی برای آن اندیشیده نشود، اگر راهی برای احیای فضاهای فرهنگی پیدا نگردد، ممکن است برای همیشه از فرهنگ شهری ما محو شود و تنها در خاطره نسل‌های گذشته باقی بماند.

وقتی محله‌ها هویت خود را از دست می‌دهند

سینماهای قدیمی تهران هرگز تنها چهار دیواری‌هایی برای نمایش فیلم نبودند؛ آن‌ها بخشی از بافت اجتماعی و شناسنامه فرهنگی محله‌ها را تشکیل می‌دادند. هر سالن سینما در محله‌اش نقشی فراتر از سرگرمی ایفا می‌کرد: مکانی برای دیدارهای روزمره، گفت‌وگوهای خودانگیخته و تجربه‌ای مشترک از بودن در کنار یکدیگر. بسیاری از خانواده‌ها خاطره‌های مشترکشان را در تاریکی همین سالن‌ها ثبت کرده‌اند؛ کودکانی که اولین مواجهه‌شان با جهان خیال را بر پرده نقره‌ای تجربه کردند، جوانانی که نخستین قرارهای دوستانه یا عاشقانه‌شان را مقابل درِ سینما گذاشتند، و اهالی محله‌ای که آن سالن را نه‌فقط یک بنا، بلکه نمادی از هویت محله خود می‌دانستند. تعطیلی یا تغییر کاربری این سالن‌ها به معنای از دست رفتن چیزی بیش از یک ساختمان است؛ این اتفاق پاک‌شدن بخشی از حافظه جمعی و فروریختن یکی از ستون‌های هویتی محله‌هاست.

حذف این فضاها در حقیقت معادل نوعی گسست فرهنگی است. سینما تجربه‌ای منحصر به‌فرد خلق می‌کرد؛ تجربه‌ای که در آن صدها نفر از سنین و طبقات مختلف در تاریکی کنار هم می‌نشستند، یک روایت مشترک را دنبال می‌کردند و در لحظاتی همزمان می‌خندیدند، می‌ترسیدند یا اشک می‌ریختند. این تجربه جمعی، همان چیزی بود که سینما را از سایر اشکال سرگرمی متمایز می‌کرد. فقدان چنین فضاهایی یعنی کاهش امکان زیست جمعی فرهنگی و حرکت تدریجی جامعه به سوی فردگرایی بیشتر و مصرف انفرادی محتوا؛ وضعیتی که در آن هرکس پشت صفحه کوچک خود می‌نشیند و تجربه‌ای خصوصی دارد، بی‌آنکه بخشی از یک هیجان مشترک باشد.

این روند بی‌ارتباط با بحران امروز سینما هم نیست. سالن‌های خالی امروز همان سالن‌هایی‌اند که دیروز به انبار و مغازه بدل شدند. چرخه‌ای معیوب شکل گرفته است: کاهش مخاطب به تعطیلی منجر می‌شود، تعطیلی سالن‌ها خود به کاهش بیشتر مخاطب دامن می‌زند و این چرخه، یکی پس از دیگری، فضاهای فرهنگی شهر را از میان می‌برد. در نهایت، شهری باقی می‌ماند که نه‌تنها سالن‌های سینمایش خاموش شده‌اند، بلکه خود به بازتولیدکننده بحران فرهنگی بدل گشته است.

پرده‌هایی که دیگر بالا نمی‌روند

سرنوشت سینماهای قدیمی تهران تنها حکایت دیوارهای فرسوده یا تغییر کاربری چند ساختمان نیست؛ این خاموشی در حقیقت آینه‌ای است که آینده تجربه جمعی سینما را به ما نشان می‌دهد. وقتی چرخه‌ای شکل می‌گیرد که سالن‌های خالی به کاهش مخاطب می‌انجامد، کاهش مخاطب به تعطیلی و تعطیلی به تغییر کاربری، نتیجه چیزی جز فروپاشی تدریجی زیست فرهنگی شهر نخواهد بود. فراموش نکنیم سینما صرفاً صنعتی برای سرگرمی نیست؛ سینما حافظه زنده یک شهر است، حافظه‌ای که در آن نسل‌ها کنار هم نشسته‌اند و با هم تجربه کرده‌اند. حذف چنین فضاهایی یعنی بریدن ریشه‌های هویتی که هم فرهنگ شهری را زنده نگه می‌دارد و هم انسجام اجتماعی را تقویت می‌کند.

راه برون‌رفت از این چرخه، نگاه دوباره به این سالن‌ها نه به‌عنوان بناهای بلااستفاده یا موزه‌های خاموش، بلکه به‌عنوان مراکز فرهنگی پویا و بازآفرینی‌شده است. اگر سیاست‌گذاران فرهنگی و مدیران شهری بتوانند از نگاه صرفاً اقتصادی فاصله بگیرند و به ارزش‌های نمادین و هویتی این سینماها بیندیشند، هنوز هم می‌توان چراغی در دل این تاریکی روشن کرد. در غیر این صورت، آینده‌ای نه‌چندان دور در انتظار تهران است که در آن نسل‌های تازه، سینماهای شهرشان را نه در زندگی روزمره، بلکه تنها در عکس‌های خاک‌خورده و روایت‌های نوستالژیک پدربزرگ‌ها خواهند شناخت.

جدول خاطره انگیزترین سینماهای متروکه و تعطیل‌شده تهران

نام سینما موقعیت سال تأسیس ظرفیت صندلی وضعیت فعلی سرنوشت
شهر قشنگ ولیعصر، پایین‌تر از جمهوری ۱۳۳۲ ۱۰۶۲ غیرفعال تعطیل از ۱۳۸۷
ایران (لاله‌زار) لاله‌زار ۱۳۳۵ ۱۲۰۰ تعطیل/تغییرکاربری تبدیل به انبار تجهیزات پس از انقلاب
فلور (روشن/گل) ولیعصر بین امیریه و چهارراه گمرک ۱۳۱۶ ۴۰۰ تخریب ریزش سقف ۱۳۹۴ و سپس تخریب
کریستال لاله‌زار شمالی، تقاطع منوچهری ۱۳۲۴ ۶۶۰ غیرفعال فقط سردر باقی است
آسیا تقاطع ولیعصر و جمهوری ۱۳۳۷ ۹۹۴ غیرفعال تعطیل در دهه ۸۰
البرز لاله‌زار، نبش کوچه اتحادیه ۱۳۱۹ ۸۳۰ غیرفعال تبدیل به انبار لوازم برق
رادیوسیتی پایین‌تر از میدان ولیعصر، نبش گیلان ۱۳۳۷ 1400 متروکه/ثبت ملی مصادره شد
متروپل (رودکی) لاله‌زار شمالی×جمهوری ۱۳۲۵ 850 غیرفعال تعطیل از ۱۳۸۷
شیرین (جوادیه) میدان راه‌آهن، سر پل جوادیه ۴۵۹ غیرفعال تعطیل ابتدای دهه ۸۰
رکس (لاله) لاله‌زار ۱۳۲۴ ۹۰۰ غیرفعال تعطیل ۱۳۷۲؛ واگذاری‌های متعدد
پارس (اونیورسال) میدان انقلاب ۱۳۴۲ ۷۷۰ غیرفعال آتش‌سوزی ۱۳۷۰، بازگشایی ۱۳۷۹، تعطیلی اقتصادی
نادر (رویال) لاله‌زار دهه ۱۳۰۰/۱۳۳۵ ۶۷۸ → تا ۱۲۰۰ (بازسازی) غیرفعال تغییر نام‌ها و بازسازی‌های پیاپی
کسری انقلاب، ابتدای بهار ۱۳۵۳ ۴۶۰ غیرفعال تعطیل پس از دوره کوتاه بازگشایی
تیسفون خیابان قزوین ۱۳۴۱ ۹۶۲ غیرفعال تعطیل دهه ۸۰
۲۳ بهمن (چرخ‌وفلک) خیابان مالک‌اشتر (آریانا)، بین جیحون و دستغیب دهه ۱۳۴۰ تعطیل اواسط دهه ۷۰ تعطیل؛ مدتی در اختیار ناجا
المپیا خیابان آذربایجان ۱۳۳۷ ۷۴۸ غیرفعال تعطیل به‌دلیل افت مخاطب
عصر جدید طالقانی، نبش وصال ۱۳۲۱ سالن ۱: ۶۰۴ / ۲: ۱۵۷ / ۳: ۶۴ «انحلال» (تعطیل‌شده) تعطیلی رسمی سال‌های اخیر

 

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی