خانواده باید محتوایی که فرزندانش تماشا میکنند بشناسد و گفتوگو درباره پیامهای آن را جدی بگیرد.در سریال تلاش کردیم خانواده را در مرکز روایت قرار دهیم.

حکایتهای کمال مجموعۀ تلویزیونی به کارگردانی قدرتالله صلح میرزایی است که فصل اول آن در ۳۳ قسمت در سال ۱۳۹۸ از شبکه دوم سیما پخش شد. فصل جدید این مجموعه که بر پایه داستانهای خاطرهانگیز «حکایتهای کمال» به قلم محمد میرکیانی به کارگردانی قدرتالله صلح میرزایی تولید شده است؛ ماجراهای نوجوانی به نام کمال را در بستر فضای اجتماعی-فرهنگی دهه چهل شمسی روایت میکند؛ کمال با همراهی دوستانش، کسبه محل و خانوادهاش، درگیر ماجراهایی تلخ و شیرین میشود؛ ماجراهایی که در دل خود از صداقت، فداکاری، آرمانخواهی و نشاط نوجوانانه میگویند و تصویری زنده از روزهایی پر التهاب اما پر از امید را به تصویر میکشد. گفتگوی ماهنامه سینمایی صبا با قدرتالله صلح میرزایی کارگردان این سریال را در ادامه میخوانید.
خب، ما در حکایتهای کمال با اثری اقتباسی روبهرو هستیم؛ سریال چقدر به متن اصلی کتاب وفادار است؟
به تصویر کشیدن یک داستان و نگارش فیلمنامه نیازمند پرداختن به جزئیات و تفصیل قصه اصلی است و من تا جایی که امکان داشت به متن داستان وفادار بودم. از طرفی در ساخت سریال، توجه ویژهای به شخصیتپردازی و بیان نمایشی شده تا تاثیرگذاری بیشتری داشته باشد و ارتباط عمیقتری با مخاطبان برقرار کند. در کتاب مامور پلیسی وجود دارد که من خود نام «پرویز» را بر او نهادم و با توجه به تجربههایی که در آثار طنز داشتم، رفتارهای خشن او را با طنز همراه کردم چون خشونت بیپرده و مستقیم برای کودک و نوجوان ناخوشایند است. در واقع اثر نهایی ضمن وفاداری به متن اصلی، شخصیتهای جدیدی نیز دارد که متناسب با تصویر و همراه کردن مخاطب است.
فاصلهای که میان فصل اول و دوم این سریال وجود دارد، بسیار زیاد است. آیا این فاصله باعث نشده که مخاطب خط اصلی روایت را گم کند؟
برای ما شرایط ایدهآل اینگونه بود که فاصله زمانی چندان زیاد نشود و مخاطب از سریال فاصله نگیرد چون فاصله زمانی زیاد موجب جدا شدن ذهن مخاطب از اثر میشود اما خوشبختانه فصل اول در اذهان مردم باقی مانده بود و حتی بچههایی که فصل اول را دیده بودند پخش فصل دوم برایشان نوعی یادآوری بود و متوجه شدم که مردم از این مجموعه دور نشدهاند، با اثر ارتباط برقرار کرده و خیلی راحت با فصل دوم هم همراه شدند. با این حال باید تاکید کنم که بین فصل اول تا دوم مجموعه «حکایتهای کمال» به دلایل مختلف وقفهای طولانی ایجاد شد. فصل اول با تهیهکنندهای دیگر کار شد و قرار بود که فصل بعد هم پس از آن ساخته شود اما چند سال وقفه و تغییراتی در مدیران صداوسیما و تغییر متنها پیش آمد، امکان ساخت این مجموعه را از بین برد.
با وجود این فاصله، بازخورد مخاطب نسبت به قسمت اول و دوم سریال «حکایتهای کمال» چگونه بوده است؟
خب، مخاطب اصلی این سریال کودک-نوجوان و خانوادههای آنان هستند، طبق بازخوردی که از مخاطبان این سریال دریافت کردم، قسمت دوم ساختاردقیقتر و داستان منسجم تری دارد و نوجوانان با داستان سریال ارتباط برقرار کردهاند هرچند خانوادهها نیز نقش مهمی در درک و تفسیر داستان دارند، چون خانوادهها در رشد، تکامل و زندگی روزمره مکمل کودک و نوجوان هستند و این تاثیر در ادبیات نمایشی، فیلم و سریالها نیز صادق است؛ از طرفی در فیلمهای ما قهرمان نوجوان کم وجود دارد، در حالی که مردم چنین شخصیتی را دوست دارند و با آن ارتباط میگیرند، چون اکتیو بودن کودک و نوجوان دوست داشتنی است و این نشاندهنده تکامل شخصیت آنهاست.
کار کردن با نوجوانان قطعا دشواریهای بسیاری دارد؛ ملاک شما برای انتخاب بازیگران از یکسو چه بوده و از سوی دیگر چطور توانستید با نوجوانان همسو شوید؟
آقای پاکنیت در هر دو قسمت حضور داشتند، چون من چنین تیپ شخصیتی مذهبی و مبارز را در آن دوران به یاد داشتم. ضمن اینکه این شخصیت یک کاراکتر روستایی است که در دهه ۴۰ براساس بیعدالتی و ظلم مجبور به مهاجرت از روستا شده و همچنین نوجوانهای کنجکاو، پرسشگر و جسور همچون کمال را در آن دوران زیاد دیده بودم. با این حال بیشتر بازیگران ما را نوجوانان تشکیل میدهند؛ باید روی این نکته تاکید کنم که کار با بازیگران نوجوان نیاز به صبر و دقت دارد. سعی کردیم پیش از فیلمبرداری، آنها را با فضای داستان و ارزشهای آن آشنا کنیم تا نقش را نه صرفاً به عنوان دیالوگ بلکه به عنوان بخشی از زندگی خودشان حس کنند. تمرینها فقط فنی نبود بلکه گفتوگوهای زیادی درباره موضوعات قصه انجام میدادیم. این باعث میشد بازیگر نوجوان بفهمد چرا شخصیتش چنین تصمیمی میگیرد و بتواند آن را طبیعی بازی کند. همچنین تلاش کردیم محیط فیلمبرداری فضایی امن و صمیمی باشد تا نوجوانان بدون ترس یا فشار، استعداد خود را نشان دهند. این رویکرد به طبیعی بودن بازی و انتقال بهتر پیام کمک کرد. برای انتخاب کاراکترهای نوجوان از جمله کمال فرآیند طولانی و دقیقی صورت گرفت به طوری که از بین حدود ۳۰۰ نوجوان انتخاب شده و آموزش داده شدند، در مجموع، سریال حکایتهای کمال با هدف تربیت نسلی جسور، پرسشگر و مقاوم ساخته شده است که تاثیرات مثبت آن در مقابله با فضای منفی و ترویج ارزشهای انسانی و اجتماعی قابل مشاهده است.
آیا جسارت و پرسشگری کاراکترکمال از طریق این سریال به نوجوانهای امروز منتقل میشود؟
قطعا منتقل میشود، متاسفانه بخش زیادی از زمان مفید نوجوانان در موبایل و فضای مجازی سپری میشود که فرصت تفکر را از آنها میگیرد. از طرفی باعث شده مشارکت کودکان و نوجوانان در خانواده کم شود، در حالی که در گذشته فرزندان در امور خانواده مشارکت زیادی داشتند. سریالهایی مثل «حکایتهای کمال» باید این خلأ را پر کنند و نمونهای جذاب از سبک زندگی ایرانی و اسلامی ارائه دهند. این کار بدون همراهی خانوادهها ممکن نیست. خانواده باید محتوایی که فرزندانش تماشا میکنند بشناسد و گفتوگو درباره پیامهای آن را جدی بگیرد. وقتی نوجوان میبیند خانواده هم به دیدن سریال علاقه دارد، تأثیر پیامها بیشتر میشود. در سریال تلاش کردیم خانواده را در مرکز روایت قرار دهیم. روابط صمیمی، احترام متقابل و همکاری اعضا، بخش جداییناپذیر داستان است تا بیننده نهتنها سرگرم شود بلکه الگو بگیرد.
برای جذابیت بیشتر قسمت دوم سریال «حکایتهای کمال» چه استراتژیها و رویکردهایی را به کار گرفتید؟
در فصل اول سریال داستانها به صورت اپیزودی پیش میرفت یعنی هر داستان در یک قسمت تعریف میشد ولی در فصل دوم داستانها به صورت زنجیرهوار به هم مرتبط هستند و این روش به جذابیت داستان و پیگیری مخاطب کمک کرده است، چون مخاطب درگیر داستان شده و برای اینکه بفهمد نتیجه داستان چه خواهد شد، سریال را دنبال میکند. در پژوهشهایی که قبل از ساخت سریال انجام شد به چنین نکاتی برای جذب مخاطب به سریال دست یافتیم که آنها را در ساخت سریال اجرایی کردیم.
از طرفی چون در این سریال؛ کاراکترهای نوجوان شخصیتهای متفاوتی دارند، فرزندان با آنها همزادپنداری میکنند؛ مثلا یکی زورگو است دیگری در برابر زورگویی میایستد و… و چون داستان فیلم نیز همگام با شخصیتهای نوجوان پیش میرود این رده سنی با سریال ارتباط برقرار کردهاند و همه خانوادهها را درگیر خود کرده است. از سوی دیگر فضای نوستالژیک همچنان بخش جدانشدنی سریال است چون پیوند عاطفی مخاطب از همین جا شکل میگیرد. اما این بار تلاش کردیم این فضا را با موضوعات جدیتر ترکیب کنیم تا اثر هم شیرینی گذشته را داشته باشد و هم عمق فکری بیشتری منتقل کند. قصههایی که از زندگی روزمره مردم روایت میکنیم با موقعیتهای تاریخی و اجتماعی آن دوره گره خورده است. این ترکیب باعث شده داستان هم جنبه سرگرمی داشته باشد و هم به بیننده پیامهایی اخلاقی و تربیتی بدهد.
کدام یک از کاراکترهای این سریال را بیش از همه دوست دارید؟
کاراکتر پرویز را بیشتر دوست دارم، پرویز شخصیتی «خاکستری» است که با لهجه و شیوهی گفتار خاصی که حمید ابراهیمی با ظرافت آن را اجرا کرده، وجهی کمیک به او بخشیده است. در مجموع معتقدم با حضور درست بازیگران این سریال برای مخاطب حس نوستالژی به وجود آورده که موجب جذب مخاطب شده است. شرایط اجتماعی دهه ۴۰ شمسی بستر جذابی برای پرداختن به موضوعاتی چون فقر، بیکاری و محرومیت بود. ما تلاش کردیم فضای زندگی آن دوران را با دقت بیشتری بازآفرینی کنیم. نوجوانان در این فصل نه تنها نقش همراه بلکه بازیگران اصلی بسیاری از رویدادها هستند.
قطعا تجربه کار با کودک و نوجوان برای موفقیت تولید آثار در این حوزه تاثیرگذار است؟ شما چقدر این امر را میپذیرید؟
بله قطعا تاثیرگذار است، من تالیفات زیادی در حوزه ادبیات کودک و نوجوان دارم، همچنین در زمینه تدریس این گروه سنی نیز تجربیاتی دارم و شناخت من از این گروه سنی در ساخت آثار کودک و نوجوان کمککننده بوده است، دوران کودکی و نوجوانی دوران خلاقیت، رشد و پرسشگری آدمی است و تاثیر آن دوران در انسان باقی میماند. همانطور که در این گفتگو هم اشاره کردم کار با بازیگران نوجوان نیاز به صبر و دقت دارد، اما جدا از این صبر، نیاز به شناخت از دنیای ذهن آنها هم دارد که این با مطالعه و تجربه به دست میآید.
و به عنوان سوال آخر، آیا در ساخت سریال با چالش غیرمنتظره و پیشبینی نشدهای مواجه شدید؟
به طور کلی، مسائل مالی همواره مهترین چالش ساخت فیلم و سریال است و برای حل این مسئله باید دانش و مدیریت حرفهای تهیه کننده بر وضعیت مالی او غلبه داشته باشد.