واقعیت این است که یک عنصر خیلی قوی یا به اصطلاح هرکول آمده در محل به اسم پلتفرم و پشت سر هم دارد تولید محتوا میکند. تلویزیون هم در مقابلش به موضع ضعف رفته و تولید محتوا نمیکند!

داستان «عملیات مهندسی» حول محور تلاشهای نیروهای امنیتی و مردم عادی برای مقابله با گروهک منافقین میچرخد؛ گروهکی که با نفوذ و ترور، قصد برهم زدن ثبات کشور را داشت. این سریال از زبان شخصیتهایی روایت میشود که در سایه عملیاتهای اطلاعاتی و نظامی، با ترس، امید و شجاعت زندگی میکردند و جان خود را در این مسیر گذاشتند. این اثر، پلی میان گذشته و حال است؛ پلی که تماشاگر با عبور از آن، نهتنها به تماشای یک قصه جذاب مینشیند، بلکه بخشی از هویت تاریخی خود را بازمییابد. «عملیات مهندسی» آمده است تا نشان دهد تاریخ، اگر درست روایت شود، نهتنها کهنه نمیشود، بلکه با گذر زمان، درخشانتر و اثرگذارتر میشود. در این سریال نقشآفرینیهای قوی، بهویژه در نمایش احساسات متناقض ترس، امید و دلسردی، بر باورپذیری داستان افزوده است. گفتگوی حمید گودرزی با ماهنامه سینمایی صبا را در ادامه میخوانید.
آقای گودرزی، چه چیزی در فیلمنامه یا شخصیت نقشتان در سریال «عملیات مهندسی» برای شما جذابیت داشت که تصمیم به بازی در این سریال و پذیرش نقش گرفتید؟
من با آقای تراب نژاد نویسنده این مجموعه تجربه ماجرای نیمروز را داشتیم و این سریال را هم ایشان نوشته است. من نقش مسئول یک گروه عملیاتی را بازی میکنم که علیه مجاهدین(منافقین) فعالیت میکنند و او ابزارها و نقشههای آنها را رصد میکند و… من پیشتر و در فیلم سینمایی «روباه» تجربه نقشآفرینی در یک پرژه امنیتی را داشتم، و در این سریال هم پیشنهاد نقش اصلی به نام «رضا» به من شد که سرتیم گروه اطلاعاتی برای سرکوب منافقین بود. این نکته را هم بگویم که به نظر من آقای محمدزاده تلاش کرده است که خودش فرم متفاوتی را به دور از ماجرای نیمروز اتخاذ کند و تلاش کرده که مدل خودش را بسازد اما من این سریال را در راستای همان فیلم میبینم و انگار سریالی ساخته شده درباره مجاهدین، همان طور که آن فیلم در این زمینه بود.
حضور شما در عملیات مهندسی با شمایل و کارآکتری تقریبا متفاوت از سایر نقشها صورت گرفت. چطور به این شخصیت رسیدید؟
تمام تلاش من این بود که با جایگاهی که در این فیلم داشتم طوری بازی کنم که خروجی کار به اصطلاح گل درست در نیاید. بخش تهاجمی شخصیت این تیم برعهده آقای امینی تبار بوده است و من باید پختهتر عمل میکردم، چون هم رئیس آنها هستم و هم سندارتر. همان طور که دهکردی در این سریال حتی پختهتر از من است. تلاش این بود که کار رئالیستی و به دور از ادا و ژست باشد تا باورپذر شود. قائل به این نظرم که بازی نباید آن طوری انجام شود که بیرون بزند. به هر حال تجربه جالبی بود. حضور در این سریال و نزدیک به یک سال در گرما و سرما کار کردن چالش بزرگی بود، اما سعی کردم بازی من به عنوان مامور امنیتی با دقت و ظرافت و به دور از ادا و اطوارها که در برخی سریالها میبینیم باشد.
برای ایفای باورپذیر نقش یک فرد متخصص در زمینه «عملیات مهندسی»، چه نوع تحقیقاتی انجام دادید؟ آیا با مهندسین واقعی صحبت داشتید یا منابع تخصصی را مطالعه کردید؟
آدمها و قصههای این سریال واقعی هستند، اما فضای جالب این بود که ما حتی نمیتوانستیم که اسم آنها را بدانیم. جالبتر اینکه برخیهاشان هنوز در قید حیات هستند و با تهیه کننده هم جلسه داشتند. تهیه کننده سریال با آنها بارها و بارها صحبت داشته و تجربه صحبتها را به بازیگران و برخی عوامل ماننده نویسنده انتقال داده تا به آن شخصیتها نزدیکتر باشیم. از سوی دیگر من متولد ۱۳۵۶ هستم و آن فضاها را بسیار و بسیار در اخبار دیدم و نسبت به آن ناآشنا نبودم. در واقع یک برهه از تاریخ بود که برای ما دور هم نبود و تا حدودی لمسش کرده بودیم.
یکی از نکات قابل تامل در این سریال گریم شماست؛ چگونه گریم و ظاهر متفاوت، بر رویکرد بازیگری شما تأثیر گذاشت؟ و آیا این چالش بیشتر فیزیکی بود، یا مربوط به ابعاد روانی شخصیت؟
همان طور که اشاره کردم، من باید خودم را با نقشی که میبایست بازیاش کنم نزدیک میکردم. من ۴۸ سالم است و این شخصیت ۱۰ سال از من کوچکتر بود و این میتوانست چالش درست کند و باید خودم را با او همراه میکردم. این موضوع بسیار حائز اهمیت بود و باید بخشی از آن با گریم انجام میشد، بخشی تمرینهای خودم و برخی از وجوه آن هم با همراهی کارگردان. این سریال دومین همکاریام با آقای محمدزاده بود و انصافا تجربه خیلی خوب شد. ایشان تمیزکار است؛ کار تمیزی ارائه میدهد. پلت فرم کار کرده و سینمایی هم کار کرده و سواد و حوصله دارد و وقت و انرژی میگذارد. همین تصاویر و بازیهای خوب خروجی کار اوست. پس باید با این سه المان شخصیت را در میآوردم و امیدوارم مخاطب هم دوستش داشته باشد و با آن همذات پنداری کند.
به همراه شدن مخاطب با سریال اشاره کردید؛ پس از پخش سریال، چه نوع بازخوردهایی درباره بازیتان در نقش یک مهندس دریافت کردید؟
بازخوردها خوب بوده. اگرچه من زیاد از خانه بیرون نمیآیم و بازخورد نمیگیرم اما دوستان و نزدیکان میبینند و تاثیر یک سریال را از آنها میشنوم. همین که سعی کردیم این موضوع تاریخی در قالب ملودرام با فضای اجتماعی طوری ساخته شود که مخاطب دنبالش برود و خروجی سریال صرفا اطلاع رسانی تاریخی نباشد قابل توجه است. من امیدوارم این سریال دیده شود و مردم لذت ببرند و هدف ما هم همین است. اصلا سریال ساخته میشود که مردم ببینند و اگر مردم نبینند خستگیاش میماند به تن عواملی که هشت ماه و یکسال زحمت کشیدند. امیدوارم تلویزیون هم برگردد به سمت ملودرامهایی که قبلا میساخت و مخاطلب خودش را پیدا کند.
به عنوان سوال آخر به آرزوی شما برای تلویزیون اشاره کنیم. چرا تلویزیون بخش قابل توجهی از مخاطبانش را از دست داده و برای پیدا کردن مرجعیت پیشین چه پیشنهادی دارید؟
خب، واقعیت این است که یک عنصر خیلی قوی یا به اصطلاح هرکول آمده در محل به اسم پلتفرم و پشت سر هم دارد تولید محتوا میکند. تلویزیون هم در مقابلش به موضع ضعف رفته و تولید محتوا نمیکند یا بسیار کم تولید محتوا میکند. ما نیاز به قصههای خوب و دعوت از کارگردانها و بازیگران خوب برای حضور در تلویزیون داریم. پرداختن به موضوعات اساسی که معضلات جامعه هستند حد و مرزی در تلویزیون دارد. البته گاهی مدیری شجاعتر و آزادتر است و مدیری هم وجود دارد که جرأت کمتری دارد و محافظهکارتر است. با این حال من ندیدهام که هیچ سریالی وارد یک معضل پیچیده جامعه شود و در ۴۰ قسمت به آن بپردازد. البته باید این را بگویم که هیچ وقت پلتفرمها گستردگی تلویزیون را نخواهند داشت؛ کسی که مثلا در بسیاری از مناطق مرزی یا مثلا در بندر خمیر نشسته، معمولا نمیرود پول اینترنت بدهد تا پلتفرم را بگیرد. تلویزیون با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست؛ امیدوارم کارهای خوب ساخته شود و بازیگران و کارگردانان خوب بیایند و قصههای خوب نوشته شود تا آن اتفاق بیفتد و تلویزیون بار دیگر مخاطبهای بسیار پیدا کند.