مریم سعادت معتقد است یک بازیگر باید کاراکترها را با ویژگیهای منحصر به فرد و متفاوت بازی کند تا دچار نقش تکراری نشود.

مریم سعادت برای بازی در نقش کوتاهی در سریال «آرایشگاه زیبا» توسط کارگردان این سریال یعنی مرضیه برومند انتخاب و سال ۱۳۶۹ وارد دنیای بازیگری شد. خود او درباره این انتخاب میگوید: «رشتهام تئاتر عروسکی بود و فکر نمیکردم یک روز بازی کنم ولی وقتی خانم برومند میخواست کار «آرایشگاه زیبا» را شروع کند گفتم نقش کوچکی اگر هست بازی میکنم و بعد نقشی که در این پروژه بازی کردم را به من داد. بعد از آن پیشنهادات زیادی داشتم ولی بازی نمیکردم چون فکر میکردم بازی را دوست ندارم.»مریم سعادت در این سه دهه به یکی از بازیگران بسیار توانمند بدل شده است و در سریال عملیات مهندسی در نقش مادر بازی کرده است. گفتگوی این بازیگر را با ماهنامه صبا میخوانید.
کاراکتر مادر سریال «عملیات مهندسی» چه تفاوتی با شخصیت مادر دیگر فیلمهایتان داشته است؟
من تاکنون نقشهای مادرانه زیادی بازی کردهام ولی همواره سعی کردم درهر فیلمی با توجه به جزئیات و ویژگیها خاص هر نقش، مادر منحصر به فردی را بازی کنم، گرچه همه مادران ویژگیهای مشترکی دارند ولی در جزئیات هر مادری ویژگیهای خاص خود را دارد و من در هر فیلمی به این جزئیات توجه کرده و مادری متفاوت را بازی کردهام تا دچار تکرار در این نقشها نشوم. ضمنا چنین نقشهایی ممکن است به دفعات برای یک بازیگر تکرار شود که کارگردان وظیفه دارد بازیگر را به نقش نزدیک کند و از طرفی بازیگر باید کاراکترها را با ویژگیهای منحصر به فرد و متفاوت بازی کند تا دچار نقش تکراری نشود و اگر نقشهای پیشنهادی به هم نزدیک هستند آنها را قبول نکند. برای مثال، من بعد از بازی در سریال«قصههای تابهتا» که جزو اولین تجربههای من بود، چندین نقش شبیه کاراکتر «اعظم خانم» به من پیشنهاد شد ولی نپذیرفتم.
همان طور که اشاره کردید حضور شما در عملیات مهندسی با شمایل و کارآکتری متفاوت از سایر نقشها صورت گرفت. چطور به این نقش نزدیک شدید؟
من مادر سریال «عملیات مهندسی» را خوب میشناسم چون در آن دوران زندگی کردهام و حال وهوا و نگرانیهای مادرم را نسبت به خود که در آن دوران نوجوان بودم لمس کردم، البته همه مادران در آن دوران این نگرانی را نسبت به فرزندان خود داشتند بنابراین با این مادرانگی بیگانه نبودم و فکر میکنم همین شناخت باعث شده بود که نقش را عمیقتر ببینم و به طبع آن بازی کنم.
پس برای ایفای این نقش، مادرتان را پیش چشم داشتید؛ اما آیا ویژگیهای شخصیتی شما به طور کلی در نقشهایی که بازی میکنید و به صورت ویژه در این نقش تاثیرگذار است؟
شیطنت و سرزندگی از ویژگیهای شخصیتی من است، بنابراین حتی در غمگینترین نقشها نیز این ویژگی نمود پیدا میکند. پس اگر بازیگر دیگری این کاراکتر را بازی میکرد حتما مادر متفاوتی را در میآورد. چون ویژگیهای شخصیتی هر بازیگری حتما در بازی او تاثیرگذار است.
چطور با پروژه عملیات مهندسی آشنا شدید و چه چیزی در فیلمنامه یا شخصیت نقشتان در سریال “عملیات مهندسی” برای شما جذابیت داشت که تصمیم به پذیرش آن گرفتید؟
سریال «عملیات مهندسی» به نوعی همان زندگیای بود که در آن دوران برما گذشت و داستان، پیچیدگی خاصی برای من نداشت. البته دلایل خصوصی دیگری نیز برای قبول این پروژه داشتم که ترجیح میدهم درباره آن صحبت نکنم، و باید تاکید کنم که امروز از بازی در این سریال بسیار خوشحال هستم چون سروش محمدزاده کارگردان بسیار حرفهای، مسلط و آدم حسابی است که حیطه کارش را میشناسد، نظر دیگران را میشنود و درباره آن فکر میکند که این ویژگی بسیار مهمی است. از طرفی به نظر میرسد مخاطب هم ارتباط بسیار خوبی با سریال برقرار کرده است. به لحاظ فضای کاری هم البته تجربه بسیار خوبی برای من بود؛ روابط بسیار عالی و محترمانهای میان همه عوامل وجود داشت و من واقعا از همکاری در این گروه لذت بردم، گروه فیلمبرداری، صدا، گریم، لباس و… خیلی خوب بودند و شرایط خوبی حکمفرما بود، آقای امیرسلیمانی، برنامه ریزپروژه در روند کا بسیار موثر بودند و در این کار همه با هم یک همکاری محترمانه و شریفی را داشتند که برای من یک امتیاز محسوب میشود.
به بازخورد مخاطبان از سریال «عملیات مهندسی» اشاره کردید. پس از پخش سریال، چه نوع بازخوردهایی درباره بازیتان در نقش یک مهندس دریافت کردید؟
از من هم اکنون دو سریال «عملیات مهندسی» از تلویزیون و «سووشون» از پلتفرم پخش میشود که بازیهای من در این دو سریال ۱۸۰ درجه با هم تفاوت دارد و گویی مردم هر دو سریال را پیگیری میکنند و در مقایسه نقشهای من در این دو سریال تعجب کردهاند که چطور میشود یک نفر در دونقشی که بسیار با هم اختلاف دارند به خوبی نقش آفرینی کند و این بازخورد برای من بسیار جالب و ارزشمند است و حتی از نقشهای من از این دو سریال عکس میفرستند. به نظرم میرسد مخاطب هر دو سریال را دوست دارند و با آنها هم ذات پنداری میکنند.
با کدام یک از بازیگران در این سریال بیشتر ارتباط گرفتید؟
با حمید گودرزی قبلا بازی داشتم و بازیهای خوبی هم در کنار هم داشتیم ولی آنچه در این سریال برای من جالب بود بازی در کنار دانیال نوروش بود به این خاطر که دانیال اولین سریال تلویزیونی خود را در سن شش سالگی با من کار کرد و من او را وارد تلویزیون کردم. به همین خاطر کارکردن با دانیال برای من بسیار جذاب بود، به گونهای که تاکنون این حس را تجربه نکرده بودم.
همان طور که اشاره کردم در طول ساخت این سریال همه چیز خوب بود و در این مدت با هم زندگی کردیم، دختر بچهای هم که با ما همکاری میکرد آنقدر خوب میتوانست خواستههای کارگردان را همچون یک بازیگر بازی کند که واقعا برای من حیرت انگیز بود.
عملیات مهندسی به برههای از تاریخ میپردازد؛ به نظر شما ساختن چنین فیلمهایی که بیان کننده قسمتی از تاریخ کشور است چقدر اهمیت دارد و تا چه میزان میتواند برای نسلهای جدید تاثیرگذار است؟
پاسخ به این سوال برای من کمی سخت است، چون من آن دوران را لمس کرده و زندگی کردهام و نمیدانم این فیلم برای بچههایی که آن دوران را درک نکردهاند چه اثری دارد ولی وقتی مخاطب یک اثر تاریخی را میبیند و با او ارتباط میگیرد و با تاریخ و سیاست آن زمان آشنا میشوند، این یعنی موفقیت. باید به این نکته هم تاکید کنم که متاسفانه بسیاری از سریالهایی که ساخته شده و میشوند اصلا دیده نمیشوند و حتی اگر آنها را ببینید انگار نه انگار که سریال دیدهاید! درحالی که در گذشته –حتی در چند سال اخیر- در همین تلویزیون خودمان سریالهایی ساخته و پخش میشد که تا مدتها اثرخوبش روی ذهن مخاطب میماند، اثری که روی ذهن بماند ماندگار میشود.
به اثرگذاری عوامل مختلف در ساخت یک سریال اشاره کردید اما تهیهکننده در چه جایگاهی قرار میگیرد و چه میزان در موفقیت یک اثر موثر است؟
تهیه کننده به صورت مستقیم در روند بازی بازیگر تاثیرگذار نیست ولی طبیعتا وقتی گروهی به این عظمت دورهم جمع میشوند که از همه جهت خروجی خوبی دارد نمیتوان نقش مدیریت تهیه کننده را نادیده گرفت. از نظر من اصلیترین دلیل ضعف مجموعههای تلویزیونی به مسأله مالی برمیگردد، وقتی مشکل مالی وجود داشته باشد به متن نیز آسیب وارد میشود و متنها بسیار ضعیف میشوند. سلیقههای شخصی نیز در بسیاری مواقع آسیب زننده است و لطمههای جدی به کار وارد میکند. این موضوعات کلان به تهیه کننده برمیگردد و توانایی او در تامین اعتبار و کست مناسب و…
و به عنوان سوال آخر، کدام قسمت از داستان بیشتر برای شما ناراحت کننده بود؟
سکانسی که پیکر بیجان پسرم را روبهرویم گذاشتهاند برایم بسیار ناراحت کننده و دردناک بود چون من یک مادر هستم و حس یک مادر در آن لحظه را به خوبی درک میکنم.