• کد خبر: 14997
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۱۰ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵:۰۰

نگاهی به رمان زنی از میان تاریکی/ وقتی قانون چماق می‌شود

«زنی از میان تاریکی» تنها یک رمان نیست.فیلمی که موفق شده با وفاداری به متن اصلی، زبان بصری و فضاسازی خاص خود را بسازد


نسرین کیایی نویسنده و منتقد ادبی معتقد است:رمان «زنی از میان تاریکی» نوشته دشیل همت، که به تازگی در نشر رایبد به چاپ رسیده است، یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های ادبیات نوآر آمریکاست؛ ژانری که در دهه‌های ۳۰ و ۴۰ میلادی، آینه‌ای تیره بود که بازتابی هراسناک از جامعۀ آمریکا ارائه کرد. این رمان کوتاه، برخلاف بسیاری از داستان‌های جنایی آن دوره، نه تنها به قصه‌ای پلیسی محدود نمی‌شود، بلکه تمثیلی است از شرایط پیچیدۀ انسانی و جامعه‌ای در بحران اقتصادی و بی‌ثباتی‌های اجتماعی. پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا نوآر شکوفا شد، اما بیش از آن‌که یک ژانر باشد، حال‌وهوایی‌ست از فضای تاریک، باران، سایه‌ها، خیانت، جنایت، ضدقهرمان‌هایی شکست‌خورده، و زنانی مرموز. نوآر از دل یک جامعه‌ی مدرن برآمد جامعه‌ای زخمی از جنگ، بی‌اعتماد به قدرت، و آشفته از سرعت تغییرات اجتماعی و اخلاقی. در این جهان، دیگر خبری از قهرمانان مطلق نیست. آدم‌ها خاکستری‌اند، حقیقت تکه‌تکه است، و اخلاق، نسبی و لغزنده. فیلم نوآر دقیقاً با مطلق‌گرایی در تضاد است. اگر سینمای کلاسیک آمریکایی می‌خواست به ما بگوید «خوب و بد مشخص‌اند» و «قهرمان همیشه پیروز است»، نوآر می‌گوید: «هیچ‌کس آن‌طور که به‌نظر می‌رسد نیست»، «عدالت همیشه اجرا نمی‌شود»، و «واقعیت، همیشه تلخ‌تر از آن چیزی‌ست که تصور می‌کنی». این نگاه، بازتاب همان جامعۀ مدرنی‌ست که در آن مطلق‌گرایی جای خود را به تردید داده است. کارآگاه نوآر (مثل سم اسپید در شاهین مالت یا جیک گیتس در محله چینی‌ها)، دیگر مرد نجات‌بخش نیست، بلکه مردی‌ست درگیر با تاریکی‌های خودش، میان حقیقت و دروغ، و درست و غلط، سرگردان. نوآر، در حقیقت پاسخی هنری‌ست به جامعه‌ای که دیگر نمی‌تواند به ارزش‌های سنتی تکیه کند. جهانی را تصویر می‌کند که مطلق‌گرایی در آن نه تنها ناکارآمد، که حتی خطرناک است چون کسانی که به«حقیقت مطلق» ایمان دارند، اغلب همان‌هایی هستند که بذر فساد را می‌کارند. به‌بیان دیگر، نوآر با تمام تاریکی‌اش، ما را با واقعیتی روبه‌رو می‌کند که جامعۀ مدرن ناگزیر با آن سروکار دارد: جهانی پر از تناقض، که در آن پرسیدن، مهم‌تر از مطمئن بودن است. و شاید به همین دلیل است که فیلم‌های نوآر، هنوز هم برای ما جذاب‌اند چون به‌جای آن‌که آسایش مطلق‌گرایی را به ما بدهند، آینه‌ای به‌دستمان می‌دهند تا شک و تردیدهای خودمان را در آن ببینیم. در رمان «زنی از میان تاریکی» مخاطب با انسانی بیش‌ از پیش انسانی روبرو می‌شود. دشیل همت، نویسنده،که خود روزگاری کارآگاه خصوصی بوده، از دل تجربه‌های واقعی خیابان و خشونت، شخصیتی خلق می‌کند که هیچ‌گاه در قالب قهرمان‌های رمانتیک و آرمانی نمی‌گنجد. شخصیت اصلی داستان، مردی است که به تازگی از زندان آزاد شده اما همچنان درگیر سایه‌های قانون و جامعه‌ای است که به او فرصت نمی‌دهند «آدم بهتری» شود. زن مرموزی که در دل شب سر راه او قرار می‌گیرد، فراری‌ از دست مردی پولدار است که تمام موجودیت زن را در جسم زنانه‌اش می‌بیند و با هدیه‌ها و جواهرات گران قیمت سعی در نگه داشتن این زن دارد. زن در ظاهر معصوم و آسیب‌پذیر است اما در درون پیچیده. این خاکستری‌بودن شخصیت‌ها، امضای خاص همت است؛ جایی‌که هیچ‌کس صرفاً سیاه یا سفید نیست و هر کدام زخم‌ها و رازهای خود را در پس‌زمینه‌ای سرد و بی‌رحم پنهان می‌کنند.

زبانی مختصر و به شدت اقتصادی

نثر دشیل همت یکی از درخشان‌ترین ویژگی‌های رمان است. زبان او مختصر، موجز و به شدت اقتصادی است. توصیف‌ها کوتاه اما عمیق و گفتگوها بار روایت را به دوش می‌کشند. این نثر سرد و دقیق، مثل تیغی کُند اما نافذ، واقعیت را بی‌پیرایه به تصویر می‌کشد و هرگز به دام اغراق یا احساسات شاعرانه نمی‌افتد. همین سبک، به داستان عمق و حس واقعی‌بودن می‌دهد که خواننده را تا پایان درگیر می‌کند.

اقتباس‌های سینمایی

اما «زنی از میان تاریکی» تنها یک رمان نیست. اقتباس سینمایی آن توسط فیل روزن در سال ۱۹۵۲ نیز یکی از نمونه‌های برجسته سینمای نوآر کلاسیک محسوب می‌شود. فیلمی که موفق شده با وفاداری به متن اصلی، زبان بصری و فضاسازی خاص خود را بسازد. روزن، با استفاده از نور و سایه، قاب‌بندی‌های بسته و سکوت‌های معنادار، فضایی می‌آفریند که هر لحظه می‌تواند تهدیدی پنهان داشته باشد، همان‌طور که رمان از احساسات پنهان و تضادهای اخلاقی شخصیت‌ها حکایت می‌کند. بازیگران فیلم، به‌ویژه ایفا کنندۀ نقش لوئیز، وینا فی ری، در نقش زن مرموز، از ستون‌های اصلی کشش روایت است. بازی او همزمان حس قربانی‌بودن و پیچیدگی‌های روانی را منتقل می‌کند. همچنین رالف بلیمی و ملوین داگلاس، بازیگران نقش‌های اصلی مرد، با ظرافت و کنترل‌شده توانسته‌اند ابعاد مختلف شخصیت‌های خاکستری داستان را به نمایش بگذارند. شخصیت‌هایی که هر کدام سعی دارند تا در تقابل با لوئیز، نقش مردانۀ خود را بازتعریف کنند. در این باز تعریف مفاهیمی مثل سلطه‌گری، قدرت، تصاحب، همدلی، حمایتگری و… رنگ می‌گیرند ولی نگاه تیزبین کارگردان، فیل روزن، تمام این رنگ‌ها را از فیلتری خاکستری عبور می‌دهد تا مخاطبِ منتظر همچنان در تعلیق روایت و تحول شخصیت به جستجو ادامه دهد. منتقدان زمان اکران فیلم از آن به‌عنوان اثری «مسحورکننده» و «پُرکشش» یاد کردند. این تحسین‌ها، نشان‌دهنده موفقیت فیلم در انتقال ظرافت‌های داستان دشیل همت، است. ظرافتی که در دورانی که سینما به سمت جلوه‌های ویژه و روایت‌های سریع حرکت می‌کرد، یادآور اهمیت داستان‌گویی کلاسیک و ساختارمند باقی می‌ماند. در نهایت، بازخوانی و دیدن «زنی از میان تاریکی» در زمانۀ ما، نه تنها یادآور جنبه‌های تاریخی و زیبایی‌شناختی نوآر است، بلکه انعکاسی است از بحران‌های امروزی. قانون، عشق و اخلاق در این اثر به جای مفاهیمی مطلق، با دوگانگی و شک همراه شده‌اند. وضعیتی که مخاطب معاصر نیز می‌تواند با آن همذات‌پنداری کند.

چاپ تازه این رمان توسط نشر رایبد فرصتی است تا خوانندگان ایرانی نیز با یکی از ناب‌ترین آثار نوآر آشنا شوند. داستانی که بی‌رحمانه اما صادقانه، روشنایی و تاریکی‌های انسان و جامعه را در هم می‌آمیزد و همچنان صدای کوچه‌های تاریک را به گوش می‌رساند.

 

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی