فیلم با ریتمی تند و میزانسنهای دقیق، از همان لحظه نخست مخاطب را غافلگیر میکند و نشان میدهد سینمای جوان هنوز حرف تازهای برای گفتن دارد.

طبق تحقیقات علمی، ۷ ثانیه اول، مهمترین تأثیر را در قضاوت مخاطب میگذارد. بچه مردم با استناد به همین تحقیق علمی، پیش از شروع تیتراژ، تاثیر مثبت خود را در بخش اینتردیوس یا معرفی شخصیتها میگذارد. فیلمبرداری ثابت ولی رقصان که در سینمای موزیکال قرن نوزدهم مرسوم بود در بچه مردم، کاملاً فکر شده و با برنامه به کار آمده است.
حرکتی که روی دست نیست ولی حول شخصیت میچرخد و به ریتم فیلم، سرعت میدهد. هماهنگی تحسینبرانگیز فیلمبرداری و تدوین که موزیک کریستف رضاعی روی آن سوار شده گواه این است که لحظه به لحظه فیلم، حتی پیش از آغاز تیتراژ، دکوپاژی دقیق دارد. دکوپاژی که به خوبی ماجرای گمشدن بچهای را در فروشگاه فردوسی با یک ساندویچ نیمخورده نشان میدهد. اینگه چگونه او سر از پرورشگاه در میآورد، صاحب اسم و دوست میشود و به نوجوانی میرسد. حتما دوربین، میزانسن صحنه، تدوین و موسیقی چنان با هم هماهنگ شدهاند که بتوانند این فضای موزیکال، فانتزی و شاعرگونه را خلق کنند.
دهدقیقه پیش از تیتراژ در بچه مردم، اهمیت فوقالعاده ای دارد چون علاوه بر معرفی شخصیتها، بافتار و ساختار فیزیکی و معنوی فیلم را معرفی میکند. چنین مقدمه خاصی که در خدمت فیلم است، سالهاست جایی در سینمای ما ندارد چون سینمای ما چندان میلی به ساخت فیلم پرتحرک ندارد. این مقدمه برای مخاطبان نسل زد که حوصله شنیدن دیالوگهای مطول و دیدن پلانهای طولانی ندارند، مناسب است و فشردگی ابتدایی و معرفی شخصیتها کاملاً مناسب سینمای نوجوان و جوان امروز است.
بعدها نیز چندین بار شاهد رقص دوربین و موزیک در صحنههای گوناگون هستیم که یکی از شاخصترین آنها، حضور ابوالفضل در جنگ است. در اولین حضور او در جنگ، شاهد دویدنهای پیایی او میان فدایی (بهروز شعیبی) و سایر رزمندگان و دیده بانان هستیم. رفت و برگشتهای او و رقص دوربین و موسیقی به ریتمیککردن فضا کمک کرده است و چهره جدیدی را از جنگ نشان میدهد. چهرهای که شاید خوشایند مخاطب بزرگسال نباشد ولی مخاطب نوجوان با آن ارتباط برقرار میکند و کاش چند بار دیگر نیز در فیلم تکرار میشد یا حداقل سازندگان این فضا را پایان حفظ میکردند.
بچه مردم اگر چه آغازی طوفانی دارد ولی پایانی پیش چشم مخاطب میگذارد که انتظارش را ندارد. اگر پنج دقیقه پایانی حذف میشد و فیلم در دشت شقایق به پایان میرسید، مخاطب با رضایت بیشتری سالن را ترک میکرد.
چهار بازیگر جوان فیلم را نیز باید برگ برنده دیگر آن دانست. بازیهای روان و خوبی که کریمی از آنها گرفته باعث میشود تا مخاطب با سرخوشی آنها، خوشحال و با مشکلات شان، ناراحت شود. مهبد جهاننوش با چنان مهارتی از پس لحظات متنوع نقش ابوالفضل برآمده که نامزدیاش در جشنواره فیلم فجر و قرار گرفتن نامش میان بزرگان نقش اول مرد سینمای ایران اعتراضی به دنبال نداشت.
همانطور که کریمی و دوستانش در خندوانه استعدادهایی مثل امیرحسین قیاسی و ابوطالب حسینی را کشف کردند، حال او در سینما نیز چهار استعداد را رونمایی کرده که میتوانند در آینده سینمای ایران بدرخشند. در کنار بازیگران جوان، بازیگران کارکشتهای مثل حسن معجونی، گوهر خیراندیش، سیاوش چراغیپور و کامبیز امینی نیز بازیهای دلچسبی ارائه دادند. نقش متفاوت سیامک صفری و همین طور بازی آرام بهروز شعیبی نیز از اتفاقات جالب کار بود اما مشخص نیست رضا کیانیان که اصالتاً بازیگری مشهدی است چرا نقش یک عکاس آذریزبان را بازی کرده تا لهجه پرنوسانی را شاهد باشیم؟ نهایتاً بچه مردم که کوله باری از جوایز متعدد جشنوارههای فجر و کودک اصفهان را بر دوش میکشد، گزینه خوبی برای سینما رفتن در شبهای طولانی پاییزی است.
منبع: فیلیمو شات