• کد خبر: 16220
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:25 بهمن 1404 ساعت: 11:49

«استخر»؛ کمدی مکث و معنای زندگی

«استخر» تلاشی است برای بیرون کشیدن طنز از دل روزمرگی‌های انسان معاصر؛ فیلمی که می‌خواهد از دل سکوت‌ها و مکث‌ها به فلسفه‌ای ساده درباره عشق و زندگی برسد، اما در قیاس با آثار پیشین کارگردان، از طراوت و گیرایی لازم فاصله می‌گیرد.


طنز استخر از دل تجربه‌های زیسته‌ انسان معمولی بیرون می‌آید، نه از موقعیت های صرفا کمدی یا شوخی‌های لفظی. فیلم‌نامه، طنز را نه در اتفاق بلکه در تعامل انسانی یعنی لحن و ریتم، سکوت‌ها و نگاه‌های بین دیالوگ‌ها می‌سازد. مخاطب او می‌خندد و در لحظه‌ای بعد مکث می‌کند و به پوچی، مرگ و تنهایی فکر می‌کند. در واقع جملات ساده و طنزآمیز تبدیل به فلسفه‌‌ کوچک زندگی می‌شوند. او می‌خواهد مخاطب به پذیرش زنگی با تمام نقص‌ها، بی‌معنایی‌ها و زیبایی‌های کوچکش برسد. به زبان ساده و بدون شعارزدگی می‌گوید: زندگی همین است، کوتاه و پر از لحظه‌های خنده‌دار جدی. در جای جای فیلم، جهان کمدی سروش صحت را می‌توان دید. بیرون کشیدن کمدی از دل موقعیت‌های بی‌معنا و در عین حال با معنا و مهم زندگی، تاکیدها، تکرارها و سکوت‌های طولانی در دیالوگ‌ها، واقعی شدن خیال‌ها، استفاده از لوکیشن شمال کشور و حتی استفاده از گاو! همه و همه امضای کارگردان فیلم است. از این جهت استخر را می‌توان امتداد نگاه کارگردان در دو اثر قبلی‌اش دانست.

با همه اینها فیلم استخر نسبت به دو اثر قبلی سروش صحت بسیار ضعیف است و انتظار مخاطب را برآورده نمی‌کند. حتی در گرفتن خنده از تماشاگر هم چندان موفق نیست. فضای فیلم بیشتر مردانه است و زنان در سایه هستند، حتی شخصیت‌پردازی زن اصلی فیلم یعنی بهار، بسیار سطحی و مبهم است. بهار در هیچ جای فیلم دلیل اصلی جدایی‌اش را نمی‌گوید و فقط به گفتن «دوستت ندارم» بسنده می‌کند. اما در نگاهی دیگر این شخصیت زن فیلم است که در مقابل این روزمرگی و فراموشی معنای زندگی، طغیان می‌کند. کسی که از روزمرگی زندگی، معنای آن را بیرون می‌کشد. اگر مرد قصه به دنبال معناست، زن، آن معنا را در خود دارد، بی آنکه جست و جو کند.

در واقع صحت می‌کوشد تا به مخاطب به‌خصوص زوج‌ها گوشزد کند که نباید عشق و دوست داشتن، محبت و توجه را در روزمرگی‌های زندگی فراموش کنند. در جایی از فیلم پدرزن مرد به او می‌گوید: «وقتی بهار تو را دوست داشت، تو حواست بهش نبود.» یا در سکانس اولیه فیلم پسرک جوان به پدر می‌گوید: «باید تلویزیون رو خاموش می‌کردی (تا حرف مامان رو می‌شنیدی. مرد که در حال دیدن گل پنالتی فوتبال بود) می‌گوید: دو ثانیه بعد خاموش کردم. پسر می‌گوید: «همه‌ی زندگی، همین دو ثانیه‌هاست.»

در فیلم‌های صحت واقعیت کمی سورئال است، اما به جای استفاده از جلوه‌های فانتزی، او با زبان، رفتار و موقعیت‌های غیر عادی این حالت جادویی را می‌سازد. مثلا تصور کشیدن سیگار بدون اینکه سیگاری در کار باشد در حالی‌که از دهان شخصیت دود خارج می‌شود (اشاره زیاد به سیگار کشیدن از نکات منفی فیلم است که فیلم را برای نوجوانان نامناسب می‌کند). «سورنا صحت» (پسر کارگردان) در اولین تجربه بازیگری خود، در فیلم پدرش نقش‌آفرینی کرده است. هرچند بودن در کنار بازیگران بزرگ و چهره، نقص‌های بازیگری او را بیشتر مشهود می‌کند ولی حضور او شاید مواجهه‌ای میان نسل میانسال متفکر و نسل جوان با معنا و تفکر متفاوت باشد. همین‌طور که همه جای فیلم بخصوص سکانس مهمانی پسر با حضور دوستانش، این نگاه متفاوت و فاصله دو نسل به چشم می‌خورد.

موسیقی همیشه در آثار صحت جایگاه ویژه‌ای داشته است. در دو فیلم قبلی، او با نشان دادن نوازنده‌ها و سازها در بین فیلم، انگار از موسیقی به عنوان میان پرده استفاده می‌کند، اما این‌بار از این نوازندگی در بطن داستان برای نشان دادن حالات روحی شخصیت بهره برده است.

 

میدان آزادی

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها