«خانوم والده» با زنپوشی رضا عطاران، یک ایده آشنا را به کمدی تبدیل میکند؛ فیلمی که برگ برندهاش را از حضور عطاران و موقعیتهای پرموقعیت میگیرد.

به گزارش صبا؛«خانوم والده» پیش از آنکه اکران شود، مهمترین برگ برندهاش را رو کرده بود: رضا عطاران با گریم و پوشش زنانه. تصویری که بهتنهایی برای کنجکاو کردن مخاطب یک کمدی کافی به نظر میرسد؛ مخصوصاً وقتی قرار است عطاران را در موقعیتی ببینیم که خودش را جای مادرش جا میزند. ایده در ظاهر ساده است اما اتفاقاً ظرفیت زیادی برای ساخت یک کمدی موقعیت دارد؛ مردی که باید در نقش زنی دیگر زندگی کند، رفتارش را کنترل کند، هویتش را پنهان نگه دارد و مدام نگران لو رفتن باشد. مسئله «خانوم والده» اما این نیست که چرا سراغ زنپوشی رفته؛ مسئله این است که چرا از چنین ایدهای به اندازه کافی استفاده نمیکند.
فیلم هر جا روی همین موقعیت اصلی میایستد، امکان شکلگیری کمدی دارد. تضاد میان کریم و نقشی که بازی میکند، سوءتفاهمهایی که از حضور او در جایگاه مادر به وجود میآید و رابطهاش با آدمهایی که نباید هویت واقعیاش را بفهمند، میتوانست ستون اصلی فیلم باشد. اما فیلمنامه در بخشهایی ترجیح میدهد مسیر سادهتر را انتخاب کند و به شوخیهای مستقیم و جنسی متکی شود؛ مسئلهای که در چند نقد منتشرشده درباره فیلم نیز مورد توجه قرار گرفته است. در نتیجه، گاهی به جای آنکه از موقعیت داستانی خنده بگیریم، صرفاً منتظر شوخی بعدی هستیم. همین موضوع باعث میشود ایدهای که میتوانست در طول فیلم موقعیتهای تازه تولید کند، به تدریج قابل پیشبینی شود.
با این حال نمیتوان نقش رضا عطاران را در حفظ ریتم کمدی فیلم نادیده گرفت. او هنوز بلد است از مکث، نگاه، بدن و واکنشهای کوچک برای ساختن لحظههای خندهدار استفاده کند و همراهی عباس جمشیدیفر نیز در بعضی صحنهها به انرژی فیلم اضافه میکند. اما مسئله اینجاست که عطاران در «خانوم والده» بیشتر همان عطاران آشنای کمدی است تا بازیگری که با یک شخصیت تازه روبهرو شده باشد. حتی گریم متفاوت نیز الزاماً به خلق یک شخصیت متفاوت منجر نمیشود. «خانوم والده» در نهایت فیلمی است که میتواند مخاطب را در لحظاتی سرگرم کند و از جذابیت ستاره اصلیاش بهره ببرد، اما میان ایده اولیه و نتیجه نهایی فاصلهای جدی باقی میگذارد؛ انگار فیلم یک موقعیت بامزه پیدا کرده، اما پیش از آنکه ببیند این موقعیت تا کجا میتواند پیش برود، سراغ شوخی بعدی رفته است.