سینمای ۲۰۲۶ با فیلمهایی همراه شده که هرکدام به شیوهای متفاوت مخاطب را غافلگیر میکنند؛ از سفرهای نفسگیر فضایی و کمدیهای نامتعارف تا کابوسهای ترسناک و روایتهای آخرالزمانی. در این میان، ۱۰ فیلم خارجی را انتخاب کردهایم که بهدلیل ایده، فضای داستانی یا رویکرد سینماییشان ارزش بررسی و تماشا دارند.

۱. «پروژه هیل مری»؛ وقتی نجات جهان به یک دوستی گره میخورد
«پروژه هیل مری» از آن فیلمهای علمیتخیلی است که نمیخواهد فقط با جلوههای ویژه و ایدههای پیچیده مخاطبش را سرگرم کند. فیلم در کنار ماجراجویی فضایی، روی تنهایی، امید و قدرت ارتباط میان موجودات تکیه دارد. حضور رایان گاسلینگ نیز به داستان گرما و شوخطبعی میبخشد و کمک میکند قصهای درباره نجات جهان، به تجربهای انسانی تبدیل شود.

۲. «کایوت در برابر اکمی»؛ بازندهای که تسلیم نشد
جذابیت «کایوت در برابر اکمی» در این است که از یک شخصیت همیشه شکستخورده، قهرمانی میسازد که بالاخره تصمیم میگیرد مقابل قدرت بایستد. فیلم با ترکیب انیمیشن، کمدی و هجو شرکتهای بزرگ، هم به خاطره جمعی مخاطبان وفادار میماند و هم حرفی فراتر از شوخیهای کارتونی برای گفتن دارد. برای من، امتیاز اصلی فیلم همین است که پشت ظاهر بازیگوشانهاش، مسئلهای جدی درباره عدالت و نابرابری پنهان کرده است.

۳. «امید»؛ کابوسی میان وحشت و خیال
«امید» با فضای ناآرام و موقعیتهای غیرقابلپیشبینیاش، سراغ تجربهای متفاوت از سینمای ژانر میرود. فیلم از همان ابتدا تلاش میکند قواعد معمول روایت را به هم بزند و مخاطب را در جهانی قرار دهد که هیچ چیز در آن کاملاً قابل اعتماد نیست. این تجربه همیشه یکدست پیش نمیرود، اما جسارت فیلم در ترکیب وحشت، علمیتخیلی و طنز تلخ، آن را به اثری قابلتوجه تبدیل میکند.

۴. «کارآگاهان گوسفندی»؛ معمایی غیرمعمول با قلبی گرم
ایده حل یک پرونده جنایی به دست گوسفندها شاید در نگاه اول بیشتر به یک شوخی شبیه باشد، اما فیلم از همین موقعیت نامتعارف برای ساختن داستانی سرگرمکننده استفاده میکند. «کارآگاهان گوسفندی» میان معما، طنز و احساس تعادل برقرار میکند و نشان میدهد یک قصه ساده، اگر درست پرداخت شود، میتواند هم مخاطب را بخنداند و هم غافلگیرش کند. جذابیت فیلم در همین فاصله میان ظاهر بامزه و مضمون جدی آن است.

۵. «وسواس»؛ وقتی عشق به کابوس تبدیل میشود
«وسواس» از ایدهای آشنا شروع میکند: میل به رسیدن به عشق دلخواه. اما خیلی زود نشان میدهد که تحقق یک آرزو، همیشه به معنای خوشبختی نیست. فیلم با حرکت تدریجی از فضای عاشقانه به وحشت روانی، درباره مرز باریک میان خواستن و مالکیت حرف میزند. به نظرم نقطه قوت اثر، همین تبدیل یک خواسته ظاهراً ساده به موقعیتی تهدیدکننده و نگرانکننده است.

۶. «کوککننده»؛ استعداد در مسیر تاریک جنایت
«کوککننده» با پیوند دادن دنیای موسیقی به فضای تریلر جنایی، ایدهای متفاوت را پیش میکشد. قهرمان داستان که گوش خارقالعادهای برای تشخیص صداها دارد، وارد مسیری میشود که استعدادش را از محیط موسیقی به دنیای خلافکاران میکشاند. جذابیت فیلم در همین تضاد است؛ تواناییای که میتواند برای خلق زیبایی به کار برود، این بار به ابزاری برای ورود به تاریکی تبدیل میشود.

۷. «خشمگین»؛ اکشن برای تماشاگران بیحوصله نیست
«خشمگین» بیش از آنکه بخواهد با پیچیدگی داستانی مخاطب را درگیر کند، روی انرژی صحنههای مبارزه و طراحی درگیریها حساب باز میکند. فیلم برای دوستداران سینمای رزمی، تجربهای پرتحرک و نفسگیر فراهم میآورد و اجازه نمیدهد ریتم آن بهسادگی از حرکت بایستد. البته در چنین آثاری، اکشن چشمگیر بهتنهایی برای ماندگاری کافی نیست؛ اما اگر معیار، هیجان و اجرای درست صحنههای مبارزه باشد، فیلم حرفی برای گفتن دارد.

۸. «مرد عنکبوتی: روزی نو»؛ قهرمانی درگیر با بهای انتخابهایش
آنچه مرد عنکبوتی را همچنان برای مخاطب جذاب نگه میدارد، فقط قدرتهای خارقالعادهاش نیست؛ پیتر پارکر همیشه باید میان زندگی شخصی و مسئولیت قهرمانانهاش انتخاب کند. «روزی نو» نیز در همین مسیر، فرصتی برای بازگشت به تنهاییها، بحرانها و هزینههای قهرمانبودن فراهم میکند. به نظرم هرجا فیلم از نمایش صرف قدرتها فاصله میگیرد و به آسیبپذیری شخصیت نزدیک میشود، ظرفیت بیشتری برای تأثیرگذاری پیدا میکند.

۹. «۲۸ سال بعد: معبد استخوان»؛ هیولا همیشه آنطرف ماجرا نیست
در جهان «۲۸ سال بعد»، خطر فقط از موجودات آلوده نمیآید؛ گاهی رفتار انسانها ترسناکتر از هر هیولایی است. «معبد استخوان» با تکیه بر فضای آخرالزمانی، این پرسش را مطرح میکند که در شرایط فروپاشی تمدن، چه چیزی از انسان باقی میماند. نقطه قوت چنین روایتی زمانی آشکار میشود که خشونت و وحشت صرفاً ابزار ترساندن نباشند، بلکه بهانهای برای نگاهکردن به تاریکیهای خود انسان شوند.

۱۰. «سرزمین پدری»؛ زخمهای گذشته در زندگی امروز
«سرزمین پدری» در قلمرو سینمای تاریخی و شخصیتمحور قرار میگیرد؛ جایی که گذشته صرفاً مجموعهای از اتفاقات تمامشده نیست، بلکه همچنان بر روابط و تصمیمهای آدمها سایه میاندازد. توجه به رابطه پدر و دختر و پیامدهای تاریخی جنگ، به فیلم فرصتی میدهد تا از روایت صرف رویدادها فراتر برود. ارزش چنین آثاری در پاسخهای قطعی نیست؛ در پرسشهایی است که درباره حافظه، خانواده و میراث نسلهای گذشته باقی میگذارند.