گاهی یک پل فقط راهی برای عبور از نقطهای به نقطه دیگر نیست؛ میتواند مرز میان گذشته و آینده، ماندن و رفتن یا حتی فروپاشی و دوباره برخاستن باشد. نمایش «تهران/پاریس/تهران/پل» با قرار دادن شخصیتهایش در چنین موقعیتی، سراغ پیچیدگیهای زندگی و تصمیمهایی میرود که مسیر آدمها را تغییر میدهند.

به گزارش صبا؛ در تئاتر، گاهی یک صحنه چندثانیهای میتواند تمام توجهها را از یک اجرای چندساعته منحرف کند. نمایش «تهران/پاریس/تهران/پل» به کارگردانی سعید دشتی، از جمله آثاری است که در ماههای اخیر بیش از آنکه به واسطه کیفیت نمایشی و محتوای خود مطرح شود، با حواشی بیرون از سالن به صدر اخبار فرهنگی راه پیدا کرد. انتشار ویدئویی از بازی مهرداد صدیقیان و فاطمه مسعودیفر، واکنشهای گستردهای را به دنبال داشت و حتی به تشکیل پرونده قضایی برای عوامل نمایش منجر شد؛ اتفاقی که اجرای این اثر را برای مدتی تحتتأثیر قرار داد.
با این حال، تقلیل دادن «تهران/پاریس/تهران/پل» به همان ویدئوی جنجالی، نادیده گرفتن اصل ماجراست. این نمایش پیش از حواشی نیز با ترکیبی از بازیگران شناختهشده و بازگشت چهرههایی به صحنه تئاتر، توجه مخاطبان را جلب کرده بود. پرسش اصلی اما همچنان پابرجاست: آیا پشت این ترکیب بازیگری و استقبال مخاطبان، یک تجربه نمایشی قابل دفاع قرار دارد؟
نمایشنامه این اثر را سینا شفیعی نوشته و سعید دشتی کارگردانی آن را بر عهده داشته است. «پل» ادامهای بر نمایش «تهران/پاریس/تهران» است، اما داستانی مستقل دارد و برای دنبال کردن آن نیازی به تماشای قسمت قبلی نیست. در معرفی اثر، با قصهای درباره عبور از موقعیتهای دشوار، بازگشت به زندگی و تلاش برای عبور از نفرت به عشق روبهرو هستیم؛ روایتی که قرار است از زندان تا صحنه و از ناامیدی تا امکان دوباره زیستن حرکت کند.
بازگشت به زندگی، موضوعی آشنا در درام است؛ اما آشنایی با یک مضمون لزوماً به معنای تکراری بودن آن نیست. آنچه اهمیت دارد، شیوه پرداخت به این مضمون و توانایی نویسنده در تبدیل یک مفهوم کلی به موقعیتی ملموس و باورپذیر است. عنوان «پل» نیز در همین چارچوب ظرفیت معنایی قابل توجهی دارد؛ پلی میان گذشته و آینده، نفرت و عشق یا حتی میان انسانی که از زندگی بریده و انسانی که هنوز برای بازگشت تلاش میکند.
با این همه، خلاصه داستان بهتنهایی نمیتواند درباره عمق شخصیتپردازی یا کیفیت دراماتیک متن داوری قطعی ایجاد کند. نقطه تعیینکننده، نحوه تبدیل این ایده به کنش نمایشی و میزان موفقیت نمایشنامه در حفظ کشش داستانی است.
یکی از مهمترین ویژگیهای این اجرا، ترکیب بازیگران آن است. امیر جعفری پس از چند سال دوری از صحنه تئاتر با این نمایش بازگشته و مهرداد صدیقیان نیز نخستین تجربه حضور حرفهای خود روی صحنه را پشت سر گذاشته است. در کنار آنها، فاطمه مسعودیفر و سینا ساعی نیز گروه بازیگران را تشکیل میدهند.
این ترکیب از همان ابتدا یک امتیاز تبلیغاتی مهم برای نمایش محسوب میشد. حضور بازیگرانی که مخاطبان آنها را بیشتر از سینما و شبکه نمایش خانگی میشناسند، میتواند تماشاگرانی را به سالن بیاورد که شاید در انتخابهای معمول تئاتری خود کمتر به سراغ چنین اجرایی بروند. در واقع، نمایش از سرمایه اجتماعی بازیگرانش برای جلب مخاطب استفاده میکند؛ رویکردی که به خودی خود نه نقطه ضعف است و نه تضمینکننده کیفیت.
اما مسئله زمانی جدی میشود که شهرت بازیگران جایگزین ارزیابی کیفیت اجرا شود. تئاتر برخلاف سینما امکان تکرار برداشت و اصلاح نهایی بازی را ندارد و بازیگر باید در هر اجرا، ارتباط زنده و بیواسطهای با تماشاگر برقرار کند. برای مهرداد صدیقیان، این تجربه اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه انتقال از بازی مقابل دوربین به حضور روی صحنه، صرفاً تغییر مدیوم نیست، بلکه مستلزم تسلط بر بیان، بدن، ریتم و حفظ انرژی در تمام طول اجراست.
از سوی دیگر، بازگشت امیر جعفری به تئاتر نیز یکی از جذابیتهای این ترکیب است. سابقه طولانی او در صحنه، انتظاراتی را درباره کیفیت بازی و حضورش در گروه ایجاد میکند. با این حال، آنچه در نهایت اهمیت دارد، هماهنگی بازیگران و شکلگیری یک گروه منسجم است، نه صرفاً کنار هم قرار گرفتن چند نام شناختهشده.
حاشیه اصلی «تهران/پاریس/تهران/پل» پس از انتشار ویدئویی کوتاه از صحنه مشترک مهرداد صدیقیان و فاطمه مسعودیفر شکل گرفت. پس از اعلام جرم دادستانی تهران و تشکیل پرونده قضایی برای عوامل نمایش، گروه اجرایی توضیح داد که تصویر منتشرشده به دلیل زاویه بسته دوربین تلفن همراه و خطای دید، فاصله واقعی دو بازیگر را بهدرستی نشان نمیدهد. همچنین تأکید شد که شخصیتهای این صحنه در نسبت خواهر و برادری قرار دارند و تماس فیزیکی میان آنها رخ نداده است.
در ادامه، ادارهکل هنرهای نمایشی نیز پس از بررسی صحنه در محل اجرا، روایت گروه درباره خطای دید را تأیید کرد و از تغییر میزانسن برای جلوگیری از برداشتهای مشابه خبر داد. در نتیجه، پس از مدتی توقف موقت بلیتفروشی، زمینه ادامه اجرا فراهم شد.
فارغ از اختلاف برداشتها درباره آن صحنه، اتفاقی که برای این نمایش رخ داد، بار دیگر مسئله نسبت میان نظارت فرهنگی و ورود دستگاه قضایی به اجراهای تئاتری را مطرح کرد. وقتی یک اثر مراحل بازبینی و دریافت مجوز را پشت سر گذاشته است، انتظار میرود سازوکارهای نظارتی مشخص و قابل پیشبینی وجود داشته باشند تا اختلافها پیش از تبدیل شدن به بحران عمومی و قضایی بررسی شوند.
از سوی دیگر، این اتفاق نشان داد که انتشار چند ثانیه از یک اجرای زنده، بدون در نظر گرفتن زمینه داستانی و کلیت میزانسن، تا چه اندازه میتواند برداشت عمومی از یک اثر را تغییر دهد. تئاتر هنری مبتنی بر زمان، موقعیت و ارتباط میان شخصیتهاست؛ بنابراین جدا کردن یک تصویر از بستر روایی آن، لزوماً بازتابدهنده معنای واقعی صحنه نیست.
استقبال از این نمایش نیز یکی دیگر از موضوعات قابل تأمل است. بلیتهای اجراهای ابتدایی آن، از ۳۰ شهریور تا ۲۲ مهر، بهطور کامل به فروش رسید. در عین حال، قیمت بلیتها که در گزارشهای منتشرشده بین یک میلیون و پانصد هزار تا دو میلیون و پانصد هزار تومان اعلام شده بود، انتقادهایی را درباره هزینه بالای تماشای تئاتر به دنبال داشت.
این استقبال را نمیتوان صرفاً به یک عامل نسبت داد. ترکیب بازیگران شناختهشده، بازگشت امیر جعفری به صحنه، نخستین تجربه تئاتری مهرداد صدیقیان و کنجکاوی مخاطبان نسبت به اجرای تازه سعید دشتی، همگی میتوانند در جذب تماشاگر نقش داشته باشند. حواشی بعدی نیز به دیده شدن بیشتر نام نمایش کمک کرد.
با این حال، فروش کامل بلیتها الزاماً به معنای موفقیت هنری نیست. همانطور که فروش پایین نیز همیشه نشانه ضعف یک اثر محسوب نمیشود. مسئله مهمتر، نسبتی است که نمایش میان انتظارات ایجادشده و تجربه واقعی تماشاگر برقرار میکند. مخاطبی که با پرداخت چنین مبلغی وارد سالن میشود، انتظار دارد با اثری مواجه شود که فراتر از حضور چند بازیگر مشهور، از نظر متن، کارگردانی و اجرای صحنهای نیز حرفی برای گفتن داشته باشد.
«تهران/پاریس/تهران/پل» نمونه قابل توجهی از تلاقی شهرت بازیگران، اقتصاد تئاتر و حساسیتهای نظارتی در فضای فرهنگی امروز ایران است. اثری که با وعده روایتی درباره بازگشت به زندگی و عبور از نفرت آغاز شد، در میانه اجرا با حاشیهای روبهرو شد که توجه عمومی را از متن و اجرای آن منحرف کرد.
با این حال، نباید اجازه داد جنجال پیرامون یک صحنه، جای ارزیابی خود اثر را بگیرد. پرسش درباره کیفیت نمایشنامه سینا شفیعی، کارگردانی سعید دشتی، هماهنگی گروه بازیگران و توانایی اثر در برقراری ارتباط با تماشاگر همچنان مهمتر از آن است که زیر سایه اخبار قضایی و واکنشهای فضای مجازی فراموش شود.
در نهایت، «پل» زمانی میتواند به عنوان یک تجربه موفق نمایشی در ذهن مخاطب باقی بماند که پیوندی فراتر از نام بازیگران و حواشی پیرامون اجرا ایجاد کند؛ پیوندی میان قصه و تماشاگر. زیرا در تئاتر، آنچه باید پس از خاموش شدن چراغهای سالن باقی بماند، نه جنجال یک تصویر چندثانیهای، بلکه تأثیر یک تجربه هنری است.