• کد خبر: 14914
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۱۳ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۳:۴۳

بررسی لباس بازیگران «شکارگاه»/مسیری تازه در طراحی لباس آثار تاریخی

با نگاهی به تاریخ لباس‌ها در اواخر دوره قاجار، زنان قاجاری رنگ‌های شاد و متنوع به تن می‌کردند، اما زنان «شکارگاه» بیشتر با لباس‌های تیره ظاهر می‌شوند.


مریم محمودخواه، فشن ژورنالیست و طراح لباس/ سریال «شکارگاه» یکی از تازه‌ترین تولیدات سینمای خانگی است که تلاش می‌کند مخاطب را به دل تاریخ و قصه‌های پر از رمز و راز اجتماعی بکشاند. این اثر راوی فضایی تاریخی است که رنگ و بوی اواخر قاجار و اوایل پهلوی را دارد و پر از معماها و رازهایی است که مخاطب را ناخودآگاه به مرور گذشته وامی‌دارد. قصه، همان‌طور که از نامش پیداست، پر از تعقیب و گریز است و  لحظاتی است که بیننده را درگیر می‌کند.

شکارگاه در خانه‌ای متعلق به همان دوره روایت می‌شود؛ خانه‌ای بزرگ با اتاق‌های باز و تودرتو و پنجره‌های رو به حیاط.

آنچه «شکارگاه» را از بسیاری از سریال‌های تاریخی–معمایی متمایز می‌کند، توجه به جزئیات در طراحی صحنه و لباس است. مخاطب هنگام تماشای سریال می‌تواند ردپای فرهنگ و سبک زندگی آن دوره را در طراحی صحنه خانه‌ و دیالوگ‌ها احساس کند.

در کنار این‌ها، ریتم قصه و نوع روایت، حال‌وهوایی معمایی دارد که باعث می‌شود تماشاگر تا قسمت آخر همراه داستان بماند. «شکارگاه» فقط یک بازسازی تاریخی نیست، بلکه کارگردان تلاش کرده  است تا در مقطعی خاص هویت اجتماعی و سیاسی ایران را به تصویر کشد. به همین خاطر می‌توان گفت تماشای آن نه‌تنها سرگرم‌کننده، بلکه تجربه‌ای آمیخته با تاریخ و فرهنگ است.

در آثار تاریخی، طراحی لباس تنها یک عنصر تزئینی نیست، بلکه زبان دوم روایت محسوب می‌شود. لباس‌ها بازآفرین فضاهای دوره تاریخی اثر هستند و می توانند هویت و جایگاه اجتماعی شخصیت‌ها را بازتاب دهند. از همین رو، تحلیل استایل و پوشش بازیگران «شکارگاه» فرصتی است تا بتوانیم نسبت میان «واقعیت تاریخی» و «برداشت هنری» را در این سریال بررسی کنیم به گونه‌ای که با نگاهی تحلیلی و مقایسه‌ای؛ جایگاه طراحی لباس در این سریال را در برابر پوشاک واقعی دوره قاجار و دیگر سریال‌های مشابه روشن شود.

تحلیل و بررسی طراحی لباس در سریال شکارگاه

منصوره یزدان‌جو طراح لباس این سریال، نه سراغ پوشش واقعی آن دوران رفته و نه به طور کامل سبکی امروزی برای طراحی برگزیده است. او طراحی بینابین گذشته و امروز خلق کرده که گاه مخاطب را از اصل داستان به سوی سردرگمی تاریخی می‌برد. لباس‌های زنان «سیمین» و «ملوک» از پارچه‌های ساده و رنگ‌های تیره انتخاب شده‌اند؛ انتخابی که به آنها ظاهری جدی و رازآلود می‌بخشد. این زنان با تزئینات یا زیورآلات زیادی دیده می‌شوند و با بررسی این موضوع در کتابهای آن زمان ومنابع تاریخی، متوجه می‌شویم که زنان قاجاری با پارچه‌های رنگارنگ و زیورآلات پرزرق و برق شناخته می‌شدند.

این درحالی است که طراحی لباس‌های سیمین و ملوک، بیش از آنکه یادآور لباس‌های اواخر دوره قاجار باشد، طراحی مدرن و امروزی دارد. آنان دامن و شلوارهای کمی گشاد می‌پوشند که برش‌های امروزی دارد و با نگاهی به شلیته یا دامن‌های کوتاه و پرچین که به‌ویژه در دربار رایج بود دارای تفاوت است. استفاده از بالاتنه‌های تقریبا فیت؛ طراحی مدرنی است که به قالب لباس‌های قاجاری درآمده است. علاوه بر آن با نگاهی به تاریخ لباس‌ها در اواخر دوره قاجار، زنان قاجاری رنگ‌های شاد و متنوع به تن می‌کردند، اما زنان «شکارگاه» بیشتر با لباس‌های تیره ظاهر می‌شوند.

استفاده از سربند به جای روسری و چارقد بر زنانگی و ظرافت زنان جنگجو و مسلح دلالت می‌کند و با اینکه این انتخاب به فضای تراژیک داستان کمک کرده است، اما تصویر واقعی آن دوره را مخدوش می‌کند.

از طرف دیگر زنان در شکارگاه پیراهن‌هایی با رنگ‌های تیره مانند سبز و قرمز و قهوه‌ای با پارچه‌های نخی و خنک به تن دارند. با آنکه نقش و نگارهای بته جقه و استفاده از سوزن دوزی‌های دست دوز در یقه لباس‌ها همخوانی صحیحی با پوشاک زنان آن زمان دارد اما در لباس‌های آن دوران بیشتر از پارچه‌های ابریشمی و مخمل استفاده می‌شد تا پارچه‌های نخی و مدرن سازی پارچه‌ها با این شکل و شمایل تفاوت زیادی با چارخد یا چارقد گلدار و رنگی آن دوران دارد.

جنگجو اما کولی

طراحی لباس زنان شکارگاه تا حدی تداعی کننده لباس‌های کولی‌ها و سبک وینتیج دارد. دیزاین لباس‌های گلاب؛ خدمتکار خانواده با اکسسوری‌های زیاد و زلم زیمبوهای فراوان که به او آویز است و اعتقاداتی که به جادو و دعا و سحر کردن افراد دارد، همواره سبک و سیاق زندگی کولی‌ها را به یاد مخاطب می‌آورد. حال آنکه سبک پوشش مادر و دختر خانواده سرهنگ که جزو نظامیان دربار به شمار می‌روند نیز با ظاهر و رنگ‌هایی مشابه طراحی شده و انگار جنگاوری زنان به نوعی به کولی بودن آنان نسبت داده شده است.

در این میان اما فروغ پوشش دیگری دارد. لباس‌هایی آراسته با طراحی زنانه که از شهری و تا حدی لوکس بودن او نسبت به دیگر زنان خانواده خبر می‌دهد.

مقایسه طراحی لباس شکارگاه با سریال‌های تاریخی مشابه

«جیران» به‌عنوان یکی از پرهزینه‌ترین سریال‌های تاریخی اخیر، وسواس بسیاری در بازآفرینی لباس‌های قاجاری داشت. در این سریال، شلیته‌های پرچین، پارچه‌های ابریشمی گلدار و زیورآلات پرزرق و برق بازسازی شدند. «جیران» بیشتر بر جنبه مستندوار طراحی لباس تاکید داشت این درحالی است که سریال شهرزاد که در دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی روایت می‌شد، نشان داد چگونه می‌توان میان تاریخ و زیبایی‌شناسی سینمایی تعادل برقرار کرد. لباس‌های زنان و مردان هم وفادار به مد آن دوره بود و هم جذابیت بصری برای مخاطب امروز داشت. سریال کلاسیک روزی روزگاری اما، بیشتر بر بازنمایی پوشاک سنتی مناطق مختلف ایران تمرکز داشت. طراحی لباس‌ها گرچه ساده‌تر بود، اما تلاش می‌کرد وفاداری به بستر فرهنگی و تاریخی را حفظ کند.

نتیجه آنکه «جیران» تاریخی‌تر و دقیق‌تر، «شهرزاد» تلفیقی از تاریخ و مدرنیته، و «روزی روزگاری» وفادار به پوشاک بومی است و در این میان، «شکارگاه» رویکردی متفاوت برگزیده است. شاید بتوان گفت طراح لباس در «شکارگاه» ترجیح داده است به‌جای بازآفرینی کامل تاریخ، فضایی استعاری و مینیمال خلق کند؛ فضایی که با حس داستان هم‌خوانی داشته باشد و شاید هم سلیقه مخاطب را محترم دانسته و چون بسیاری از مخاطبان معاصر، با لباس‌های پرزرق‌وبرق و پرچین احساس بیگانگی می‌کنند؛ برای نزدیکی بیشتر مخاطب با شخصیت‌ها، لباس‌ها ساده سازی شده‌اند.

هرچه هست این سریال از نظر تاریخی باورپذیر نبوده و برخی مخاطبان به دلیل فاصله زیاد با پوشاک واقعی قاجاری، نتوانستند فضای تاریخی را باور کنند. این امر باعث شد برخی منتقدان طراحی لباس را نقطه ضعف سریال بدانند.

آرایش زنان در سریال «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی

یکی از نکاتی که در سریال «شکارگاه» خیلی جلب توجه می‌کند، توجه ویژه به گریم و آرایش زنان است. نیما جاویدی و تیمش تلاش کرده‌اند تصویری بسازند که هم به تاریخ وفادار باشد و هم برای تماشاگر امروز باورپذیر و زیبا جلوه کند.

چهره زنان در این سریال معمولاً ساده طراحی شده است. ابروها پر و تیره‌اند، گاهی با فرم طبیعی و نزدیک به هم، درست شبیه عکس‌های زنان دوره قاجار و اوایل پهلوی. این انتخاب باعث شده جدیت و صلابت خاصی در نگاه آن‌ها دیده شود. لب‌ها بیشتر با رنگ‌های آجری و قرمز تیره زده شده‌اند؛ نه آن‌قدر پررنگ که زن‌ها شبیه آرایش‌های امروزی به نظر برسند، و نه آن‌قدر کم‌رنگ که حالت بی‌روح پیدا کنند. همین انتخاب رنگ لب است که به چهره‌ها حالتی کلاسیک و سنگین می‌دهد.

یکی از بخش‌های جالب گریم در «شکارگاه»، نمایش تفاوت طبقات اجتماعی از طریق آرایش است؛ زنی که به طبقه اشراف و دربار نزدیک‌ است، آرایشی مرتب‌تر و دقیق‌تر دارد؛ ابروهایشان مرتب‌تر شکل داده شده و رنگ لبشان تمیزتر و پررنگ‌تر است. در مقابل، زنان خانه سرهنگ، اغلب بدون آرایش یا با کمترین نشانه‌های رنگ روی صورت نشان داده شده‌اند؛ گاهی فقط کمی سرخی روی گونه‌ها یا لب‌ها که بیشتر به زیبایی طبیعی نزدیک است. این جزئیات کوچک، بدون آن‌که مستقیم توضیحی داده شود، جایگاه اجتماعی هر شخصیت را به‌خوبی آشکار می‌کند.

در «شکارگاه»، آرایش فقط وسیله‌ای برای زیباتر کردن چهره‌ها نیست، بلکه بخشی از روایت است. زنانی که درگیر سختی و تنش هستند، با چهره‌ای رنگ‌پریده و ساده دیده می‌شوند و موها در حالت بافته و گیس شده‌اند. موهایی عاری از رنگ‌های مصنوعی  اغلب در رنگ‌های طبیعی که نشان از طبیعت گرایی زنان جنگجوی سریال است.

به‌طور کلی می‌توان گفت که گریم و آرایش زنان در «شکارگاه» چیزی فراتر از یک کار فنی است؛ نوعی زبان تصویری است که به داستان کمک می‌کند. جاویدی و تیمش موفق شده‌اند تعادلی پیدا کنند بین بازسازی تاریخی و نیازهای تصویری یک اثر امروزی، تا هم تماشاگر فضای آن دوران را حس کند و هم بتواند با شخصیت‌ها ارتباط بگیرد.

در نهایت، می‌توان گفت «شکارگاه» بیش از آنکه بخواهد تاریخ را آموزش دهد، به دنبال ایجاد زیبایی در تصویر سازی است. این تجربه گرچه مخالفان و موافقان خود را دارد، اما نشان‌دهنده مسیری تازه در طراحی لباس آثار تاریخی ایرانی است؛ مسیری که میان بازسازی گذشته و بازآفرینی هنری در نوسان است و همین امر آن را متمایز و ماندگار می‌سازد.

 

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی