• کد خبر: 14926
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۶ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۳:۰۰

اسکار و آسیا از حاشیه تا مرکز رشد کیفی سینمای آسیا و تحول ساختاری اسکار

مقایسهٔ تجربهٔ هند و پاکستان نشان می‌دهد که جنوب آسیا بیش از هر چیز در شاخه‌های مکمل اسکار—یعنی موسیقی و مستند—بخت موفقیت دارد


جایزهٔ اسکار به‌عنوان مهم‌ترین و معتبرترین رویداد سینمایی جهان، در طول نزدیک به یک قرن بیشتر میدان رقابت آثار آمریکایی و اروپایی بوده است. سینمای آسیا تا سال‌ها در این جشنواره نقش کم‌رنگی داشت؛ حضوری پراکنده، محدود به چند نامزدی و گاه جوایز افتخاری، بدون آنکه بتواند به جایگاهی پایدار دست یابد. با این حال، از اواخر قرن بیستم و به‌ویژه در دو دههٔ اخیر، روندی نو آغاز شد: موجی تازه از فیلمسازان آسیایی توانستند از مرزهای جغرافیایی و فرهنگی فراتر روند و با تکیه بر روایت‌هایی بومی اما سرشار از مفاهیم جهان‌شمول، در حافظهٔ جهانی سینما ثبت شوند.

عامل مهم این تحول، تغییر در شیوهٔ معرفی و توزیع فیلم‌ها بود. حضور در جشنواره‌های بزرگ اروپایی و آسیایی (کن، برلین، ونیز، بوسان، توکیو) نه‌تنها به فیلم‌های آسیایی اعتبار بخشید، بلکه دروازهٔ ورود آن‌ها به کمپین‌های حرفه‌ای هالیوودی شد. این کمپین‌ها با شناخت دقیق سازوکار رأی‌گیری در آکادمی، راه را برای دیده‌شدن و موفقیت فیلم‌ها هموار کردند. از سوی دیگر، اصلاحات در ساختار آکادمی اسکار—به‌ویژه افزایش تعداد اعضای غیرآمریکایی در دههٔ اخیر—بستر مناسبی برای پذیرش صداهای تازه از آسیا فراهم آورد.

نتیجهٔ این فرایند، جهشی چشمگیر بود: از موفقیت‌های ژاپن در انیمیشن و فیلم بین‌الملل، تا بردهای تاریخی ایران، از صعود کرهٔ جنوبی با «انگل» به شاخهٔ بهترین فیلم، تا حضور هند، پاکستان و فلسطین در شاخه‌های موسیقی و مستند. امروز دیگر اسکار نه‌فقط ویترین سینمای غرب، بلکه عرصه‌ای برای رقابت جهانی است که آسیا سهمی تعیین‌کننده در آن یافته است.

شرق آسیا (ژاپن، کرهٔ جنوبی، تایوان)

شرق آسیا بی‌تردید موتور محرک اصلی موفقیت‌های آسیایی در اسکار بوده است. این منطقه نه‌تنها از نظر تعداد برندگان، بلکه از نظر تنوع شاخه‌هایی که در آن‌ها درخشیده، جایگاهی ممتاز دارد. ژاپن پیشگام این مسیر است؛ کشوری که از دههٔ ۱۹۵۰ میلادی تا امروز همواره حضوری پررنگ در شاخهٔ فیلم بین‌الملل داشته و در عین حال با ورود به عرصه‌های نو، قلمرو موفقیت‌های آسیایی را گسترش داده است. آثار هایائو میازاکی همچون شهر اشباح و پسر و حواصیل جایگاه انیمه را از محصولی صرفاً محلی به پدیده‌ای جهانی ارتقا دادند. در سال ۲۰۲۴ نیز پیروزی Godzilla Minus One در شاخهٔ جلوه‌های ویژه نقطهٔ عطفی بود که نشان داد سینمای ژاپن نه فقط در روایت‌های شاعرانه و انیمیشن، بلکه در فناوری‌های پیشرفتهٔ سینمایی هم توان رقابت با هالیوود را دارد.

کرهٔ جنوبی در ادامه این مسیر، جهشی بی‌سابقه رقم زد. پیروزی انگل بونگ جون‌هو در سال ۲۰۲۰ نه‌تنها اولین اسکار بین‌الملل کره بود، بلکه برای نخستین بار یک فیلم غیرانگلیسی‌زبان موفق شد جایزهٔ بهترین فیلم را در اسکار ببرد. این لحظه، مرزهای سنتی آکادمی را شکست و جایگاه سینمای کره را از یک بازیگر منطقه‌ای به نیرویی جهانی ارتقا داد. افزون بر آن، موفقیت یون یو-جونگ در شاخهٔ بازیگری با فیلم میناری نشان داد که ستاره‌های کره‌ای هم می‌توانند در شاخه‌های اصلی هالیوودی بدرخشند.

تایوان نیز مسیری متفاوت اما پرثمر را پیموده است. اگرچه برد مستقیم این کشور در فیلم بین‌الملل محدود به ببر خیزان، اژدهای پنهان بوده، اما کارنامهٔ آنگ لی، یکی از معدود کارگردانانی که دو بار جایزهٔ بهترین کارگردانی را برده، وزن و اعتباری فراتر از مرزهای ملی به سینمای تایوان بخشیده است. آنگ لی با ترکیب حساسیت‌های شرقی و روایت‌گری جهانی، پلی میان شرق و غرب زد و اثبات کرد که یک فیلمساز آسیایی می‌تواند در مرکز هالیوود هم اعتبار کسب کند.

مجموع این دستاوردها نشان می‌دهد که شرق آسیا هم در سینمای مؤلفه‌ای هنری و هم در سینمای جریان اصلی با تکیه بر فناوری و مخاطب جهانی توانسته خود را به‌عنوان قطب اصلی موفقیت‌های آسیایی در اسکار تثبیت کند.

ایران و دستیابی به زبانی جهانی

سینمای ایران در دو دههٔ اخیر توانسته جایگاهی ویژه در تاریخ اسکار برای خود به دست آورد. دو برد در بخش فیلم بین‌الملل، برای جدایی نادر از سیمین (۲۰۱۲) و فروشنده (۲۰۱۷)، همراه با برد انیمیشن کوتاه در سایهٔ سرو در سال ۲۰۲۵، ایران را به یکی از قطب‌های مهم آسیایی در این رویداد بدل کرده است. این موفقیت‌ها تنها حاصل اتفاقی مقطعی نیستند، بلکه نتیجهٔ یک رویکرد مشخص در روایت‌گری سینمایی ایران هستند.

کلید اصلی این موفقیت در تلفیق روایت‌های عمیقاً بومی با دغدغه‌های جهان‌فهم نهفته است. فیلم‌های ایرانی غالباً بر موضوعاتی متمرکز می‌شوند که از دل جامعهٔ ایران برمی‌آیند—مانند کشمکش‌های خانوادگی، چالش‌های عدالت اجتماعی، و تضادهای اخلاقی روزمره—اما این مضامین آن‌قدر عمومی و بنیادین‌اند که بدون نیاز به شناخت جزئیات فرهنگی ایران، برای مخاطب جهانی قابل درک هستند. به همین دلیل است که تماشاگر آمریکایی یا اروپایی همان‌قدر تحت تأثیر بحران‌های اخلاقی جدایی نادر از سیمین قرار می‌گیرد که مخاطب ایرانی.

در کنار این ویژگی محتوایی، زیرساخت جشنواره‌ای نیز نقش مهمی ایفا کرده است. سینمای ایران از دههٔ ۱۹۹۰ به بعد حضوری پررنگ در جشنواره‌های معتبری چون کن، ونیز و برلین داشته و همین حضور، مسیر طبیعی ورود به رقابت‌های اسکار را هموار کرده است. موفقیت در این جشنواره‌ها باعث جلب توجه پخش‌کنندگان بین‌المللی و رسانه‌های آمریکایی می‌شود و در نهایت فیلم را در معرض دید اعضای آکادمی قرار می‌دهد. به بیان دیگر، جشنواره‌های اروپایی حکم سکوی پرتاب سینمای ایران به اسکار را داشته‌اند.

موفقیت انیمیشن کوتاه در سال ۲۰۲۵ نیز نشان می‌دهد که سینمای ایران ظرفیت‌های تازه‌ای در حال کشف دارد. تا پیش از این، تمرکز موفقیت‌ها بر درام‌های اجتماعی–اخلاقی بود؛ اما این جایزهٔ جدید ثابت کرد که ایران می‌تواند در شاخه‌های فنی و هنری دیگر هم در سطح جهانی بدرخشد.

جنوب آسیا (هند و پاکستان)

در جنوب آسیا مسیری متفاوت از شرق و غرب قاره شکل گرفته است؛ مسیری که بیش از آنکه بر شاخهٔ فیلم بین‌الملل متکی باشد، از طریق موسیقی و مستند به موفقیت رسیده است. هند با وجود آنکه یکی از قدیمی‌ترین و پرحجم‌ترین صنایع سینمایی جهان را دارد و از دههٔ ۱۹۵۰ تاکنون بارها فیلم به اسکار معرفی کرده، هنوز نتوانسته در شاخهٔ فیلم بین‌الملل جایزه‌ای کسب کند. با این حال، در رشته‌های دیگر دستاوردهای درخشانی داشته است. بردهای آ.آر. رحمان و رسول پوکّوتی برای موسیقی و صداگذاری Slumdog Millionaire نقطهٔ عطفی بود و بعدها پدیده‌ای همچون ترانهٔ Naatu Naatu از فیلم RRR نشان داد که حتی عناصر پاپ‌کالچر، رقص و موسیقی پرشور هندی می‌توانند رأی‌دهندگان اسکار را تحت تأثیر قرار دهند. افزون بر آن، مستند کوتاه The Elephant Whisperers نیز ثابت کرد که روایت‌های ساده اما پرقدرت دربارهٔ انسان و طبیعت می‌تواند راه تازه‌ای برای حضور هند در این رویداد باشد.

پاکستان اما مسیری کاملاً متفاوت پیموده است. این کشور به جای ورود از طریق سینمای داستانی، از مسیر مستندهای اجتماعی–سیاسی توانست خود را مطرح کند. فیلم‌هایی چون Saving Face (دربارهٔ قربانیان اسیدپاشی) و A Girl in the River (دربارهٔ قتل‌های ناموسی) با تمرکز بر موضوعاتی تکان‌دهنده و جهانی، دو بار جایزهٔ اسکار مستند کوتاه را برای پاکستان به ارمغان آوردند. این انتخاب‌های جسورانه نشان دادند که سینمای مستند می‌تواند برای کشورهایی با محدودیت‌های تولید یا بازار ضعیف داخلی، سکویی قدرتمند برای دیده‌شدن در جهان باشد.

مقایسهٔ تجربهٔ هند و پاکستان نشان می‌دهد که جنوب آسیا بیش از هر چیز در شاخه‌های مکمل اسکار—یعنی موسیقی و مستند—بخت موفقیت دارد. در حالی که مسیر فیلم بین‌الملل همچنان برای این منطقه دشوار و پررقابت باقی مانده، تمرکز بر روایت‌های اجتماعی، موسیقی پرقدرت و استفاده از پلتفرم‌های جهانی مانند نتفلیکس و یوتیوب، به کشورهای جنوب آسیا امکان داده است تا نام خود را در حافظهٔ اسکار ثبت کنند.

غرب آسیا (فلسطین، لبنان)

در غرب آسیا، الگوی حضور در اسکار بیش از آنکه بر بردهای متعدد استوار باشد، بر نامزدی‌های پرشمار و ناکام بنا شده است.

لبنان با دو نامزدی برای The Insult (۲۰۱۷) و Capernaum (۲۰۱۸)، توجه جهانیان را جلب کرد. به‌ویژه Capernaum با روایت تکان‌دهندهٔ زندگی کودکان در حاشیهٔ بیروت بازخوردهای زیادی گرفت، اما در نهایت نتوانست از سد رقبای قدرتمند بگذرد. این ناکامی نشان می‌دهد که حتی آثار پرقدرت و تحسین‌شده نیز در غیاب کمپین‌های حرفه‌ای و حمایت گستردهٔ رسانه‌ای، در برابر رقابت‌های سنگین اسکار ناتوان می‌مانند.

نقطهٔ عطف واقعی را اما فلسطین رقم زد. در سال ۲۰۲۵، مستند بلند No Other Land توانست نخستین اسکار تاریخ فلسطین را به دست آورد. این موفقیت چند لایه اهمیت داشت: نخست آنکه نشان داد مستندهای سیاسی–اجتماعی، اگر با کیفیت سینمایی بالا و روایت صریح همراه باشند، می‌توانند حتی در دشوارترین رقابت‌ها پیروز شوند. دوم آنکه ثابت کرد اسکار به روایت‌هایی که بازتاب‌دهندهٔ مسائل فوری و انسانی در سطح جهان باشند حساسیت ویژه‌ای دارد. سوم اینکه موفقیت فلسطین تأکیدی بود بر اینکه برای کشورهایی با محدودیت‌های تولید یا زیرساخت‌های سینمایی ضعیف، شاخهٔ مستند می‌تواند مسیری مؤثر برای حضور جهانی باشد.

دلایل موفقیت

موفقیت سینمای آسیا در اسکار حاصل مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده است که هر کدام سهمی در تغییر جایگاه فیلمسازان آسیایی داشته‌اند. نخستین عامل، جهان‌فهم بودن روایت‌هاست. بسیاری از فیلم‌های برندهٔ آسیایی، هرچند از دل فرهنگ‌ها و زبان‌های خاص برخاسته‌اند، اما مضمون‌هایی را به تصویر کشیده‌اند که برای مخاطب جهانی آشنا و قابل لمس است: بحران‌های خانوادگی، کشمکش‌های اخلاقی، نابرابری‌های اجتماعی و رنج‌های انسانی. آثاری چون جدایی نادر از سیمین در ایران، انگل در کرهٔ جنوبی و Drive My Car در ژاپن نمونه‌هایی بارز از این رویکردند؛ فیلم‌هایی که در عین وفاداری به هویت فرهنگی خود، پیام‌هایی جهان‌شمول عرضه کرده‌اند.

دومین عامل، مسیر جشنواره‌ای و کمپین‌های حرفه‌ای هالیوودی است. تقریباً تمام فیلم‌های آسیایی که در اسکار درخشیده‌اند، پیش‌تر موفقیتی چشمگیر در جشنواره‌های معتبر بین‌المللی مانند کن، ونیز یا برلین داشته‌اند. این جشنواره‌ها نه تنها سکوی پرتاب فیلم‌ها به عرصهٔ جهانی بوده‌اند، بلکه راه را برای جذب پخش‌کنندگان آمریکایی و آغاز کمپین‌های حساب‌شده در لس‌آنجلس و نیویورک هموار کرده‌اند. کمپین‌هایی که شامل نمایش‌های اختصاصی برای اعضای آکادمی، نقدهای پررنگ در رسانه‌های تأثیرگذار و تبلیغات هوشمندانه بوده است. در واقع بدون این حلقهٔ واسط، بسیاری از فیلم‌ها هرگز نمی‌توانستند به مرحلهٔ نهایی رأی‌گیری راه یابند.

سومین عنصر، وزن کارگردانان مؤلف است. در اسکار، نام‌های بزرگ و تثبیت‌شده همواره پشتوانه‌ای برای جلب اعتماد رأی‌دهندگان بوده‌اند. آنگ لی از تایوان با دو برد در کارگردانی، بونگ جون‌هو با موفقیت تاریخی انگل، هایائو میازاکی با انیمیشن‌های ماندگارش و اصغر فرهادی با درام‌های اجتماعی پرقدرت، همگی نمونه‌هایی از کارگردانانی هستند که برند شخصی‌شان به نوعی تضمین کیفیت برای اعضای آکادمی محسوب شده است. این چهره‌ها نه فقط فیلمساز، بلکه نمایندگان جریان‌های سینمایی ملی خود بوده‌اند و توانسته‌اند هویت آسیایی را در دل سینمای جهانی تثبیت کنند.

در نهایت، نباید از تغییر ساختاری آکادمی اسکار غافل شد. در دههٔ اخیر، آکادمی به‌منظور پاسخ‌گویی به انتقادهای جهانی، صدها سینماگر از قاره‌های مختلف را به عضویت پذیرفته است. افزایش حضور فیلمسازان، منتقدان و متخصصان غیرآمریکایی، به‌ویژه از آسیا و اروپا، موجب شد آثار غیرانگلیسی‌زبان بیش از پیش دیده شوند و در داوری‌ها بخت واقعی پیدا کنند. این تنوع تازه در ترکیب اعضا، همراه با الزام‌های جدید برای تماشای همهٔ نامزدها، فضایی عادلانه‌تر ایجاد کرده و زمینه را برای شنیده‌شدن صداهای متفاوت فراهم آورده است.

به این ترتیب، ترکیب چهار عامل—جهان‌شمول بودن روایت‌ها، مسیر جشنواره‌ای و کمپین‌های حساب‌شده، حضور کارگردانان مؤلف و تغییرات ساختاری در آکادمی—مجموعاً دلایل اصلی جهش آسیایی‌ها در اسکار بوده‌اند.

ژاپن و پیشگامی در دریافت اسکار

مرور آمار فیلم بین‌الملل نشان می‌دهد که موفقیت آسیایی‌ها در این شاخه به‌شدت محدود و متمرکز است. از میان بیش از سی کشور آسیایی که طی دهه‌های گذشته فیلم معرفی کرده‌اند، تنها چهار کشور توانسته‌اند طعم برد را بچشند: ژاپن با پنج جایزه، ایران با دو برد، و کرهٔ جنوبی و تایوان هرکدام با یک برد. این تصویر به‌خوبی نشان می‌دهد که در عمل، بخش عمدهٔ قارهٔ آسیا صرفاً در سطح ارسال فیلم و نهایتاً کسب چند نامزدی باقی مانده و موفقیت واقعی در دایره‌ای کوچک رقم خورده است.

ژاپن پیشگام تاریخی این میدان بوده است. بیش از هفتاد بار فیلم به آکادمی معرفی کرده و در این مسیر به هجده نامزدی و پنج برد دست یافته است. استمرار در معرفی فیلم و ثبات سیاست فرهنگی، ژاپن را به تنها کشور آسیایی بدل کرده که در طول هفتاد سال گذشته حضوری مداوم و مؤثر داشته است. ایران اگرچه دیرتر وارد میدان شد، اما توانست با انتخاب‌هایی هوشمندانه به دو برد مهم دست یابد. کرهٔ جنوبی با «انگل» تاریخ‌ساز شد و نشان داد که می‌توان مرزهای سنتی این شاخه را شکست، و تایوان نیز با «ببر خیزان، اژدهای پنهان» و سپس با کارنامهٔ فردی آنگ لی نام خود را تثبیت کرد.

در مقابل، کشورهای دیگری چون رژیم صهیونیستی با ده نامزدی، هند و هنگ‌کنگ با سه نامزدی، و لبنان و فلسطین با دو نامزدی هرگز نتوانسته‌اند به مرحلهٔ نهایی برد برسند. این موارد نشان می‌دهد که فاصلهٔ میان نامزد شدن و برنده شدن بسیار بزرگ است و عواملی چون قدرت کمپین‌های هالیوودی، شبکهٔ پخش بین‌المللی و لابی فرهنگی نقشی تعیین‌کننده دارند. کشورهای جنوب‌شرقی آسیا مانند فیلیپین، تایلند و اندونزی با وجود ده‌ها ارسال در طول چند دهه حتی به نامزدی جدی هم دست نیافته‌اند. این ناکامی‌ها بیش از هر چیز ناشی از ضعف ساختاری در توزیع جهانی و ناتوانی در تأمین کمپین‌های قدرتمند بوده است. در مجموع، جدول فیلم بین‌الملل تصویری از تمرکز موفقیت در چند کشور معدود و ناکامی گستردهٔ اکثریت کشورهای آسیایی ارائه می‌دهد.

جدول اول – فراوانی اسکار «فیلم بین‌الملل» به تفکیک کشور در آسیا(تا ۲۰۲۵)

کشور آسیایی تعداد حضور نامزدی برد اولین حضور آخرین حضور
ژاپن 71 18 5 1951 2024
ایران 30 3 2 1977 2024
تایوان 50 3 1 1957 2024
کرهٔ جنوبی 37 1 1 1962 2024
رژیم صهیونیستی 57 10 0 1964 2024
هند 57 3 0 1957 2024
هنگ‌کنگ 43 3 0 1959 2024
چین (سرزمین اصلی) 38 2 0 1979 2024
لبنان 20 2 0 1978 2024
فلسطین 17 2 0 2003 2024
اردن 8 1 0 2008 2024
ویتنام 21 1 0 1993 2024
قزاقستان 18 1 0 1992 2024
نپال 14 1 0 1999 2024
کامبوج 12 1 0 1994 2024
بوتان 3 1 0 1999 2023
گرجستان 23 1 0 1996 2024
سایر کشورهای آسیایی بیش از ۲۰۰ ارسال در مجموع 0 0

از انیمه‌های ژاپنی تا ترانه‌های هندی

زمانی که از محدودیت‌های شاخهٔ فیلم بین‌الملل فاصله می‌گیریم، نقشهٔ موفقیت آسیایی‌ها در اسکار به شکل چشمگیری متنوع‌تر می‌شود. در شاخه‌های انیمیشن، مستند، کارگردانی، بازیگری و موسیقی، آسیا توانسته حضور پررنگ‌تری داشته باشد و موفقیت‌های متنوعی کسب کند.

ژاپن در این میان بار دیگر چهره‌ای پیشرو است. علاوه بر بردهای فیلم بین‌الملل، با انیمیشن‌هایی چون «شهر اشباح» و «پسر و حواصیل» جایگاه جهانی انیمه را تثبیت کرد و در ۲۰۲۴ نیز با «Godzilla Minus One» نخستین بار در تاریخ، جایزهٔ جلوه‌های ویژه را برای یک فیلم کاملاً ژاپنی به خانه برد. این تنوع بردها نشان می‌دهد که ژاپن تنها بر میراث سینمای مؤلف تکیه نکرده، بلکه در عرصه‌های فنی و صنعتی هم موفق ظاهر شده است.

کرهٔ جنوبی مسیر متفاوتی پیمود. با «انگل» در سال ۲۰۲۰ نه‌تنها فیلم بین‌الملل بلکه شاخه‌های اصلی مانند بهترین فیلم، کارگردانی و فیلمنامهٔ اوریجینال را فتح کرد. این اتفاق تاریخی، نقطه‌ای بود که مرزهای سنتی اسکار را شکست و راه را برای حضور فیلم‌های غیرانگلیسی‌زبان در مهم‌ترین بخش‌های رقابت باز کرد. یک سال بعد هم یون یو-جونگ با بازی در «میناری» نخستین بازیگر کره‌ای شد که اسکار بازیگری را برد؛ موفقیتی که جایگاه سینمای کره را از حاشیه به قلب اسکار منتقل کرد.

تایوان بیش از هر چیز با نام آنگ لی شناخته می‌شود. او دو بار جایزهٔ بهترین کارگردانی را برد و ثابت کرد که یک فیلمساز آسیایی می‌تواند در مهم‌ترین شاخهٔ اسکار تکرار موفقیت کند. دستاوردهای فردی او وزن زیادی به اعتبار سینمای تایوان در حافظهٔ جهانی بخشید. ایران نیز با برد انیمیشن کوتاه «در سایهٔ سرو» در ۲۰۲۵ نشان داد که می‌تواند فراتر از درام‌های اجتماعی، در شاخه‌های دیگر هم بدرخشد.

هند هرچند در فیلم بین‌الملل ناکام مانده، اما در حوزهٔ موسیقی و مستند موفقیت‌های مهمی کسب کرده است. برد «Naatu Naatu» از فیلم RRR و مستند کوتاه «The Elephant Whisperers» نشان دادند که ترکیب فرهنگ عامه، موسیقی پرشور و استفاده از پلتفرم‌های جهانی می‌تواند راه تازه‌ای برای ورود سینمای هند به اسکار باشد. پاکستان و فلسطین نیز مسیر متفاوتی را پیموده‌اند: با تمرکز بر مستندهای اجتماعی–سیاسی توانستند توجه آکادمی را جلب کنند. دو برد پاکستان در مستند کوتاه و نخستین اسکار فلسطین در مستند بلند نمونه‌هایی بارز از این رویکردند.

در مجموع، جدول شاخه‌های دیگر نشان می‌دهد که وقتی محدودیت‌های بخش بین‌الملل برداشته می‌شود، آسیا توانسته تصویری بسیار متنوع‌تر و پررنگ‌تر ارائه دهد. اگر جدول فیلم بین‌الملل بر تمرکز موفقیت در چند کشور معدود تأکید داشت، این جدول ثابت می‌کند که کشورهای آسیایی در شاخه‌های فنی، موسیقایی و مستند نیز توانسته‌اند درخششی جهانی داشته باشند.

جدول دوم – موفقیت‌های آسیایی در سایر شاخه‌ها

کشور شاخه/رشته سال نام فیلم / فرد برنده
ژاپن انیمیشن بلند 2003 Spirited Away
ژاپن انیمیشن بلند 2024 The Boy and the Heron
ژاپن جلوه‌های ویژه 2024 Godzilla Minus One
ایران انیمیشن کوتاه 2025 The Shadow of Cypress
تایوان کارگردانی 2006 Ang Lee – Brokeback Mountain
تایوان کارگردانی 2013 Ang Lee – Life of Pi
کرهٔ جنوبی بهترین فیلم 2020 Parasite
کرهٔ جنوبی کارگردانی 2020 Bong Joon-ho – Parasite
کرهٔ جنوبی فیلمنامهٔ اوریجینال 2020 Parasite
کرهٔ جنوبی بازیگری زن مکمل 2021 Youn Yuh-jung – Minari
هند ترانهٔ اوریجینال 2009 Jai Ho – Slumdog Millionaire
هند موسیقی متن 2009 A.R. Rahman – Slumdog Millionaire
هند صداگذاری 2009 Resul Pookutty – Slumdog Millionaire
هند ترانهٔ اوریجینال 2023 Naatu Naatu – RRR
هند مستند کوتاه 2023 The Elephant Whisperers
پاکستان مستند کوتاه 2012 Saving Face
پاکستان مستند کوتاه 2016 A Girl in the River
فلسطین مستند بلند 2025 No Other Land

قاعده تثبیت

حضور آسیا در اسکار دیگر یک اتفاق حاشیه‌ای یا استثنائی نیست؛ بلکه به بخشی از ساختار پایدار این رویداد بدل شده است. اگر در نیمهٔ دوم قرن بیستم تنها ردپای پراکنده‌ای از فیلمسازان ژاپنی یا ایرانی دیده می‌شد، امروز اسامی آسیایی به‌طور مداوم در فهرست برندگان و نامزدها تکرار می‌شوند. این تغییر نه صرفاً حاصل رشد سینمای قاره، بلکه بازتابی از تحولات ساختاری در خود آکادمی اسکار و نظام جهانی پخش و توزیع فیلم است.

از یک‌سو، کشورهایی چون ژاپن و ایران نقش پیشگامان تاریخی را ایفا کرده‌اند. ژاپن با ترکیب سنت مؤلفه‌ای و نوآوری در انیمیشن و جلوه‌های ویژه نشان داده است که می‌تواند هم در بعد هنری و هم در بعد صنعتی پیشرو باشد. ایران نیز با روایت‌های اجتماعی–اخلاقی اصغر فرهادی و اخیراً با موفقیت در انیمیشن کوتاه ثابت کرده که ظرفیت‌های خلاقانه‌اش محدود به یک ژانر یا قالب نیست.

از سوی دیگر، کرهٔ جنوبی با بردهای تاریخی «انگل» نه تنها معادلات شاخهٔ بین‌الملل بلکه کلیت رقابت‌ها را تغییر داد. برای نخستین بار یک فیلم غیرانگلیسی‌زبان توانست بهترین فیلم سال را ببرد؛ رخدادی که نگاه آکادمی به «مرزهای زبان» را دگرگون ساخت. در امتداد این مسیر، هند با قدرت موسیقی و ترانه، و نیز با ورود به حوزهٔ مستند، نشان داد که پاپ‌کالچر و روایت‌های زیست‌محیطی نیز می‌توانند ابزارهای مؤثری برای حضور در اسکار باشند.

در کنار این کشورها، پاکستان و فلسطین از طریق مستندهای اجتماعی–سیاسی توانستند صدای خود را در جهان بلندتر کنند. این موفقیت‌ها حامل یک پیام روشن است: اسکار نسبت به روایت‌های صریح از بحران‌های انسانی، خشونت ساختاری و تضادهای اجتماعی حساس است، و اگر فیلمی از این جنس با کیفیت سینمایی بالا ساخته شود و مسیر کمپین درستی را طی کند، می‌تواند به برد منتهی شود.

نکتهٔ مهم‌تر اما در سطح ساختاری نهفته است. آکادمی در دههٔ اخیر ترکیب اعضای خود را به‌طور چشمگیری متنوع‌تر کرده و صدها سینماگر از آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین به آن پیوسته‌اند. این تغییر باعث شده آثار غیرآمریکایی و غیراروپایی بیش از گذشته دیده و ارزیابی شوند. در کنار آن، حضور پررنگ جشنواره‌های جهانی همچون کن، ونیز و برلین به‌عنوان سکوی پرتاب فیلم‌های آسیایی و نقش پررنگ پخش‌کنندگان هالیوودی در سازمان‌دهی کمپین‌ها، بخت موفقیت آسیایی‌ها را به‌شدت افزایش داده است.

به‌عبارت دیگر، ما شاهد همگرایی دو روند هستیم: رشد کیفی سینمای آسیا و تحول ساختاری آکادمی. این همگرایی است که امروز حضور آسیایی‌ها را به یک جریان پایدار بدل کرده است. در نتیجه، اسکار دیگر صرفاً ویترین سینمای غرب نیست؛ بلکه به صحنه‌ای جهانی تبدیل شده که آسیا در آن یکی از بازیگران تعیین‌کننده است.

با این چشم‌انداز، می‌توان انتظار داشت که در سال‌های آینده سهم آسیایی‌ها در شاخه‌های اصلی اسکار باز هم پررنگ‌تر شود. احتمال اینکه فیلم‌های آسیایی بیش از پیش در شاخه‌هایی چون بازیگری، فیلم‌نامه و حتی بهترین فیلم حضور یابند بسیار بالاست. همچنین شاخه‌های انیمیشن و مستند همچنان مسیرهایی راهبردی برای کشورهایی خواهند بود که توانایی رقابت مستقیم در فیلم بین‌الملل را ندارند.

بنابراین، آیندهٔ اسکار نه‌تنها به تقابل سینمای آمریکا و اروپا، بلکه به حضور پررنگ‌تر آسیا نیز گره خورده است. اگر این قاره بتواند ترکیب روایت‌های بومی و جهان‌شمول، مسیرهای جشنواره‌ای و کمپین‌های هدفمند را حفظ کند، حضورش در سال‌های آینده نه به‌عنوان استثناء، بلکه به‌عنوان قاعده تثبیت خواهد شد.

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی