به گزارش صبا: پیکسار از یک بخش کوچک در لوکاسفیلم آغاز شد، اما با نوآوریهای تکنولوژیک و حمایت استیو جابز به یکی از بزرگترین استودیوهای انیمیشن جهان تبدیل شد؛ استودیویی که با «داستان اسباببازی» انقلابی در انیمیشن سهبعدی رقم زد و آثار ماندگاری را به سینما معرفی کرد.

پیکسار انیمیشن استودیوز که امروز بهعنوان یکی از برجستهترین استودیوهای انیمیشنسازی جهان شناخته میشود، در ابتدا و در سال ۱۹۷۹ در دل شرکت لوکاس فیلم شروع به کار کرد. هدف اولیه این گروه، توسعه نرمافزارهای گرافیکی برای استفاده در فیلمهای سینمایی بود. یکی از مهمترین دستاوردهای این بخش، توسعه RenderMan، نرمافزاری برای رندرینگ گرافیکی سهبعدی بود که بهویژه در ساخت جلوههای ویژهی فیلمها کاربرد داشت.
در سال ۱۹۸۶، استیو جابز با خرید این بخش از لوکاس فیلم، آن را به یک شرکت مستقل به نام پیکسار تبدیل کرد. این خرید نه تنها باعث رشد مالی پیکسار شد، بلکه جابز با دیدگاههای نوآورانه خود به استودیو سمتوسوی تازهای داد. جابز بهعنوان یک سرمایهگذار و کارآفرین، توانست توانمندیهای پیکسار را به رخ دنیای انیمیشن بکشد و با نگاهی تجاری، امکانات جدیدی را برای این استودیو فراهم کند. او که به فناوریهای دیجیتال و انیمیشن سهبعدی اعتقاد داشت، پیکسار را در مسیر موفقیتهای بزرگ قرار داد، مسیرهایی که بعدها با تولید داستان اسباب بازی به اوج خود رسید.
داستان اسباب بازی که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد، نهتنها اولین فیلم بلند انیمیشن سهبعدی تاریخ بود، بلکه یک تحول اساسی در صنعت انیمیشن ایجاد کرد. این فیلم به کارگردانی جان لستر و تهیهکنندگی پیکسار، انیمیشن سهبعدی را از یک ایدهی فنی به یک هنر جدید تبدیل کرد. داستان اسباب بازی توانست ثابت کند که انیمیشن سهبعدی میتواند نه تنها جذابیت بصری بینظیری داشته باشد، بلکه داستانگویی قدرتمندی هم ارائه دهد.
این فیلم داستان یک سری اسباببازی را روایت میکند که در زندگی واقعی هیچکسی از آنها خبری ندارد، اما وقتی که انسانها نیستند، جان میگیرند و با یکدیگر در تعامل هستند. این مفهوم ساده اما عمیق از اینکه اسباببازیها ممکن است احساسات و روابط پیچیده داشته باشند، یکی از ویژگیهای برجسته داستان اسباب بازی است که پیکسار با آن توانست پایهگذار انیمیشنهای کامپیوتری مدرن شود.
یکی از ویژگیهای این فیلم، توجه خاص به جزئیات بصری و ایجاد شخصیتی باورپذیر برای هر اسباببازی بود. بهویژه طراحی شخصیتهایی چون وودی و باز لایتیر که با استفاده از تکنولوژیهای جدید، بهطور طبیعی حرکت میکردند و روابط انسانی واقعی داشتند. این فیلم، علاوه بر موفقیت تجاری بزرگ، توانست مفهومی جدید از احساسات انسانی را در قالب شخصیتهای غیرانسانی به نمایش بگذارد.
در سال ۲۰۰۶، پیکسار با دیزنی ادغام شد و این اتحاد باعث شکلگیری یکی از بزرگترین امپراتوریهای رسانهای جهان شد. این خرید نه تنها به پیکسار این امکان را داد که از منابع مالی و توزیعی دیزنی بهرهمند شود، بلکه در زمینههای خلاقیت و نوآوری نیز باعث رشد بیشتر این استودیو شد.
پیکسار و دیزنی همیشه در مسیرهای متفاوتی در انیمیشن حرکت میکردند، اما ادغام آنها این امکان را فراهم کرد که بهترین ویژگیهای هر دو استودیو به هم پیوند بخورد. در حالی که دیزنی بهخاطر ساخت انیمیشنهای کلاسیک و دستی معروف بود، پیکسار توانست با استفاده از فناوریهای نوین و دستگاههای کامپیوتری پیشرفته فیلمهایی تولید کند که ترکیب جذابی از هنر سنتی و مدرن بودند.
دایناسور خوب، سه گانه ماشینها، شرکت هیولاها، موش سرآشپز، روح، آپ، در جستجوی نمو، و وال ئی از جمله انیمیشنهای ماندگار پیکسار هستند.