یکی از اشکالات بزرگ عرصه مستند این است که درآمدزا نیست؛ همین مسئله باعث میشود هم مستندسازها در برخی موارد محافظهکارتر رفتار کنند و هم مدیران. اگر فکری شود که وقتی فیلم ساخته میشود وارد بازار عرضه شود و هزینه خود را برگرداند، طبیعتاً اتفاقات دیگری میافتد

شفیع آقامحمدیان کارگردانی و نویسندگی فیلمهای راننده سفیر، مروارید سیاه، فرار از جهنم و روی خط مرگ را برعهده داشته است. او همچنین دبیری جشنواره بینالمللی سینما حقیقت، مدیریت واحد فیلم و سریال، مدیریت مرکز مستند سیما، ریاست هیات داوران جشنواره فیلم رشد و مدیرعاملی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی را در کارنامه دارد. آقامحمدیان همچنین داوری جشنوارههای مختلفی مانند جشنواره بینالمللی فیلم تونس، فیلم فجر، فیلم پلیس و… را بر عهده داشته است. او در گفتگو با ماهنامه صبا درباره جشنواره سینما حقیقت و فیلمهای مستند صحبت کرده است که میخوانید.
* الان در حوزه ادبیات، بحث «ناداستان» هم جدی شده؛ چیزی بین داستان و گزارش، بهنوعی مستندنگاری. نمونه معروفش «صداهایی از چرنوبیل» است که مخاطب زیاد داشت و نوبل را هم برای نویسندهاش به ارمغان آورد. آیا در مستند تصویری هم همین مسیر ممکن است؟
بله. اتفاقاً همین نکته بسیار کلیدی است. سازندگان تلاش میکنند رگههایی از سرگرمی هم در مستند باشد تا مخاطب بیشتر شود. این خلاف مستندسازی نیست. ما انواع مستند داریم: مستندهای معمولی، مستندهای داستانی، گزارشی و… مثلاً مستند بیوگرافی از یک چهره شناختهشده، برای بعضیها جنبه پژوهشی دارد و برای بعضیها جنبه سرگرمی؛ همین میتواند مخاطب را جذب کند. من معتقدم اگر جنبه سرگرمی در مستند پررنگتر شود، اشکالی ندارد؛ به شرط اینکه استناد و پژوهش و وفاداری به واقعیت حفظ شود.
* در این چند سالی که مسئولیت جشنواره «حقیقت» را نداشتید، اگر بخواهید مهمترین نقد یا دستاورد را بگویید، چه میگویید؟
سؤال سنگینی است، اما میتوانم بگویم در عرصه مستند از نظر ابزار پیشرفت زیادی کردهایم: دوربینها، تکنیکها، کارگردانی بهتر شده، موضوعها قابل توجهتر شده و سراغ سوژههای جدیتر رفتهایم. اما همچنان ضعف اصلی پابرجاست: اینکه مستند بتواند روی پای خودش بایستد و سرمایهگذاری را برگرداند. کارگردانهای خوبی تربیت شدهاند و این خیلی مهم است. اما برای موفقتر شدن، هدایت محتوایی هم لازم است؛ و این نیازمند حمایت جدی مالی و معنوی است. حمایتهایی که هست، به نظر من سطحی است و عمقی نیست. این هم الزاماً به معنای خرابکاری یک مدیر نیست؛ یک پیشزمینه قدیمی است که در این عرصه وجود دارد: بسیاری از مسئولان ما صنعت سینما و تصویر را جدی نمیگیرند و آن را تزیینی میبینند.
امیدوارم به این نتیجه برسند که سینما ابزار راهگشاست و امیدوارم دیر نشود؛ چون اگر دیر شود، خیلی چیزها را از دست میدهیم.
مثلاً درباره آن جنگ ۱۲روزه و اتفاقاتی که افتاد، هنوز نتوانستهایم یک کار تصویری درست و حسابی بسازیم؛ هرچند در جشنوارهها آثاری هست، اما میخواهم بگویم وقتی مسئولان این صنعت را جدی نگیرند، نتیجه همین میشود.
در مقابل، آن طرف آب قبل از برخی اتفاقات برای ایران، فیلمهای داستانی ساخته میشود و به نوعی فضا را آماده میکنند؛ اثرگذاریشان را میبینید. اخیراً فیلمی دیدهام و پیشنهاد میکنم نمایندگان مجلس و کمیسیون فرهنگی فیلم «خانه پر از دینامیت» را ببینند؛ فیلمی محصول ۲۰۲۵ که در جهت حمایت از سیاستهای ترامپ سرمایهگذاری شده و خیلی حرفهای ساخته شده؛ تا حدی که میتواند جایزه اسکار هم بگیرد. اگر ما سینما را بهعنوان یک ابزار استراتژیک جدی بگیریم، اتفاقات مهمی میافتد. آنها این ابزار را شناختهاند و بهعنوان ابزار اثرگذار از آن بهرهبرداری میکنند؛ ما هنوز باور نکردهایم این ابزار جمعوجور میتواند دنیا را تغییر دهد. سینما حتی سرنوشت جنگها را عوض کرده؛ رئیسجمهور «میاندازد»، رئیسجمهور «میآورد«.
مشکلات مستند هم ریشه در نگاه کلی حاکم بر صنعت سینما دارد. مدیر اگر دلسوز باشد کارهایی میکند، اگر نباشد همسو میشود. پس مشکل ریشهای است و حلش زمان میبرد و باید تفکر تغییر کند.
تا سینمای ما از چهار دیواری نقشه ایران بیرون نرود، موفق نخواهد شد و مشکل اقتصادیاش حل نمیشود. دنیا فیلم درست حسابی میسازد چون برنامهریزی میکند فیلمهایش از مرز عبور کند. عبور از مرز شرط و شروط دارد: داستان متفاوت، ساختار متفاوت و ابزار متفاوت. اینکه یک فیلم به جشنوارهای برود، لزوماً یعنی سینمای ما موفق شده؟ نه. بسیاری از جشنوارهها سیاستهای خودشان را تحمیل میکنند. ضمن اینکه «مشت نمونه خروار» نیست. وقتی فیلم ما در سینمای عمومی کشورهای دیگر—حتی همسایهها—پخش نشود، سینمای ما از نظر اقتصادی همچنان مشکل دارد.
* من حس میکنم دهه ۶۰ و ۷۰ جلوتر از الآن بودیم؛ شما هم آن دوره حضور داشتید. درست است؟
تا حدی بله، هرچند کمرنگ بود. خود من فیلم ساختم که در تاجیکستان و لبنان پخش شد، اما مقطعی بود. امروز هم علاوه بر سیاستهای ضد جمهوری اسلامی، عوامل دیگری مانع میشود، اما همهجا اینطور نیست. ما کشورهای همسایه زیاد داریم. آیا تا به حال شنیدهاید سینمای ما برنامهریزی جدی کرده باشد که در سینماهای عمومی آنها نمایش داده شود؟
من به این نتیجه رسیدم تا فیلم ما در سینمای عمومی بیرون از کشور نمایش داده نشود، سینمای عمومی ما شکستخورده است. شکست اقتصادی یعنی شکست تولید؛ چون تولیدِ درست، سرمایه و پروداکشن سنگین میخواهد. در بعضی کشورها مثل فرانسه میبینید خیابانی هست که فقط فیلم هندی پخش میکند؛ مردم آن منطقه را عادت دادهاند و پول میدهند؛ پول به کشور سازنده برمیگردد. تا ما به این نتیجه نرسیم —با هدف مشخص— هم در داستانی و هم در مستند، مشکل داریم.
ما بیش از بیست کشور عربی اطرافمان داریم که سینمای قوی ندارند. میتوانیم با رایزنی و برنامهریزی وارد شویم؛ اما این زمانی رخ میدهد که نگاهها تغییر کند و سینما بهعنوان ابزار استراتژیک دیده شود.
* شما سالها در فرانسه تحصیل و زندگی کردهاید. وضعیت مستند آنجا چطور است؟ آیا آنها توانستهاند مستندهایشان را صادر کنند؟
آنها هم کموبیش مشکل دارند، اما نه مثل ما. نکته این است که حتی در گذشته—مثلاً دوره قبل از انقلاب—سینماهای ما همزمان با غرب فیلمهای روز را اکران میکردند؛ چهارشنبهها فیلم عوض میشد، چون کمپانی با ایران قرارداد داشت که همزمان با اروپا نمایش دهد. این امتیاز بزرگی بود. در مستند هم چنین چیزهایی هست: فیلم مستندی که در فرانسه ساخته میشود، مسیرهایی برای نمایش و ارسال به شبکهها و جاهای دیگر دارد. من نمیخواهم بگویم آنجا همهچیز سودآور است، اما نگاه صنعتی دارند و سرمایهگذاری جدی مانع شکست میشود. ما در صنعت بصری کوتاهی جدی داشتهایم. حتی اگر با آمریکا مشکل داریم، با اروپا مشکل داریم، حداقل با همسایهها و کشورهای منطقه میتوانیم کار کنیم. اما باز هم میگویم: شرط اصلی تغییر نگاه است.
* اگر مستندی ساخته شود که سیاستهای کشور یا سیاستهای سینمایی را نقد کند، امکان نمایش در «سینماحقیقت» خواهد داشت؟
به نظر من اگر منطقی برخورد شود و مستند به پژوهش و اسناد وفادار باشد، بله. یکی از انتقادها این است که سانسور و چارچوبها زیاد است و دستوپاگیر. من حداقل در دوره خودم اینگونه عمل نمیکردم. یک نکته جالب: در دوره دوم جشنواره، جشنواره ایدفا ما را تحریم کرد، اما ما با همان سختیها جشنواره را برگزار کردیم. آن موقع جریان سیاسی پیش آمده بود و بعضی مستندسازها جبههگیری کرده بودند، اما ما با یک راهحل مسئله را مدیریت کردیم. راهحل این بود که حقوق نمایش فیلمهایی را که انتخاب کرده بودیم خریده بودیم و آنها نتوانستند مانع شوند. یعنی راهحل وجود دارد، به شرط مدیریت و تدبیر. در مورد «سیاهنمایی» هم سیاهنمایی در مستند ممکن است رخ بدهد، اما اگر درست برخورد شود و مردم راضی باشند، چه ایرادی دارد؟ من مخالف نقد واقعیت نیستم. اما قانون لازم است. بعضی فیلمها درباره ایران ساخته میشود که اصلاً نباید به شکلی برود بیرون که ابزار سوءاستفاده شود. فرق است بین فیلمی که برای کمک به سرنوشت مردم ساخته میشود، با فیلمی که برای گرفتن سرمایه از خارج یا با ارتباطات سفارتخانهای ساخته میشود. اگر هدف کمک به مردم باشد، چه اشکالی دارد؟ اما اگر هدف سوءاستفاده باشد، طبیعی است که جلویش گرفته میشود.
من تقریباً ندیدهام کسی صادقانه مسئلهای را طرح کند که در جامعه هست و برخورد درست شود و مردم هم راضی باشند و بعد بگوییم نباید ساخته شود. اتفاقاً در همین جشنوارهها—حتی درباره جنگ ۱۲روزه—فیلمهایی داریم که رفتهاند در دل مردم و مردم هم از برخورد درست راضی بودهاند.
اما قانون باید نشان بدهد این فیلم برای ایران ساخته شده یا برای خارج، تا سوءاستفاده نشود. اگر این تفکیک روشن شود، مشکلی نیست که ساخته و پخش شود. مشکل اینجاست که ما بیقانونی داریم و نگاهها سلیقهای است و همین همهچیز را بههم زده است.
* یعنی شما میگویید نبود قانون یا مبهم بودن سیاستها باعث خودسانسوری میشود؟
دقیقاً. حتی در اروپا هم اگر فیلمی بسازید که خارج از قوانین باشد—حتی در ژانر پلیسی—اجازه نمیدهند. اگر قانون روشن باشد، خیلی از مشکلات حل میشود. سؤال این است: آیا ما قانونی داریم که اگر من علاقهمند باشم طبق قانون پیش بروم، تکلیفم روشن باشد؟ بهزودی با آمدن هوش مصنوعی دچار مشکلات تازه میشویم. الان شما میتوانید یک کار سینمایی دو دقیقهای را سریع تولید کنید. این هم قوانین میخواهد: چطور با آن برخورد شود، چطور استفاده شود. اگر در استفاده از امکانات زیادهروی شود یا خارج از چارچوب استفاده شود، مسائلی پیش میآید. ما در بسیاری حوزهها دچار نوعی خواب سنگین هستیم.
* اگر بخواهیم جمعبندی کنیم، شما «سینماحقیقت» را جشنواره کشف میدانید یا جشنواره تثبیت؟
من آن را بیشتر «کشف» میبینم. چون حتی فیلمسازی که احساس میکند باید محدود حرف بزند، در این جشنواره حرفهایی میزند که در فیلمهای دیگر زده نمیشود. این برای روشنگری مهم است و جشنواره میتواند محل کشف باشد.
به نظر من جشنواره حتی باید گستردهتر شود. چه ایرادی دارد همزمان در دو سه استان برگزار شود؟ یکی از مسائل، دیده شدن است. ضمن اینکه یکی از اهداف جشنواره تربیت نیرو است؛ جوان شهرستانی وقتی فیلمها را میبیند چیزهای زیادی یاد میگیرد.
به همین دلیل دوستان باید به گسترش جشنواره فکر کنند. و باز هم امیدوارم نگاه سلیقهای از آن برداشته شود.
بهنام مزینانی