فیلم خط نجات با نگاهی متفاوت به ساواک و فضای امنیتی دوران پهلوی، تلاش میکند فراتر از کلیشههای رایج حرکت کند. با وجود ایدهای قابلتوجه، ضعف در اجرا و انسجام روایی مانع از تأثیرگذاری کامل فیلم شده است.

فیلم «خط نجات» علیرغم تمام ضعفهایش توانست در ژانر مربوط به خودش به بازتعریف نسبتاً قابلقبولی از مفاهیم اطلاعات، ضداطلاعات و امنیت برسد و حساب بسیاری از اقشار و دستهها را از بسیاری دیگر جدا کند و عدالت در روایت را، تا آنجا که زورش میرسد، تمرین کند. فیلمهای مشابه «خط نجات»، اغلب برداشت سادهانگارانهای از ساواک داشتند و به قول «هارولد ایرنبرگر» (۱۹۷۸) آن سازمان را صرفاً «دوست شکنجهگر غرب» میدانستند. اما این فیلم به دیگر جنبههای اطلاعاتی و امنیتی آن دوره و آن سازمان نیز میپردازد.
وحید موسائیان در اغلب فیلمهای خود مانند «خاموشی دریا» (۱۳۸۰)، «تنهایی باد» (۱۳۸۳)، «خانۀ روشن» (۱۳۸۴) و «گلچهره» (۱۳۸۹) حب وطن را موتیف اصلی آثارش قرار داده و حالا در «خط نجات» هم ظاهراً همین نیت را داشته و با همکاریاش در نگارش سناریو، بهحق، سهم زیادی در متوازن نگه داشتن بسیاری از عناصر اصلی درامش داشته است. اما قد بازیها از خط اصلی داستان کوتاهتر و کوتاهتر است و دائم این حس به مخاطب منتقل میشود که بازیگران از خط اصلی داستان بیخبر بودند و هر سکانس را اصطلاحاً جزیرهای ایفا میکردند.
مراحل تصویربرداری این فیلم مصادف با اوجگیری کووید ۱۹ بوده است، تا حدی که «آزیتا موگویی» (تهیهکننده و یکی از سرمایهگذاران فیلم)، خود موسائیان و خیلی عوامل دیگر نیز در خلال کار مبتلا شدند. خانم تهیهکننده هم از پاسخگو نبودن نهادهای ذیربط بسیار شاکی شده بود. شاید همین موضوع به روند بازی گرفتنها آسیب زده است، طوری که هر شخصیت را دائم در حال بهزور منتقل کردن حس میبینیم تا بازی کردن آن حس؛ بنابراین، محصول نهایی یکپارچگی ندارد و فرصتی برای همذاتپنداری با بازیگران فراهم نمیآید.
در این میان، شاید راه نجات، یک موسیقی خوب و یاریدهنده بود که آن هم واقعاً ناامیدکننده از کار درآمد. با اینکه موسائیان و استاد شهبازیان در تمامی فیلمهای فوقالذکر از موسائیان و همینطور در فیلمهای «فرزند چهارم» (۱۳۹۱) و «وقتی که برگشتیم» (۱۳۹۴) با هم همکاری کرده بودند (یعنی در شش فیلم!)، انتظار میرفت پس از این همه تجربه و همکاری، در این فیلم هفتم اتفاق مؤثرتری بیفتد ولی موسیقی متن بههیچعنوان کمکی در تعریف حالت صحنه، یا انتقال حس بازیگر نکرده است، مخصوصاً در صحنههای عاشقانه این احساس به مخاطب دست میدهد که گویی با عجله قطعهای از آرشیو پیدا کردهاند و روی سکانس گذاشتهاند.
فیلمنامۀ «خط نجات» از کارگردانی و بازیگری، چند قدمی جلوتر است اما برخی اشتباهات تاریخی یا اسمی مانند ذکر «ادارۀ هشتم ضدجاسوسی» بهجای «ادارۀ سوم» چند باری تکرار میشود. واقعیت تاریخی این است که «پرویز ثابتی» حدود سال ۱۳۴۵ ریاست ادارۀ یکم بررسی و عملیات ساواک را بر عهده داشت و سال ۱۳۴۹ به معاونت ادارۀ کل سوم ساواک رسید و سال ۱۳۵۲ مدیر کل ادارۀ سوم شد.
یا در سکانسی دیگر که به شهادت خود فیلم، در روزهای پایانی سال ۱۳۵۶ میگذرد، ثابتی بهعنوان سخنگوی ساواک، جوابگوی خبرنگاران است، اما بنا به اطلاعات کتاب «محمود طلوعی» (۱۳۷۲)، ثابتی فقط اوایل دهۀ ۱۳۵۰ سخنگوی ساواک بوده است.
منبع: میدان آزادی