این فیلمنامه با تعلیقهای هوشمندانه و التهاب موقعیت، مخاطب را تا پایان در انتظار نگه میدارد. اما پایان خوش آن، هرچند رضایتبخش، بخشی از عمق فلسفی اثر را قربانی میکند.
در «ناتور دشت»، انسانها میان خواست خود و میل جمع گرفتارند. فیلم، از رنجِ زیستن برای دیگری میگوید؛ از احمدی که میخواهد رها شود و آیهانی که میخواهد دیده شود.
فیلمنامه «سینما متروپل» با محوریت سالن سینما، خاطره و مقاومت فرهنگی را روایت میکند، اما گاهی شخصیتها در سایه مکان کمرنگ میشوند.
فیلمنامهای که میتوانست از پیوند عشق و تعهد ملی، درامی پرکشش بسازد، در نیمه دوم مسیرش را به اکشن میسپارد و قهرمانش را از یاد میبرد.