در این گزارش ماهنامه صبا به فراز و فرود حضور سینمای ایران در جشنواره کن و نقش آن در تثبیت هویت جهانی فیلمسازان ایرانی پرداختهایم.
جشنواره کن، نه فقط بهعنوان مهمترین رویداد سینمایی قاره اروپا، بلکه بهمثابه عرصهای برای تعریف سینمای مؤلف در سطح جهان شناخته میشود. این جشنواره، در طول بیش از هفتاد سال برگزاری، بستری بوده برای ظهور و تثبیت کارگردانانی که با زبان سینمایی شخصی، نگاه اجتماعی تیزبین یا جسارت فرمی خاص، توانستهاند خود را از جریان غالب سینمای بدنه جدا کرده و بهعنوان صاحبسبک شناخته شوند. از همین روست که حضور موفق در کن، برای بسیاری از فیلمسازان نه فقط یک موفقیت جشنوارهای، بلکه نوعی مشروعیت فرهنگی جهانی تلقی میشود؛ گواهی بر آنکه سینمای آنان چیزی فراتر از مصرف داخلی دارد.
در این میان، سینمای ایران یکی از معدود سینماهای خاورمیانه بوده که توانسته بهطور مداوم در کن دیده شود، و نهتنها دیده شود، بلکه برنده شود، جریانساز شود، و حتی جنجالآفرین باشد. از نخل طلای کیارستمی گرفته تا جوایز بخش نوعی نگاه، از موفقیت جعفر پناهی تا اهدای جایزه بهترین بازیگر زن به زهرا امیرابراهیمی، هر حضور پررنگ ایران در کن، در بستر فرهنگی-سیاسی خاصی معنا یافته و گاه فراتر از ارزشهای سینمایی، حامل پیامها و تنشهایی در سطح بینالمللی بوده است.
اما چه ویژگیهایی در فیلمهای ایرانی برای داوران کن جذاب بوده؟ آیا ما با ذوقزدگی از جوایز جهانی، از ماهیت سینمایی این آثار غافل ماندهایم؟ و آیا امروز هم سینمای ایران همان جاذبه دیروز را در کن دارد؟ در ادامه، مروری تحلیلی خواهیم داشت بر مهمترین جوایز سینمای ایران در کن، و تأملی بر مسیری که این سینما طی کرده تا به یکی از شناختهشدهترین صداهای غیرغربی در معتبرترین جشنواره اروپا تبدیل شود.

مهمترین فیلمهای ایرانی برنده جایزه کن
حضور سینمای ایران در جشنواره کن، برخلاف تصور عموم، تنها محدود به چند موفقیت پراکنده نیست؛ بلکه مسیری تدریجی، پیچیده و گاه پرفشار را طی کرده تا بتواند در میدان جهانی کن صدا پیدا کند. این مسیر، هرچند با حضورهایی غیررقابتی و دعوتهای نمادین در دهههای گذشته آغاز شد، اما نقطه عطف واقعیاش در سال ۱۹۹۷ رقم خورد، زمانی که عباس کیارستمی با فیلم طعم گیلاس موفق شد نخل طلای جشنواره را از آن خود کند. جایزهای که در کنار فیلم ژاپنی مارابوتسو اهدا شد، نه فقط برای کیارستمی، بلکه برای تمام جریان موسوم به «سینمای بعد از انقلاب» در ایران، نوعی تأیید و تثبیت بود. زبانی مینیمالیستی، تصویری کند، نگاهی فلسفی و روایتی معلق در مرز زندگی و مرگ، توانست نظر داوران سختگیر کن را جلب کند و نام کیارستمی را در کنار برندگان تاریخساز این جشنواره ثبت کند.
اگرچه اولین حضور سینمای ایران با فیلم «کورش کبیر» ساخته مصطفی فرزانه در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه در سال ۱۳۴۰ شکل گرفت. اما اولین جایزه سینمای ایران در کن با فیلم «طلوع فجر» ساخته مرحوم احمد فاروقی قاجار در بخش مسابقه فیلمهای کوتاه و دریافت «جایزه شورای عالی تکنیک» در سال ۱۳۴۳ رقم خورد. پس از ۲۸ سال، جایزه بعدی سینمای ایران در جشنواره کن و توسط عباس کیارستمی دریافت شد. فیلم سینمایی «زندگی و دیگر هیچ» در بخش نوعی نگاه به نمایش درآمد و اولین جایزه بهترین فیلم این بخش را به خود اختصاص داد. اما دو سال بعد در سال ۱۳۷۶ مهمترین جایزه سینمای ایران در تاریخ جشنواره کن نصیب سینمای ایران شد و فیلم سینمایی «طعم گیلاس» ساخته عباس کیارستمی نخل طلای جشنواره را به طور مشترک با فیلم «مار ماهی» ساخته «شوهیایمامورا» از ژاپن دریافت داشت.
پس از او، جعفر پناهی با فیلمهایی چون طلای سرخ، آفساید و سه رخ موفق شد بارها در فضای جشنواره دیده شود و جوایز ارزشمندی کسب کند. مهمترینِ این جوایز، جایزه بهترین فیلمنامه در سال ۲۰۱۸ برای سه رخ بود؛ فیلمی که در غیاب کارگردانش بهدلیل ممنوعالخروجی، بهشکل نمادین در جشنواره اکران شد.
سمیرا مخملباف در سال ۱۳۷۹ و با فیلم سینمایی «تخته سیاه» موفق به دریافت «جایزه داوران» بخش مسابقه شد و در همان سال، حسن یکتاپناه با فیلم «جمعه» که در بخش نوعی نگاه به نمایش درآمده بود جایزه «دوربین طلایی» جشنواره کن را به طور مشترک با فیلم «زمانی برای مستی اسبها» ساخته بهمن قبادی دریافت کرد که این دومی در بخش پانزده روز کارگردانها به نمایش درآمده و دو جایزه «هنر و تجربه» این بخش را نیز به خود اختصاص میدهد.
محسن مخملباف در سال ۱۳۸۰ با فیلم ««سفر قندهار» در بخش مسابقه جشنواره کن حضور یافته و جایزه جنبی کلیسای جهانی را دریافت میکند.
رضا میرکریمی نیز با فیلم «زیر نور ماه» جایزه بهترین فیلم بخش هفته منتقدان جشنواره را دریافت میکند. در سال ۱۳۸۲، سمیرا مخملباف با فیلم «پنج عصر» دو «جایزه هیات داوران» بخش مسابقه رسمی و جایزه جنبی «کلیسای جهانی» و جعفر پناهی با فیلم «طلای سرخ» جایزه هیات داوران بخش نوعی نگاه را دریافت میکند.
حضور زنان فیلمساز ایرانی نیز در طول سالها به نقطههایی از درخشش منتهی شده است. فیلم ناهید به کارگردانی آیدا پناهنده در سال ۲۰۱۵ در بخش «نوعی نگاه» به نمایش درآمد و جایزه «آینده نو» را از آن خود کرد. روایتی واقعگرا، روان و اجتماعی درباره زنی تنها در شمال ایران، که با نگاهی از درون و بدون اغراقهای اگزوتیک، توانست تصویری تازه از جامعه ایرانی به مخاطبان جهانی ارائه دهد. در ادامه، فیلم یلدا ساخته مسعود بخشی نیز در همین بخش مورد توجه قرار گرفت. فیلمی درباره بازنمایی مفاهیم عدالت، اعدام، بخشش و رسانه که با نگاهی انتقادی به ساختارهای اخلاقی معاصر، توانست تحسین منتقدان بینالمللی را برانگیزد.
از حضور دوباره کیارستمی تا پدیدهای به نام فرهادی
محسن امیر یوسفی با اولین ساخته بلند خود، «خواب تلخ» تقدیرنامه هیات داوران دوربین طلایی و جایزه «نگاه جوان» بخش پانزده روز کارگردانها را در سال ۱۳۸۳ میگیرد.
در سال ۱۳۸۶ فیلم «پرسپولیس» ساخته مشترک مرجانه ساتراپی و ونسان پارونو به عنوان محصول آمریکا و فرانسه در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش درآمده و جایزه داوران را دریافت میکند.
بهمن قبادی در سال ۱۳۸۸ با فیلم سینمایی «کسی از گربههای ایرانی خبر نداره!» در بخش نوعی نگاه حضور یافت و جایزه ویژه این بخش و «جایزه فرانسوآ شالیه» را به خود اختصاص میدهد.
عباس کیارستمی با فیلم فرانسوی/ایتالیایی «کپی برابر اصل» در بخش مسابقه کن ۱۳۸۹ حضور یافته و «ژولیت بینوش» جایزه بهترین بازیگر زن را برای بازی در این فیلم دریافت کرد.
سال ۱۳۹۲ نیز ۴ جایزه به فیلمهای سینماگران ایرانی اختصاص داده میشود. اصغر فرهادی که با فیلم «گذشته» در بخش مسابقه حضور داشت، جایزه بهترین بازیگر زن را با بازی «برنیس بژو » و جایزه «کلیسای جهانی» را دریافت میکند.
محمد رسول اف با فیلم «دست نوشتهها نمیسوزند» نیز جایزه «فیپرشی» را در بخش نوعی نگاه گرفته و آناهیتا قزوینی زاده نیز با فیلم کوتاه «سوزن»، محصول آمریکا، جایزه بهترین فیلم بخش سینه فونداسیون را به خود اختصاص داد.
در سال ۱۳۹۴ فیلم بلند سینمایی «ناهید» ساخته اول آیدا پناهنده جایزه «آینده روشن» در بخش نوعی نگاه را گرفت و در سال ۱۳۹۵، فیلم «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی دو جایزه در بخش اصلی، جایزه بهترین فیلم نامه و جایزه بهترین بازیگر مرد را برای شهاب حسینی به ارمغان آورد. اما علی احمدی با فیلم کوتاه «در تپهها» محصول انگلستان جایزه دوم بخش سینه فونداسیون را دریافت کرد و آیدا پناهنده نیز جایزه جنبی «زنان در حرکت» را در طی مراسمی دریافت داشت.
در سال ۲۰۲۲، فیلم عنکبوت مقدس ساخته علی عباسی، فیلمسازی ایرانیتبار که در خارج از ایران زندگی میکند، یکی از جنجالیترین آثار جشنواره بود. این فیلم، که داستان یک قاتل زنجیرهای مذهبی در مشهد را بازخوانی میکرد، با روایتی تلخ و انتقادی، مورد توجه قرار گرفت. بازی زهرا امیرابراهیمی در نقش روزنامهنگاری که در جستوجوی حقیقت است، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره را برای او به ارمغان آورد. این نخستینبار بود که بازیگری ایرانی، بدون پشتوانه رسمی از سوی سینمای ملی ایران، جایزهای از کن دریافت میکرد.
از سال ۲۰۲۲ تاکنون، با وجود حضورهایی در بخشهای مختلف جشنواره، سینمای ایران جایزهای دیگر در کن دریافت نکرده است. با این حال، نقش سینماگران ایرانی در ساختارهای جشنواره پیشتر نیز برجسته بوده؛ برای مثال، در سال ۲۰۰۷، نیکی کریمی بهعنوان نخستین زن ایرانی، به عضویت هیئت داوران بخش مسابقه اصلی جشنواره کن درآمد؛ اتفاقی کمسابقه که نهتنها نشانی از توجه کن به سینمای ایران بود، بلکه جایگاه کریمی را نیز بهعنوان یکی از چهرههای فرهنگی بینالمللی تثبیت کرد. این انتخاب، در کنار حضور مداوم فیلمها و فیلمسازان ایرانی در بخشهای مختلف، نشان میداد که کن نهفقط به آثار، بلکه به افراد و صداهای سینمای ایران هم بهعنوان عناصر مؤثر در گفتوگوی جهانی سینما نگاه میکند.
در سالهای اخیر، برخی آثار مستند، فیلم کوتاه یا تولیدات ایرانی خارج از کشور در بخشهای جنبی و مستقل کن نمایش داده شدهاند، اما با وجود کیفیت قابلقبول برخی از این آثار، موفق به کسب جوایز رسمی نشدهاند. بااینحال، حضور مداوم سینمای ایران، چه در قالب آثار، چه در داوری، و چه در حاشیههای رسانهای، نشان میدهد که کن همچنان سینمای ایران را بهعنوان یکی از صداهای جدی و معنادار جهان غیرغربی به رسمیت میشناسد؛ هرچند مسیر جوایز، برخلاف دهههای گذشته، دیگر آنقدر هموار یا تضمینشده نیست.
از جایزههای دریافتی سینماگران ایرانی، ۴۰ جایزه در سالهای بعد از انقلاب و یک جایزه در پیش از انقلاب نصیب سینمای ایران شده است. در این میان، ۳۴ جایزه به مردان سینماگر ایرانی و ۹ جایزه به سینماگران زن ایرانی اعطا شده که بیست درصد کل جوایز را شامل میشود.
راز حضور ماندگار سینمای ایران در کن
موفقیت فیلمهای ایرانی در جشنواره کن، تنها به قدرت اجرایی یا تصویری آنها مربوط نیست. در اغلب موارد، آنچه آثار ایرانی را در نگاه داوران و منتقدان کن برجسته کرده، تلفیق یک روایت عمیق انسانی با زبانی ساده و شخصی بوده است. فیلمهایی که نهتنها قصهای محلی را روایت کردهاند، بلکه توانستهاند از دل این محلیت، به مسائل جهانشمول برسند. این خصیصه، بهویژه در سینمای عباس کیارستمی، از عوامل اصلی اقبال بینالمللی بود؛ او با سادهترین عناصر، پیچیدهترین لایههای هستی را روی پرده میآورد و در عین پرهیز از درامپردازی کلاسیک، بیننده را با پرسشهایی بنیادین درگیر میکرد. همین ویژگی، در آثار کارگردانانی چون جعفر پناهی، اصغر فرهادی، و حتی برخی فیلمسازان مهاجر مانند علی عباسی نیز بهنوعی ادامه یافت.
از سوی دیگر، نگاه داوران کن به آثار ایرانی همواره با نوعی توجه دوگانه به فرم و موقعیت سیاسی-اجتماعی همراه بوده است. این جشنواره، برخلاف برخی دیگر از محافل سینمایی، نگاهی باز به فیلمهایی دارد که فراتر از مرزهای زیباییشناسی، حامل پیام یا موضعگیریاند؛ البته بهشرط آنکه این پیام، بهصورت سینمایی بیان شده باشد، نه خطابهای. آثار موفق ایرانی در کن معمولاً همزمان دو لایه دارند: لایهای بیرونی که در آن داستانی ساده، انسانی یا خانوادگی روایت میشود، و لایهای زیرین که مسائل بزرگتری چون آزادی، سانسور، عدالت، نابرابری جنسیتی، یا ساختارهای قدرت را در سطح نمادین یا استعاری پیش میکشد.
این رمز دوگانه را میتوان در بسیاری از فیلمهای ایرانی برنده یا تحسینشده در کن دید. در طعم گیلاس، پرسش از خودکشی، نهفقط یک معضل فردی بلکه استعارهای از تنش زیستن در جهان معاصر است. در سه رخ جعفر پناهی، داستان سفری جادهای به یک نقد غیرمستقیم از جایگاه زنان در سینمای رسمی بدل میشود. ناهید، با طرح زندگی زنی مطلقه در جامعهای محافظهکار، تجربهای زنانه از زیست در وضعیت حقوقی و عاطفی شکننده را با زبانی متین و بدون اغراق عرضه میکند. عنکبوت مقدس، گرچه خارج از ایران ساخته شد، اما توانست خشونت نهادینهشده در روایتهای دینی-ایدئولوژیک را در قالبی تریلرگونه و ژانری، در معرض دید جهانیان بگذارد؛ ترکیبی از داستانگویی دراماتیک با مسئلهشناسی سیاسی.
فرم در این آثار اغلب مبتنی بر سادگی و فاصلهگذاری از سینمای تجاری است. روایتها معمولاً غیرخطی یا کند پیشروندهاند، با دیالوگهایی محدود و فضایی مینیمالیستی. استفاده از بازیگران غیرحرفهای، مکانهای طبیعی، و دوربینهای کمتحرک، بخشی از هویت بصری این فیلمهاست. چنین زیباییشناسیای، که در مواردی محصول محدودیتهای تولیدی است، در جشنواره کن اغلب بهعنوان فضیلتی هنری تلقی شده؛ نوعی «صداقت فرمی» که فیلم را به زبان شخصی کارگردانش نزدیک میکند.
از منظر موضوعی نیز، دو محور کلیدی در موفقیت فیلمهای ایرانی در کن برجستهاند: اول، روایت از موقعیت انسان در جامعهای تحت فشار – خواه فشار ایدئولوژیک، خواه اقتصادی، خواه فرهنگی؛ و دوم، بازنمایی زندگی از نگاه حاشیهنشینها، زنان، کودکان یا اقلیتها. داوران کن، در مواجهه با این روایتها، نه صرفاً بهدنبال تماشای مظلومیت یا رنج، بلکه بهدنبال نوعی مقاومت روایی در برابر کلیشهها هستند. فیلمهایی از ایران که به کلیشههای شرقگرایانه تن دادهاند، معمولاً در کن مورد توجه قرار نگرفتهاند.
این ویژگیهاست که نشان میدهد موفقیت فیلمهای ایرانی در کن، نه اتفاقی و نه صرفاً سیاسی بوده، بلکه نتیجه پیوندی آگاهانه میان زبان سینمایی مستقل، جسارت در روایت، و عمق انسانی داستانهاست. کن، بر خلاف جشنوارههایی که در پی ستاره یا شوک رسانهای هستند، ارزش را در آنچه نامرئیتر و بیادعاتر است جستوجو میکند. سینمای ایران، در لحظات طلاییاش، دقیقاً همین را عرضه کرده است.
محمد جندقی