در فیلم جزایر قناری مشکل اصلی شاید در روایتگری آن باشد وقتی که در مقطعی دچار لکنت میشود و مسیر روایی خود و لحن و ریتمش عوض میشود.

جزایر قناری اولین فیلم عادل معصومیان در مقام کارگردان است که پیش از این سابقه دستیاری در چند پروژه نمایش خانگی از جمله «عالیجناب»، «رقص روی شیشه»، «ماتادور» و … را داشته و حالا در کنار حسین مهکام که نویسنده و تهیهکننده کار است، موفق شده نخستین کار بلند سینمایی خود را در ژانر کمدی به عنوان گونه سینمایی محبوب توده مردم ایران در این سالها بسازد.
نکته جالب درباره نویسنده جزایر قناری، تغییر مسیر و چرخش ناگهانی او به یک مسیر کاملاً متضاد است. حسین مهکام که سینمادوستان او را با ساخت آثار تجربی و روشنفکرانهای چون آندرانیک، بیحسی موضعی و احمد بهتنهایی به یاد میآورند حالا در یک چرخش ناگهانی که گویی همسو با ذائقه سینماروهای ایرانی است به سراغ ساخت آثاری چون عینک قرمز و جزایر قناری رفته که ۱۸۰ درجه با خاستگاه قبلی این فیلمساز متفاوت است؛ به نظر میرسد همان دلیلی که باعث شد کیانوش عیاری از فیلمسازان با سابقه سینمای اجتماعی و رئالیستی ایران به سراغ ساخت فیلمی چون ویلای ساحلی برود، همان باعث شده که مهکام جوانتر نیز به سراغ جزایر قناری و سینمای کمدی پراقبال و بفروش این روزهای سینمادوستان ایرانی برود.
جزایر قناری فیلمی در ژانر کمدی است و این را از همان پوستر فیلم میتوان بهخوبی دریافت. پژمان جمشیدی بهعنوان بازیگر مشترک بیشتر آثار کمدی روی پوستر فیلم روی یک پیکان آلبالویی لم داده و بهرنگ علوی، بیژن بنفشهخواه و رؤیا میرعلمی بازیگران اصلی فیلم هستند. استفاده از زوج علوی و بنفشهخواه بهعنوان زوج اصلی فیلم برای نخستینبار در سینمای ایران، ایده جذابی بوده که باعث همراهی مخاطب با فیلم و مشاهده طنازی این دو بازیگر شیرین و بامزه شده است. علوی با هیبت چاقوچلهتر و بنفشهخواه با همان شمایل لاغر مردنی مکملهای جذابی شدند که قرار است موتور پیشبرنده فیلم باشند.

داستان جزایر قناری پیرامون دو زندانی است که به طور موقت از زندان آزاد شدند که یک محموله مواد مخدر را پیدا و به یکی از پدرخواندههای قدرتمند و ثروتمند تحویل دهند. پدرخوانده مافیا در این فیلم پژمان جمشیدی است که برخلاف فیلمهای کمدی دیگر که نقش یکی از زوجهای کمدی را ایفا میکرده در اینجا گویی یک سطح بالاتر رفته و علاوه بر نوعی بلوغ در بازیگریاش شاهد ارتقای نقش او نیز در این پروژه سینمایی هستیم.
فیلم خلاقیتها و ایدههای بانمک و جدیدی دارد و این علاوه بر انتخاب بازیگران از بهرنگ علوی و بیژن بنفشهخواه تا جمشیدی و میرعلمی در نقشهای جدید، در ایدههای روایی و دیالوگها نیز قابل ردیابی است. برای مثال، تکه کلامهای بازیگران و دیالوگهای آنها اگرچه در برخی مواقع برگرفته از ترندهای فضای مجازی است اما در برخی سکانسها، لحظات شیرین و جذابی را خلق میکنند برای نمونه سکانس عروسی پژمان جمشیدی و رویا میرعلمی که با تغییر چهره بنفشهخواه و علوی همراه شده از لحظات بانمک و جذابی است که در آنونس فیلم نیز قابلمشاهده است.
مشکل اصلی فیلم شاید در روایتگری آن باشد وقتی که در مقطعی دچار لکنت میشود و مسیر روایی خود و لحن و ریتمش عوض میشود برای نمونه در میانه فیلم و از لحظاتی تمرکز فیلم از زوج اصلی به سمت روایت شخصیت جمشیدی میرود و در اینجا این عدم انسجام تا حدی تماشاگر همراه را دچار شوک میکند که سرنوشت این دو کاراکتر بامزه فیلم چه شد و یکباره چرا مافیای فیلم جای آنها را میگیرند و در ادامه دوباره و به طور ناگهانی قصه به زوج کمیک خود برمیگردد.
در پایان دو سؤال از سازندگان جزایر قناری به ذهن تماشاگران متبادر میشود نخست آنکه اصولاً عنوان جزایر قناری چه ارتباط معنایی و تماتیکی با فیلم داشته و چقدر فضا و روح قصه جزایر قناری به این نام ارتباط پیدا میکند. دوم اینکه پایانبندی فیلم با چه منطق و توجیهی بسته شده است وقتی سرنوشت خیلی از شخصیتها، داستانکها و به قول فیلمنامهنویسها کاشتهای داستانی مشخص نشده و به یکباره رها میشود. اینگونه ایرادات ریز و درشت باعث شده که نخستین اثر معصومیان بیشتر اثری تجاری محسوب شود و آنچنان روی هنری و سینماتیک آن نشود بحث و نقد جدی کرد.