• کد خبر: 15116
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۲۶ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۵:۰۷

«سینما متروپل»؛ وقتی سینما پناه می‌شود

در این گزارش نگاهی به فیلم «سینما متروپل»؛ عاشقانه‌ای نوستالژیک در دل جنگ که ادای دینی به سینما و اهالی آن است انداخته‌ایم.



عشق به سینما، وجه اشتراک میان دست اندرکاران سینما و مخاطبان آن به حساب می‌ آید که گهگاه به تولید آثاری عاشقانه در این رابطه منتهی می‌شود. فیلم‌هایی که به نوعی ادای دین سینماگران به هنر هفتم بوده و قابلیت برقراری ارتباط با مخاطبان مختلف فارغ از زبان و مرز را دارند؛ از نمونه‌های شاخص آن در سینمای جهان که اکنون پس از گذشته بیش از سه دهه به یک فیلم مرجع تبدیل شده می‌توان به سینما پارادیزو به کارگردانی جوزپه تورناتوره اشاره کرد که عاشقانه‌ای تمام عیار برای برای سینمادوستان نسل‌های مختلف به حساب می‌آید.

از میان نمونه‌های ایرانی نیز می‌توان به فیلم‌های سرخپوست‌ها به کارگردانی غلامحسین لطفی، دو فیلم با یک بلیت ساخته داریوش فرهنگ و سینماسینما ساخته سیدضیاالدین دری اشاره کرد که دومی موفق‌تر از بقیه از کارآمده و در اکران عمومی نیز پرفروش بوده است. حال پس از مدت‌ها، شاهد اکران فیلمی با این درونمایه با نام سینما متروپل به کارگردانی محمدعلی باشه‌آهنگر  هستیم که پس از سه سال ماندن در صف اکران روانه پرده سینماهای کشور شده است.

سینما متروپل را می‌توان حدیث نفس باشه‌آهنگر که خود نیز آبادانی است، به حساب آورد که سینما یکی از ویژگی‌های بارز دهه پنجاه این شهر است. او بازه زمانی مناسبی را برای روایت قصه خود انتخاب کرده و آن را به دل جنگ و در آبادان محاصره شده سال ۱۳۵۹ پیوند می‌زند. از همان سکانس افتتاحیه فیلم که به تصویر سیاه و سفید فیلمی کلاسیک که توسط رضا در زندان موقت آبادان برش می‌خورد، مساله قهرمان روشن شده و به یک فلاش‌بک نه چندان طولانی منتهی می‌شود؛ جایی که رضا و دوستش سیاوش به شکل‌های مختلف با پول و یا بی‌پول وارد سالن سینما متروپل شده و در این بین داستانکی هم بین رضای کم سن و سال و فرانک دختر نادر آپاراتچی کلید می‌‌خورد که در ادامه به موتور حرکت فیلمنامه در زمان حال تبدیل می‌شود.

در یک رفت و برگشت زمانی، قصه به پاییز ۱۳۵۹ و محاصره آبادان بازگشته و باشه آهنگر روی رضا به عنوان قهرمان خود مانور می‌دهد؛ دوربین و ضبط صوت ناگرا به دوش به عنوان خبرنگار جنگی روانه خیابان های شهر کرده و سالن متروکه سینما متروپل را آماده نمایش فیلم می‌کند.

قرار گرفتن موانع مختلف سر راه رضا که ایده‌ای کلاسیک در فیلمنامه‌نویسی  و شکل دادن قهرمان به حساب می‌آید، بخش مهمی از پرده میانی را به خود اختصاص داده و فضای مناسبی را در اختیار  باشه آهنگر برای شوخی با ممیزی قرار داده که نماینده آن مردی میانسال و متنفذ است. برای نمونه هم می‌توان به ممیزی‌های انجام شده برای قابل نمایش کردن قیصر اشاره کرد که طنز گزنده‌ای دارد. این قبیل شوخی‌ها که در پرده اول و دوم فیلم کم هم نیستند، تلخی حاکم بر فضای جنگی فیلم را تلطیف کرده و عشق را به عنوان تم اصلی پررنگ می‌کند. با محوریت رضا و فرانک که برای سرپا نگه داشتن متروپل از جان مایه گذاشته و بقیه را هم با خود همراه می‌کنند.

در کنار قصه اصلی، داستانک‌هایی هم خلق شده تا قصه را در عرض گسترش بدهند؛ اولی ماجرای قتل صاحب سینما متروپل است که دو مظنون داشته و یکی از آنها نادر است و دیگری خلافکاری قدیمی است که در گذشته نادر، رضا و سیاوش نیز حضور دارد. داستانکی هم با محوریت نفوذی عراقی‌ها در  ستاد جنگ فرمانداری شکل گرفته که نقشی کلیدی در پایان‌بندی فیلم دارد. اما کلیدی ترین عنصر فیلم، خود سینما متروپل است که به یک شخصیت تبدیل شده و جان پناه زخمی‌های بیمارستان آسیب دیده شهر می‌شود.  رابطه رضا و فرانک هم خوب و ظریف از کاردرآمده که نمونه آن را در عکس برگردانی که در نوجوانی روی بدنه آپارات سینما چسبانده‌اند، می‌بینیم. به لحاظ کارگردانی هم سینما متروپل شسته‌رفته بوده و به جز چند انفجار که رایانه‌ای بودنش توی ذوق می‌زند و مقداری کندی ریتم در پرده میانی، الباقی خوب از آب درآمده‌اند.

در عاشقانه‌هایی از این جنس، بازیگران نقش مهمی داشته و سینما متروپل از این حیث آسیبی ندیده است. به خصوص مجتبی پیرزاده و نوشین مسعودیان در نقش‌های رضا و فرانک که شیمی رابطه‌شان خوب از کاردرآمده و به دل تماشاگران فیلم می‌نشینند. هومن برق‌نورد هم فرصت حضور در نقشی از جنس سالواتوره آپارتچی سینما پارادیزو را از دست نداده و تک لحظه‌های درخشانی را خلق کرده است. شهاب عسگری هم خاکستری‌ترین شخصیت سینما متروپل را با تکیه بر صدا و بیان فوق العاده‌اش، عالی ایفا کرده و جنس صدایش تماشاگر را به یاد دوران طلایی دوبلاژ ایران می‌برد.

محمد جلیلوند

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی