• کد خبر: 15142
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۳۰ مهر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۰:۳۹

«زن و بچه»: روایت پرتنش با گسست‌های روایی

«زن و بچه» با موضوعات حساس و پرتنش تلاش می‌کند روایت تاثیرگذاری ارائه دهد، اما ضعف در انگیزه‌پردازی و گسست‌های روایی انسجام داستان را خدشه‌دار کرده و از هم‌دلی مخاطب با شخصیت‌ها می‌کاهد.


در هر ساختار روایی، انسجام درونی مهم‌ترین عنصر برای ایجاد هم‌دلی و باور مخاطب نسبت به داستان و شخصیت‌هاست. روایت باید بر مبنای قوانین جهان داستانی، بدون گسست و همراه با توجیه انگیزشی اعمال شخصیت‌ها باشد. گسست‌های میان علت و معلول یا انگیزه و کنش در فیلمنامه معمولاً نتیجه شتاب در نگارش یا ضعف در طراحی شخصیت است. وقتی سیر شخصیت یا حرکت داستانی دچار گسست باشد، مخاطب ناخودآگاه از داستان فاصله می‌گیرد چون اعتمادش به منطق اثر را از دست می‌دهد. هدف این یادداشت بررسی گسست‌هایی است که در روایت فیلمنامه «زن و بچه» دیده می‌شود.

نخستین گسست از رابطه مهناز و حمید آغاز می‌شود. این رابطه که قرار است بستر بحران‌های اصلی باشد، فاقد بسترسازی تدریجی است. حمید تنها با تملق‌هایی سطحی نظر مهناز را جلب کرده و مهناز با وجود تجربه تلخ زناشویی و مسئولیت دو فرزند، دل‌باخته او شده است، در حالی که رذالت‌های اخلاقی حمید برایش محرز است. این ضعف انگیزه‌پردازی منطق روایی را مخدوش می‌کند و گسست شخصیتی به گسست در روند روایی تبدیل می‌شود.

همین بی‌منطقی در روابط در کل فیلم دیده می‌شود. مهناز، مادر و خواهر کوچک‌ترش در برابر رفتارهای نادرست حمید واکنشی ندارند. در صحنه خواستگاری، نگاه‌های هیز حمید به وضوح نمایش داده می‌شود اما هیچ‌کدام از زنان خانواده متوجه نمی‌شوند. این نه تنها ضعف شخصیت‌پردازی، بلکه نقض منطق موقعیتی است که باورپذیری جهان داستان را مخدوش می‌کند. تغییر ناگهانی رفتار مادر خانواده بدون هیچ سیر روان‌شناختی یا فشار بیرونی، جهشی در روایت ایجاد کرده که کنش شخصیت را غیرقابل توجیه می‌کند.

خواهر مهناز هم بدون انگیزه منطقی عمل می‌کند و رابطه‌اش با حمید، که خیانت به خواهر است، تنها با یک جمله توجیه می‌شود. این سستی در ترسیم پیوند با این درجه حساسیت، باورپذیر نیست و ساختار دراماتیک را آسیب می‌زند. در یک روایت منسجم، چنین خیانتی باید حاصل فشارهای روانی یا طی کنش‌های منطقی باشد. رابطه مهناز با پدرشوهر سابقش نیز مخدوش است؛ او مشورت می‌کند اما ناگهان پدرشوهر می‌گوید نوه‌ها از او متنفرند چون مهناز علیه او بدگویی کرده است، بدون توضیحی برای این تناقض. همچنین در بیمارستان، مهناز پرده اتاق مراقبت ویژه را می‌کشد و دستگاه‌ها را جدا می‌کند، اما این صحنه نه واکنشی دارد و نه بحرانی ایجاد می‌کند، که از نظر منطق محیط بیمارستان و روایت غیرقابل قبول است. این صحنه صرفاً برای انتقال پیام «سندروم پدرکشی» قرار داده شده بدون منطق دراماتیک.

در نهایت، شکست اصلی روایت زمانی است که تماشاگر نمی‌تواند با مهناز هم‌دلی کند. پس از مرگ پسرش، مهناز اطرافیان را بازخواست می‌کند، اما مخاطب حق را به کسی نمی‌دهد و نویسنده انتظار همراهی پیش‌فرض مخاطب با مهناز را دارد. این عدم تناسب میان انگیزه‌ها و کنش‌ها فاصله‌ای عاطفی بین تماشاگر و روایت ایجاد کرده است. گسست‌های روایی در «زن و بچه» که ناشی از نگارش شتاب‌زده است، روایت را از اثرگذاری منطقی و عاطفی بر مخاطب ناتوان کرده است.

محمد قربانی
خلاصهء از فیلم نگار

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی