• کد خبر: 15274
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۱۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت: ۱۱:۳۴

«زعفرانیه ۱۴ تیر»؛ سکوتی در قاب بسته

در خانه‌ای ساکت و پرراز، هیچ چیز تکان‌دهنده‌ای رخ نمی‌دهد. اقتباس ایرانی از ریچارد باخ، به جای جسارت، به محافظه‌کاری پناه برده است.


سینمای ایران کم فیلمی نداشته که سال‌ها در قفسه‌ها خاک بخورد، بعد ناگهان با یک روز خوب خدا، از انبار بیرون بیاید و به تماشاگر عرضه شود. «زعفرانیه ۱۴ تیر» هم دقیقاً از همین جنس است. ساخته‌ای که تاریخ تولیدش به پنج-شش سال پیش برمی‌گردد، معلوم نیست چرا توقیف شده بوده، و حالا بی‌سر و صدا سر از اکران عمومی درآورده است.

فیلم داستان دختر جوانی از یک خانواده مرفه را روایت می‌کند که از خارج کشور برمی‌گردد و خبری مهم را به خانواده‌اش می‌دهد؛ خبری که زنجیره‌ای از رازهای پنهان را آشکار می‌کند.

گفته می‌شود فیلم بر اساس داستانی با عنوان «از این خبر خوشحال می‌شوی» نوشته Richard Bach ساخته شده. این نویسنده آمریکایی، که بیشتر دغدغه خودشناسی و مواجهه انسان با خویش را دارد، در

اما مشکل دقیقاً از همین‌جا شروع می‌شود. اقتباس، آنقدر «ایرانیزه» شده که بسیاری از نقاط حساس و نافذ داستان، شسته و رفته و ترهیزگارانه به تصویر درآمده‌اند. روابط پیچیده و خیانت‌ها جای خود را به گره‌های محترمانه‌تری داده‌اند که بیشتر به خط قرمزها احترام می‌گذارند تا به واقعیت داستان. نتیجه؟ یک قصه بی‌چالش که از همان ابتدا نیشش کشیده شده است.

با این حال، «زعفرانیه ۱۴ تیر» در ساختار تولیدی خود یک انتخاب جسورانه دارد: فیلم تماماً در یک لوکیشن می‌گذرد. تک‌لوکیشنی بودن، همان‌طور که نمونه‌های بزرگی مثل ۱۲ Angry Men یا «کشتار» نشان داده‌اند، می‌تواند فرصت طلایی برای پرداخت شخصیت‌ها و دیالوگ‌های قوی فراهم کند. اما اینجا، برخلاف نمونه‌های موفق، لوکیشن واحد به جای آنکه سکوی پرش شخصیت‌ها باشد، تبدیل به قابی بسته و کم‌تحرک شده که شخصیت‌ها در آن جان نمی‌گیرند.

شخصیت اصلی، همان دختر برگشته از خارج، قرار است منطقی و عاقل معرفی شود اما هرچه جلوتر می‌رویم، رفتارهایش به منطق داستان وفادار نمی‌ماند. حتی عاشق شدنش ناگهانی و بی‌دلیل به نظر می‌رسد، و اختلاف سنی بزرگ میان او و مرد کهنسال ماجرا نه توضیح داده می‌شود و نه بستر قانع‌کننده‌ای ساخته می‌شود. این ضعف، هم در شخصیت مرد مقابلش دیده می‌شود، که صرفاً با برچسب «جنتلمن» معرفی شده، و هم در شخصیت پدر که با یک راز بزرگ مواجه می‌شود اما واکنش‌هایش چیزی جز کلیشه‌های دیده‌شده در سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی نیست.

طول سال‌ها آثار زیادی منتشر کرده اما کمتر پایشان به پرده سینما رسیده. با این حال، حتی اگر داستان اصلی هم در زمره شاهکارهای او نباشد، انتظار می‌رفت اقتباس ایرانی‌اش کمی نیش‌دارتر باشد.

اینجا مشکل اصلی فیلمنامه خودش را نشان می‌دهد: فیلم حرف تازه ندارد. موقعیت‌ها و دیالوگ‌هایی که اگر بیرون از سالن سینما با هر فردی در جامعه حرف بزنید، می‌شنوید، اینجا هم تکرار می‌شوند. فیلمساز نه تنها قدمی جلوتر از تماشاگر برنمی‌دارد، که حتی گاهی یک قدم عقب است. وقتی از اقتباس خارجی حرف می‌زنیم، توقع داریم یا داستان بومی‌شده حرف جدیدی بزند یا دست‌کم همان تلخی و ضربه روایی قصه اصلی را حفظ کند. اینجا اما هیچ‌کدام رخ نداده است.

با این حال، «زعفرانیه ۱۴ تیر» نکات مثبتی هم دارد. نخستین نکته، انتخاب بازیگران است. ترکیب مهدی هاشمی و مسعود رایگان، دو بازیگر کاربلد که حضورشان در یک اثر تک‌لوکیشنی بلافاصله حس تئاتر را زنده می‌کند، از همان مواردی است که فیلم را تماشایی‌تر می‌کند. هاشمی بعد از سال‌ها حضور در کمدی‌های سطحی، اینجا فرصتی یافته که بار دیگر بخشی از ظرفیت‌های دراماتیکش را رو کند. رایگان هم یادمان می‌آورد که بازیگری با ظرافت و کنترل حسی بالاست. هنگامه قاضیانی و نازنین بیاتی نیز نقش‌هایشان را به شکلی استاندارد ارائه می‌دهند، گرچه فیلمنامه به هیچ‌کدامشان اجازه خودنمایی نمی‌دهد.

نکته دوم، همان تصمیم جسورانه برای ساخت فیلمی تک‌لوکیشن در سینمای ایران است که، حتی اگر به ثمر ننشسته باشد، شجاعت خلاقه کارگردان را نشان می‌دهد. در کشوری که معمولاً برای پُرکردن زمان فیلم به سفرهای بی‌هدف، تعقیب‌وگریز یا لوکیشن‌های متنوع متوسل می‌شوند، انتخاب یک مکان ثابت و تکیه کامل بر گفت‌وگوها اقدامی متفاوت محسوب می‌شود.

اما این جسارت، وقتی با فیلمنامه‌ای کم‌جان و شخصیت‌پردازی سطحی همراه شود، خیلی زود به ضد خودش بدل می‌شود. تماشاگر تک‌لوکیشنی به دیالوگ‌های تیز، کشمکش‌های روانی عمیق و تغییرات محسوس در روابط شخصیت‌ها نیاز دارد. وقتی این عناصر نباشند، فضای بسته فیلم فقط مخزن حوصله‌سوزی خواهد بود.

اقتباس از آثار خارجی در سینمای ایران همیشه شمشیر دو لبه بوده است. نمونه‌های موفق نشان داده‌اند که اگر قصه بومی‌سازی شده با نیازهای فرهنگی و اجتماعی مخاطب ایرانی گره بخورد، حتی داستان‌های جهانی هم می‌توانند روح تازه‌ای پیدا کنند. اما وقتی داستانی انتخاب می‌شود که اساساً در جهان‌بینی و شرایط اجتماعی‌اش با ایران تفاوت بنیادین دارد، و بعد در بومی‌سازی هم تمام زهر و چالش‌هایش حذف می‌شود، نتیجه چیزی شبیه «زعفرانیه ۱۴ تیر» خواهد بود: فیلمی که می‌توانست برانگیزاننده باشد اما در نهایت، فقط یک تصویر بی‌رمق از نسخه اصلی را ارائه می‌دهد.

سینمای ایران منابع غنی‌تری برای الهام گرفتن دارد — چه در ادبیات کلاسیک و مدرن داخلی، چه در شاهکارهای ادبیات جهان — و تماشاگرانی که فراتر رفتن از کلیشه‌ها را به گرمی استقبال خواهند کرد. «زعفرانیه ۱۴ تیر» اما یادآور این واقعیت است که اقتباس، بدون حفظ جوهره داستان، فقط پوسته‌ای زیباست که میان‌تهی رها می‌شود.

 منبع: مووی مگ

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی