• کد خبر: 15307
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۱۷ آبان ۱۴۰۴ ساعت: ۱۲:۰۵

«استیو»؛ جاه‌طلبی بزرگ در مدیومی کوچک

«استیو» تیم میلانتس روایت چندلایه‌ای را در یک روز دراماتیک فشرده می‌کند، اما این فشردگی باعث شخصیت‌پردازی سطحی و انسجام محدود فیلم شده است.


تیم میلانتس اغلب سراغ سوژه‌هایی بزرگ و چندلایه می‌رود. در فیلم‌های او – به‌ویژه «چیزهای کوچک این‌چنینی» و «استیو» – با پلات‌هایی روبه‌رو هستیم که ظرفیت‌های دراماتیکشان فراتر از مدیوم فیلم بلند است، در نتیجه در پرداخت ایده‌هایش گرفتار محدودیت‌های ساختاری می‌شود. او جهان‌هایی می‌سازد با خطوط داستانی متعدد و شخصیت‌هایی درگیر بحران‌های درونی و بیرونی، که نیازمند زمان دراماتیک کافی برای شکل‌گیری و انسجام هستند.

تازه‌ترین فیلمش، «استیو»، نیز با همین مشکل مواجه است. فیلم نود دقیقه‌ای در یک روز می‌گذرد، در حالی که زمان داستانی‌اش چند سال را دربرمی‌گیرد؛ فاصله‌ای که باعث شده خطوط داستانی متعدد در زمان کوتاه فشرده و ناکارآمد شوند.

استیو (کیلین مورفی) سرپرست مرکز بازپروری نوجوانان است و هم‌زمان با ترومای حادثه‌ای قدیمی و اعتیادش دست و پنجه نرم می‌کند. در همان روز باید با حضور تیم مستندساز، خبر تعطیلی مرکز، سیاستمداری برای تبلیغات و بحران خودکشی یکی از نوجوانان روبه‌رو شود. اما این خرده‌پیرنگ‌ها بدون پیوند منطقی و پرداخت کافی تنها در سطح می‌مانند و تصمیم‌های ناگهانی شخصیت‌ها باورپذیر نیستند.

در «استیو» فاصله‌ی میان زمان دراماتیک و زمان داستانی و تعدد شخصیت‌ها انسجام روایت را از بین برده است. شخصیت‌پردازی سطحی و روابط انسانی گسسته‌اند؛ مشخص نیست روایت درباره‌ی ترومای استیو است، بحران مدیریتی، رابطه با نوجوانان یا ورود مستندسازان. سیاستمدار هم بدون نقش مؤثر ناپدید می‌شود. این خرده‌پیرنگ‌ها در قالب یک روز واحد باورپذیر نیستند، تحولی در شخصیت‌ها رخ نمی‌دهد و گره‌گشایی‌ها ناقص‌اند.

فیلم مجموعه‌ای از موقعیت‌های پرتنش است که بدون پیوند درونی پشت‌سر هم قرار گرفته‌اند. میلانتس با دوربین متحرک، کات‌های پیاپی و بازی‌های اغراق‌شده سعی در القای تنش دارد. اما «استیو» می‌توانست با زمان طولانی‌تر یا در قالب مینی‌سریال موفق‌تر باشد؛ مانند «کوهستان بروکبک» یا «خرس» که با زمان کافی به عمق شخصیت‌ها رسیده‌اند.

میلانتس با وجود سابقه در سریال‌سازی، در اقتباس از رمان مکس پورتر روایت را از منظرهای متعدد نشان داده است، در حالی که این تصمیم به زمان بیشتر نیاز داشت. نادیده گرفتن این نیاز، «استیو» را به اثری گیج‌کننده با شخصیت‌پردازی سطحی و فاقد انسجام تبدیل کرده است. مشکل اصلی فیلم نه در انتخاب سوژه بلکه در انتخاب مدیوم بروز می‌کند؛ میلانتس در ساخت «استیو» گرفتار تمامیت‌خواهی روایی شده که حاصلی جز سطحی‌نگری و عدم انسجام برای او و فیلمش نداشته است.

منبع: سلام سینما

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی