«غریزه» سفری است میان عشق و خیال؛ روایتی از دو نوجوان در دهه چهل که نگاهشان به سینما، پلی میان کودکی و بلوغ میسازد. سیاوش اسعدی در تازهترین فیلمش، با چشمی عاشقانه به گذشته مینگرد و سینما را آینه احساس میکند.

نوستالژی سینما و حدیث نفس فیلمساز برای ابراز ارادت به آن، حلقه اتصال فیلمسازان مختلف از سراسر جهان است که مرز جغرافیایی نداشته و میتوان المانهای مشترکی در آنها پیدا کرد. در سینمای ایران نیز گهگاه به نمونههایی از این دست برمیخوریم که میتوان علاقه فیلمساز به سینما به ویژه دوران طلایی کلاسیک را در جای جای آن مشاهده کرد. فیلمهایی از این جنس، به ندرت برای مخاطب عام جذابیت داشته و برای تماشاگران عاشق سینما و آنهایی که زندگیشان به نوعی با پرده نقرهای گره خورده، ساخته میشوند. یکی از همین دسته فیلمها که این روزها پس از توقیفی چهار ساله روانه اکران سینماهای کشور شده، (غریزه) به کارگردانی سیاوش اسعدی است.
عشق به عنوان تم اصلی، فیلمنامه غریزه را شکل داده و در تاروپود آن تنیده شده و نقشی کلیدی در شکلگیری قصه دارد؛ زنی در آستانه میانسالی همراه دختر نوجوان خود آتیه از تهران دهه چهل به شهری سرسبز در شمال ایران آمده و مهمان خانه اربابی رسول میشوند. اسعدی که فیلمنامه غریزه هم نوشته خود اوست، در همان چند دقیقه نخست اطلاعات کافی درباره رسول، شغل و مدل فکریاش را به تماشاگر داده و یک کاشت اطلاعات نیز انجام میدهد.
از طرف دیگر، به شکل قطره چکانی از آتیه و مادرش اطلاعات داده و بیشتر روی دوستی قدیمی پدر آتیه با رسول در گذشتهای نه چندان دور مانور میدهد. در عین حال، روی مساله بلوغ تمرکز کرده و کامران که دو سال از آتیه کوچکتر است را در موقعیتی خاص قرار میدهد که برای تماشاگر دور از ذهن به نظر نمیرسد؛ گپ زدن این دو با یکدیگر در انبار قدیمی خانه و تماشای فیلمهای جفتی با آپارات دست ساز کامران، نور بیشتری روی آتیه به عنوان شخصیت اصلی فیلم انداخته و تکههای پازل این شخصیت را کنار هم قرار میدهد.
با ورود فیلم به پرده میانی که کمی هم طولانی و کند به نظر میرسد، کامران قصه را پیش برده و آتیه مکمل او به حساب میآید. فصل طولانی موتورسواری این دو، سینما رفتن و شب در راه ماندن به بهانه تمام شدن بنزین، رابطه این دو را پررنگتر کرده و فضا را برای ورود به پرده گرهگشایی آماده میکند. عشق اسعدی به سینمای کلاسیک، در این فصل شدت بیشتری پیدا کرده و قابهای درخشانی را خلق میکند. به ویژه موتورسواری این دو در فضای سرسبز شمال ایران و خیال انگیزیاش که به ندرت اثری از آن در سینمای ایران دیده میشود. اما با شروع پرده پایانی که قرار است گرههای اصلی و فرعی باز شوند، شتابزدگی زیادی به چشم آمده و از کوبندگی آن کاسته میشود. به ویژه نقطه عطف پایانی که با یک مونولوگ سردستی شکل گرفته و تناسبی با کلیت فیلم ندارد.
غریزه به لحاظ شخصیتپردازی، یکی از خوبهای سینمای ایران در سالهای اخیر است که شخصیتهای اصلی آن از حالت تیپ بیرون آمده و شناسنامهدار به نظر میرسند؛ رسول یکی از شاخصترین آنها است که از دل دهه چهل بیرون آمده و برای رفاقت قدیمیاش با ناصر پدر آتیه، احترام خاصی قائل بوده و کنش فداکارانهای دارد.
کامران و آتیه نیز به عنوان شخصیتهای کلیدی فیلم، نوجوانهایی از همان بازه زمانی هستند که درگیر عشق شده و فرازوفرودهای تلخ و شیرین آن را تجربه میکنند. به ویژه کامران که کاملا تماشاگر را به سمت خود کشیده و به همذاتپنداری وادار میکند. علاقه اسعدی به سینمای مسعود کیمیایی که از همان فیلم اولاش هم به چشم میآمد، فیلمنامه غریزه را به سمت مونولوگ و گاه تکگویی برده که بیش از اندازه به نظر میرسد. به ویژه دیالوگهای رسول که حتی یکی از دیالوگهای مشهور فیلم ردپای گرگ از زبان او شنیده میشود!
سیاوش اسعدی در مقام کارگردان، پیشرفت چشمگیری نسبت به فیلمهای قبلی خود کرده و غریزه سرشار از ریزه کاریهای کارگردانی است؛ از همان سکانس نخست و معرفی رسول به تماشاگر تا حرکت عمودی دوربین برای ثبت نمای معرف.
به این ترتیب، جغرافیای فیلم ساخته شده و تماشاگر اتفاقهای بعدی را به واسطه همین شناخت باور میکند. انتخاب بازیگران غریزه را میتوان یکی دیگر از نقاط قوت آن به حساب آورد که در صدر آن ساینا روحانی در نقش آتیه و مهدیار شاهمحمدی در نقش کامران قرار دارند که اسعدی بازیهای درخشانی از آنها اخذ کرده است. به ویژه دومی که انگ خود نقش بوده و نگاههای فوق العادهای دارد. امین حیایی هم در ادامه سلسله نقشهای متفاوت و درخشان خود، این بار در نقش رسول نشسته و به عمق نقش نفوذ کرده است. نمیتوان از تیم بازیگران غریزه گفت و به حضور کوتاه اما تاثیرگذار ژاله صامتی اشاره نکرد که فوقالعاده از آب درآمده است. همچنین، قابهای درخشان علی قاضی و موسیقی ارکسترال فرزین قرهگوزلو از دیگر نقاط قوت غریزه به حساب میآیند که وجوه بصری و شنیداری فیلم را تقویت کردهاند.
منبع: فیلیمو شات