در «شفرونی» همهچیز رنگ دارد؛ از غذاها تا صداها. موسیقی جهان در این برنامه نهفقط شنیده، که مزهدار میشود؛ با چاشنی شوخی، رنگ و کلی انرژی!

موسیقی ملل در هر ورژنی جذاب است. چه جدیاش، چه شوخیاش. خاطرتان باشد همۀ ما در کودکی، بارها و بارها دلمان خواسته خودمان را جای خوانندههای هندی جا بزنیم و با ادا و اطوارهای ویژه آنها، تلاش کنیم هم خودمان دلمان شاد شود هم دیگران را بخندانیم. یا کافیست که دستی بر ساز داشته باشید و بدون هیچ پیش زمینهای از موسیقی چین و ژاپن، روی کلاویههای سیاه پیانو بزنید و احساس کنید که در حال نواختن موسیقی چینی هستید. یا آهنگهای فرانسوی را با مسخرهبازی با انبوهی ق و ژ بخوانید و از اینکه توانستهاید لحن یک فرانسوی زبان را به خود بگیرید خوشحال باشید.
این بازیها در تک تک ما وجود دارد از کودکی تا به حال. حالا اگر همین بازیها را کسی حرفهایتر برایمان انجام دهد، نه تنها یاد خودمان میافتیم که از تماشای ورِ حرفهایتر و بانمکتر خودمان لذت هم میبریم. تماشای موسیقیهای شفرونی از این دست است؛ تماشا و شنیدن موسیقیهایی که انگار از جهان بازیها و خلخلیهای کودکیهایمان جان گرفتهاند و حالا سر از صفحه بزرگ تلویزیون با کلی رنگ و لعاب و لباسهای رنگارنگ درآوردهاند.
پیش از اینها زمانی که عموپورنگ برای اولین سالها به تلویزیون آمده بود و با موزیکهای فراوان و شعرهای ساده توجه کودکان و حتی خانوادههای کودکان را به خود جلب کرده بود، همه از خواندن ترانههای مختلف به لهجههای متفاوت ایرانی و حتی گاه هندی لذت میبردند و از این مساله به عنوان یکی از نقاط قوت برنامه هر روزه او یاد میکردند. حالا نیما شعباننژاد و تیم نویسندگان شفرونی ضمن ادای دین در همان برنامههای اول به داریوش فرضیانی (عموپورنگ) و شکلی که ترانههای هندی را اجرا میکرد، در کنار اینکه به صورت ویژه در هر برنامه سراغ غذاهای ملل مختلف میروند، به موسیقیهایشان هم سر میزنند.
تم برنامه شفرونی که از اساس به طنز آمیخته شده است، موسیقی جدی را برنمیتابد. به همین دلیل در اپیزودهای مختلف، با صحه گذاشتن بر بخش شوخی، سراغ موسیقی میرود. موسیقی در شفرونی، فضایی است برای تنفس میان بخشهای نمایشی؛ فضایی که تلاش شده تا انرژی تماشاگر نیفتد و در فاصله طبخ غذاهای ملل توسط شرکتکنندگان، بخشهای اجرای موسیقی هم با حضور نوازندگان روی صحنه وجود داشته باشد.
این شکل از برخورد فانتزی با موسیقی شکلیست که میتوان درباره چنین برنامه انتظار داشت. برنامهای که رنگها، دکور، لباسها، حتی فضاهایی که برای مسابقه در نظر گرفته شدهاند، همه گلدرشت و فانتزیاند. انگار وسط یکی از کتابهای مارکز، قرار شده یک مسابقه طنز برگزار شود. در چنین فضای فانتزی و پر از تخیلی، موسیقی نیز نمیتواند ساز مخالف بزند و به شکلی جدی نواخته شود. موسیقی نیز همجنس تصویر و تمامی دیگر ارکانهای شفرونی جلو میرود.
حضور میزبان برنامه در اجرای موسیقی به عنوان خواننده یکی از نقاط قوت آن است. با اینکه این موضوع نمونههای خارجی متعدد داشته و دارد، اما در نمونههای ایرانی کمتر به این صورت اتفاق افتاده بود. برنامههای زیادی بودند که گروه موسیقی اختصاصی در آنها حضور مداوم داشته حتی نسبت به آنچه روی صحنه در حال رخ دادن بوده با سازها واکنش نشان داده، اما اینکه مجری برنامه، خوانندگی را هم عهدهدار باشد نه. از این حیث، موسیقی شفرونی پاسخ به نیازی است که پیش از این وجود داشته و حالا برای آن فضایی باز شده است.
حالا بعد از خواندن این مطلب با خیال راحت، قوطی شامپویتان را به سبک کیت وینسلت بردارید و از آن به عنوان میکروفون استفاده کنید، شیر آب را باز کنید و تا دلتان میخواهد با دل خوش هندی بخوانید، فرانسوی بخوانید و به اولین پیانویی که رسیدید، سراغ کلاویههای سیاهش بروید و خیال کنید که در حال نواختن موسیقی چینی هستید. شما به شفرونی دعوت شدهاید.
منبع: فیلیمو