به گزارش ماهنامه صبا: سینمای کودک ایران با وجود مشکلات، ظرفیت بزرگی برای رشد فرهنگی و اقتصادی دارد؛ از بازار گسترده داخلی تا قصههای بومی و فناوریهای نو. اگر نهادها و بخش خصوصی بهدرستی سرمایهگذاری کنند، این سینما میتواند هم سودآور شود و هم آیندهساز.

احمد متولی الموتی؛ صبا/با وجود همه چالشها، سینمای کودک در ایران ظرفیتهایی دارد که اگر بهدرستی بهکار گرفته شود، میتواند هم به رشد فرهنگی نسل آینده کمک کند و هم بهعنوان صنعتی سودآور عمل کند. نخستین و مهمترین فرصت، بازار گسترده مخاطب داخلی است. بیش از یکسوم جمعیت کشور را کودکان و نوجوانان تشکیل میدهند و همراهی طبیعی خانوادهها در تماشای آثار کودک باعث میشود هر فیلم در این ژانر، پتانسیل جذب چندبرابری تماشاگر نسبت به آثار بزرگسال داشته باشد. تجربههای موفقی مثل شهر موشها ۲ (۱۳۹۳) و فیلشاه (۱۳۹۶) نشان داد که این ظرفیت نهتنها در تئوری بلکه در عمل وجود دارد و میتواند گیشه را متحول کند.
فرصت دوم، پتانسیل بالای داستانهای بومی و ادبیات غنی ایران است. از شاهنامه فردوسی و قصههای عامیانه گرفته تا افسانههای محلی و قهرمانان تاریخی، منابعی وجود دارد که میتوانند به تولیدات جذاب و ماندگار بدل شوند. متأسفانه بسیاری از این گنجینهها هنوز به زبان سینما ترجمه نشدهاند، در حالیکه نمونههای جهانی مثل موآنا (با الهام از افسانههای پولینزی) یا کُکو (بر اساس فرهنگ مکزیکی) نشان میدهند که قصههای بومی میتوانند در بازار جهانی هم بدرخشند.
از دیگر فرصتها، ظرفیت انیمیشن و فناوریهای نوین است. برخلاف تولیدات زنده که محدودیتهای اجرایی و بودجهای دارند، انیمیشن میتواند خیال و دنیای کودک را بهطور کامل بازتاب دهد. ایران طی سالهای اخیر با آثاری چون شاهزاده روم، فیلشاه و بچهزرنگ نشان داده که توان فنی لازم برای ورود جدی به این عرصه را دارد. توسعه استودیوهای انیمیشن و سرمایهگذاری در تکنولوژیهای نو مانند CGI، نهتنها کیفیت آثار را ارتقا میدهد بلکه امکان صادرات و رقابت جهانی را فراهم میکند.
جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان نیز میتواند به فرصتی مهم بدل شود؛ به شرط آنکه صرفاً به نمایش آثار محدود نماند و به سکویی برای جذب سرمایهگذار، معرفی پروژههای تازه و اتصال به شبکه توزیع جهانی تبدیل شود. بسیاری از کشورهای موفق در این حوزه، جشنوارههای کودک را به پل ارتباطی میان فیلمسازان و بازارهای جهانی بدل کردهاند؛ الگویی که در ایران هم قابلیت اجرا دارد.
فرصت مهم دیگر، ورود زنان فیلمساز و نسل جوان به این حوزه است. تجربههای نرگس آبیار، منیر قیدی یا مرضیه برومند در سینما و تلویزیون نشان داد که نگاه تازه و غیرکلیشهای میتواند روایتهای متفاوتی برای کودکان و نوجوانان بسازد. این جریان اگر تقویت شود، میتواند هم تنوع موضوعی و هم غنای عاطفی آثار را افزایش دهد.
نهایتاً نباید ظرفیت پلتفرمهای آنلاین و شبکههای اجتماعی را دستکم گرفت. امروز کودکان و نوجوانان بیش از هر زمان دیگری به محتوای دیجیتال دسترسی دارند. اگر سینمای کودک بتواند همزمان با اکران سینمایی، نسخههای ویژه آنلاین، بازیهای ویدئویی یا محصولات جانبی عرضه کند، چرخه اقتصادی آن پایدارتر خواهد شد. این مدل در جهان بارها امتحان شده و به موفقیت رسیده است.
بنابراین، هرچند سینمای کودک ایران با مشکلات جدی دستوپنجه نرم میکند، اما فرصتهای بزرگی پیشروی آن است: از بازار عظیم داخلی تا قصههای بومی و فناوریهای نو. پرسش اصلی این است که آیا نهادهای مسئول و بخش خصوصی حاضرند این ظرفیتها را بالفعل کنند یا نه. پاسخ به این پرسش میتواند مسیر آینده سینمای کودک ایران را تعیین کند.
سینمای کودک در ایران، با همه فراز و نشیبهایش، هنوز هم ظرفیتی یگانه برای پیوند میان فرهنگ، آموزش و سرگرمی است. مرور گذشته نشان میدهد این حوزه زمانی میتوانست ستارههای گیشه بسازد و خانوادهها را به سالنها بکشاند؛ و بررسی امروز روشن میکند که همچنان ظرفیتهای بومی، بازار داخلی و استعدادهای تازهنفس در دسترساند. اما تحقق این فرصتها، نیازمند درک یک حقیقت ساده است: سینمای کودک نه سرگرمی فرعی، بلکه سرمایهگذاری برای آینده جامعه است.
اگر نهادهای فرهنگی و بخش خصوصی، دست در دست فیلمسازان خلاق بگذارند و نگاه کوتاهمدت را کنار بگذارند، این سینما میتواند هم به صنعت سودآور بدل شود و هم میراثی ماندگار برای نسلهای بعدی. سینمای کودک ایران، در واقع آینهای است که امروز ما را به کودکان نشان میدهد و فردای آنان را میسازد.