• کد خبر: 15392
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۲۷ آبان ۱۴۰۴ ساعت: ۱۲:۳۵

برندسازی، حلقه مفقوده تولیدات کودک در ایران

به گزارش صبا: از «کلاه‌قرمزی» تا «شکرستان»، تولیدات ایرانی ظرفیت محبوبیت بین‌المللی دارند، اما نبود راهبرد توسعه، سرمایه‌گذاری و صنایع جانبی باعث شده که این آثار در همان محدوده داخلی باقی بمانند، در حالی که نمونه‌های مشابه خارجی بازار جهانی را تصاحب کرده‌اند.


بررسی نمونه‌های شاخص نشان می‌دهد که تفاوت میان تولیدات ایرانی و خارجی تا چه اندازه پررنگ است. «کلاه‌قرمزی» در ایران همان جایگاهی را دارد که «پپا پیگ» در بریتانیا؛ هر دو شخصیت ملی و محبوب کودکان شده‌اند و نسل‌های مختلف با آن‌ها خاطره ساخته‌اند. با این حال، مسیر آن‌ها از یک نقطه به بعد کاملاً جدا شد. «پپا پیگ» نه‌تنها یک مجموعه تلویزیونی، بلکه یک برند جهانی است که خط تولید اسباب‌بازی، کتاب‌های مصور، لوازم‌التحریر و بازی‌های دیجیتال دارد و در بیش از ۱۸۰ کشور پخش می‌شود. در مقابل، «کلاه‌قرمزی» به‌رغم ظرفیت بالای شخصیت‌پردازی و محبوبیت فراگیر، محدود به تلویزیون و سینما باقی ماند و هیچ‌گاه به چرخه اقتصاد فرهنگی وارد نشد. تفاوت این دو نه در کیفیت قصه یا محبوبیت شخصیت، بلکه در «اکوسیستم رسانه‌ای» و نگاه راهبردی به مخاطب کودک است.

نمونه دیگر، «شکرستان» است که با روایت طنزآمیز از قصه‌های ایرانی توانست در داخل کشور جایگاه ویژه‌ای پیدا کند و حتی برای نوجوانان هم جذاب باشد. اما این مجموعه به دلیل اتکای کامل به زبان و فرهنگ بومی، نتوانست از مرزهای زبانی عبور کند. در مقابل، «لاروا» محصول کره جنوبی با انتخاب هوشمندانه بی‌کلام بودن، خود را از محدودیت زبان رها کرد و به همین دلیل توانست در بیش از ۱۹۰ کشور مخاطب پیدا کند. مقایسه این دو نشان می‌دهد که جهانی‌سازی لزوماً نیازمند بودجه‌های هنگفت نیست، بلکه گاهی یک انتخاب استراتژیک در شیوه روایت می‌تواند سرنوشت یک اثر را تغییر دهد.

در حوزه نمایش خانگی نیز نمونه‌هایی مانند «نارگیل» و «شهرک کلیله و دمنه» تلاش کردند با ترکیب فانتزی، عروسک‌گردانی و حضور بازیگران محبوب، کودک ایرانی را جذب کنند. اما در مقایسه با «پاو پاترول» که با جلوه‌های ویژه استاندارد و قهرمان‌محوری کودکانه ساخته شد، فاصله زیادی از نظر تکنیک، روایت و برندسازی دارند. «پاو پاترول» نه‌تنها توانست کودکان را سرگرم کند، بلکه به الگویی از مسئولیت‌پذیری و کار تیمی تبدیل شد و همزمان یک صنعت جانبی عظیم از اسباب‌بازی و بازی‌های دیجیتال را به راه انداخت. در حالی که «نارگیل» یا «کلیله و دمنه» در بهترین حالت محدود به چند فصل پخش در داخل کشور شدند و نتوانستند به برندی فراتر از سریال تبدیل شوند.
این مقایسه‌های موردی نشان می‌دهد که نقطه ضعف اصلی تولیدات ایرانی نه در «ایده اولیه»، بلکه در «مرحله توسعه و برندسازی» است. شخصیت‌های محبوب ایرانی پتانسیل جهانی شدن دارند، اما نبود سرمایه‌گذاری ساختاری و غیبت صنایع جانبی، مانع از آن شده که از مرحله محبوبیت داخلی به سطح بین‌المللی برسند.

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی