روایتی بیادعا از قهرمانانی که بیش از هرچیز انساناند.
سینمای دفاعمقدس از همان سالهای تولد در زیر سایه تیر و ترکش در خطوط مقدم، تا به امروز فرازوفرودهای بسیاری را پشت سر گذاشته و در این مسیر تجربههایی به ثبت رسیده که گاه زیر انبوه کلیشهها مدفون باقی ماندند و گاه با اتکا به جسارتها، به نشانههایی از امید تبدیل شدند. ورود نسل جدید فیلمسازان جوان به میدان روایت قصههای جنگ، از نیمه نخست دهه ۹۰ تا به امروز و تنها در یک دهه، جان تازهای به این ژانر بومی بخشیده است. جوانان تازهنفسی که در عین فاصله گرفتن از زاویه نگاه نسلهای متقدم فیلمسازی در این عرصه، اتصال خود به ریشهها را محفوظ نگه داشتهاند و باورمندانه روایتگر قهرمانانی شدهاند که گاه حتی زیست مشترک با آنها را تجربه نکردهاند.
«مجنون» که این روزها در حال اکران در سینماهای کشور است، یکی از تازهترین نمایندگان این جریان تازهنفس است. فیلمی که اولین تجربه کارگردانی مهدی شامحمدی در سینمای بلند، پس از سالها مستندسازی محسوب میشود و تلاش دارد بخشهایی ناگفته از عملیات خیبر را با تمرکز بر شهید مهدی زینالدین به تصویر درآورد. فیلم برای اولینبار در جشنواره فیلم فجر دو سال پیش رونمایی شد و از همان زمان موردتوجه منتقدان و داوران قرار گرفت و حالا مسیر دشواری برای ارتباط با مخاطبان گسترده پیش روی خود میبیند. آنچه «مجنون» را به اثری شاخص در جریان سینمای جنگ تبدیل کرده، نگاه زمینی و باورپذیر به قهرمانان این مقطع از تاریخ معاصر است و این درست همان ویژگیای است که آثار نسل جدید فیلمسازان را نسبت به برخی نگاههای کلیشهزده در نسلهای گذشته متمایز کرده است.
شامحمدی نه فقط در پرداخت شخصیت محوری خود یعنی مهدی زینالدین بهعنوان یکی از فرماندهان شاخص و موثر دوران دفاع مقدس، که در تصویر کردن همراهان و نزدیکان این فرمانده هم وسواس ویژهای برای دوری از شعارزدگی به خرج داده و ماحصل این وسواس ترسیم گروهی از انسانهای زمینی، ملموس و باورپذیر برای مخاطبان بوده است. شخصیتهایی که در عین سهمی که در خلق یک حماسه در روایت فیلم دارند، هیچیک مصون از اشتباه هم نیستند و گاه برمنبای چالشها و ملاحظات شخصی دست به تصمیم میزنند، درست عین آنچه در زندگی واقعی انسانها جاری است و هیچگاه نمیتوان و نباید آن را در کلیشههای شعارزده محصور کرد. قهرمانان فیلم «مجنون» بهویژه در نیمه دوم روایت که تمرکز بر عملیات خیبر و تحولات میدانی آن اوج میگیرد، شخصیتهایی تنها و بیپشتوانه هستند که برپایه غیرت و باورمندی شخصیشان نمیتوانند پای «خاک» نایستند و این شمایل قهرمانانه زمانی در اوج بلاغت در فیلم به تصویر کشیده میشود که مهدی زینالدین در محاصره نیروهای دشمن، از طریق بیسیم، همه را به عقبنشینی فرامیخواند و تأکید میکند خودش تا پای جان حاضر به ترک منطقه نیست.
اینجاست که شامحمدی در یک میزانسن درست و حساب شده، تنهایی فرمانده را در قاب خود تصویر میکند و در پسزمینه آن صدای پیامهای سایر همرزمان از دریچه بیسیم شنیده میشود که همه از «ایستادن» میگویند هیچیک حاضر نیستند فرمانده را در برابر دشمن تنها بگذارند. «مجنون» روایتی حماسی از جنگ است اما آنچه تماشای آن را تجربهای متمایز و فراموشنشدنی میکند، وجوه انسانی و شخصیتپردازی قهرمانان آن است.