• کد خبر: 16642
  • گروه : اخبار , ویژه ها
  • تاریخ انتشار:۲۲ مهر ۱۴۰۵ ساعت: ۱۵:۲۹

خان‌والا؛ شخصیت پرحاشیه این روزهای «بامداد خمار»

این روزها نام خان‌والا بیش از گذشته در بحث‌های مربوط به «بامداد خمار» به چشم می‌خورد؛ نقشی با بازی حسین کیانی که قرار بود هیبت و اقتدار یک شخصیت بانفوذ را به تصویر بکشد، اما شیوه اجرای آن پرسش‌هایی درباره باورپذیری شخصیت ایجاد کرده است.


نگاهی به بازی حسین کیانی در فصل دوم «بامداد خمار»؛ وقتی نمایش شخصیت، جای شخصیت‌پردازی را می‌گیرد

به گزارش صبا؛ فصل دوم «بامداد خمار» علاوه بر فراز و فرودهای داستانی، بحث دیگری را هم پیش روی مخاطبان قرار داده است: کیفیت بازیگری و مرز میان اجرای متفاوت و اغراق‌آمیز. در این میان، بازی حسین کیانی در نقش خان‌والا از جمله اجراهایی است که می‌توان درباره آن بحث کرد؛ اجرایی که قرار است اقتدار و هیبت یک شخصیت صاحب‌نفوذ را به نمایش بگذارد، اما در بخش‌هایی از آن، شدت بیان و رفتارهای بیرونی ممکن است به‌جای تقویت شخصیت، توجه مخاطب را به خودِ بازی جلب کند.

مسئله خان‌والا فقط این نیست که چگونه حرف می‌زند یا چه واکنش‌هایی نشان می‌دهد؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا این شیوه اجرا به شناخت بیشتر شخصیت کمک می‌کند؟ در یک مجموعه تاریخی، تماشاگر باید بتواند مناسبات قدرت، روابط اجتماعی و جهان ذهنی شخصیت‌ها را از خلال رفتارشان درک کند. اگر بازیگر برای برجسته کردن جایگاه شخصیت، بیش از اندازه بر لحن، حرکات و تأکیدهای نمایشی تکیه کند، خطر آن وجود دارد که نتیجه به‌جای یک شخصیت زنده و باورپذیر، به اجرایی بیرونی و تصنعی نزدیک شود.

خان‌والا؛ هیبت یک شخصیت یا هیاهوی یک اجرا؟

حسین کیانی در نقش خان‌والا با شخصیتی روبه‌روست که اقتدار و جایگاه اجتماعی او باید در جزئیات رفتارش دیده شود. چنین نقشی به‌طور طبیعی ظرفیت یک اجرای پرقدرت را دارد، اما پرقدرت بودن با پررنگ بازی کردن تفاوت دارد. اقتدار همیشه در بالا بردن صدا، تأکیدهای مکرر یا واکنش‌های شدید خلاصه نمی‌شود؛ گاهی یک مکث، یک نگاه یا حتی سکوتی حساب‌شده، تأثیری بیشتر از مجموعه‌ای از رفتارهای نمایشی بر مخاطب می‌گذارد.

وقتی اجرای یک شخصیت بیش از اندازه بر نشانه‌های بیرونی تکیه می‌کند، مخاطب به‌جای آنکه درگیر موقعیت داستانی شود، متوجه چگونگی بازی کردن او می‌شود. در این وضعیت، بازیگر به‌جای آنکه نامرئی و در خدمت شخصیت باشد، مدام حضور خود را به رخ می‌کشد. این همان نقطه‌ای است که مرز میان یک انتخاب اجرایی خاص و اغراق در بازیگری اهمیت پیدا می‌کند.

البته نمی‌توان هر رفتار غیرمعمول یا لحن متفاوتی را به‌سادگی نشانه ضعف بازی دانست. شخصیت‌های تاریخی نیز می‌توانند تندخو، پرخاشگر، نمایشی یا غیرقابل‌پیش‌بینی باشند. مسئله این است که این ویژگی‌ها باید از منطق درونی شخصیت و موقعیت‌های داستانی سرچشمه بگیرند. اگر شدت اجرا در موقعیت‌های مختلف تفاوت چندانی نداشته باشد، شخصیت به‌تدریج از پیچیدگی فاصله می‌گیرد و به تیپی آشنا با چند نشانه ثابت تبدیل می‌شود.

وقتی بازیگر از جهان قصه فاصله می‌گیرد

یکی از دشواری‌های بازی در آثار تاریخی، پرهیز از تبدیل شخصیت‌ها به تصویری قراردادی از گذشته است. لباس‌ها، شیوه حرف زدن و رفتارهای متفاوت می‌توانند فضای تاریخی را بسازند، اما به‌تنهایی برای باورپذیر کردن شخصیت کافی نیستند. آنچه یک شخصیت را زنده می‌کند، منطق تصمیم‌ها، واکنش‌ها و تناقض‌های رفتاری اوست؛ ویژگی‌هایی که باید به‌تدریج در طول داستان آشکار شوند.

در مورد خان‌والا نیز پرسش اصلی همین است: آیا آنچه از شخصیت می‌بینیم، حاصل شناخت لایه‌های درونی اوست یا بیش از هر چیز بر نمایش بیرونی قدرت و نفوذ تکیه دارد؟ اگر مخاطب بیشتر متوجه شدت اجرا شود.

کلید واژه:
گروه بندی: اخبار , ویژه ها

اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی