فیلمساز نگاه هنری به جنگ، بیش از آنکه به سراغ نمایش جنگ برود، به سراغ معنای آن میرود. بهجای تعریف نبرد، دست به کشف میزند؛ نه گزارشگر میدان، بلکه راویِ درونِ آدمهاست
سینمای دفاع مقدس در سالهای اخیر تلاش کرد از نمادهای کلیشهای فاصله بگیرد و با زبان نسل جدید سخن بگوید؛ زبانی که قهرمان را نه در مقام اسطوره دستنیافتنی، بلکه در هیبت انسانی با تمام تردیدها و ضعفهایش تصویر میکند
«یکی از ما» از ظرفیت اپیزودیک بودن بهرهی کامل نبرده است. به جای مجموعهای از پرترههای انسانی و متکثر، با سلسله قابهایی روبهرو هستیم که همگی در یک قالب یکسان جا داده شدهاند.
زبان تصویری «مهمانکُشی» میان دو قطب سرگردان است: از یکسو تلاشی قابلتحسین برای خلق فضایی تاریخی و نمادین، و از سوی دیگر محدودیتهای بودجهای و اجرایی که این شکوه را به سطحی تلویزیونی و تکراری فرو میکاهند
دیالوگها مهمترین نقطه ضعف متن به شمار میروند. اغلب آنها توضیحی، مستقیم و حتی شعاریاند؛ بهجای آنکه مخاطب از خلال موقعیتهای نمایشی به حقیقت برسد، همهچیز با گفتار مستقیم به او «ابلاغ» میشود.
لحن راوی بیش از آنکه همراه و همدل باشد، به شکل معلموار و دستوری درمیآید. مخاطب بهجای اینکه احساس کند در حال کشف و شناخت یک آیین است، حس میکند کسی در حال «تلقین» یک پیام مستقیم به اوست.
فیلم هیچکس ۲ با شروعی امیدوارکننده آغاز میشود اما خیلی زود در تکرار ضعفهای قسمت اول گرفتار میماند.
سازندگان «توپها بالا» مارک والبرگ هنوز تصمیم نگرفته اند آن را در چه تاریخی روانه پرده سینماهای آمریکای شمالی کنند.
«محکوم» با روایت زندگی دادیاران و بازیهای تأثیرگذار، درامی قضائی با طعم انسانیت و تعلیق ارائه میدهد.
کیوان کثیریان، نویسنده و منتقد سینما معتقد است آکادمی اسکار یک زمین بازی و یک جایزه آمریکایی است که قواعد، قوانین و شرایط خاص خود را دارد و زمانی که میپذیریم در آن شرکت کنیم باید تابع قوانین و قواعد این آکادمی باشیم و نمیتوان با قواعد دلبخواه خودمان در مجامع بینالمللی حضور داشته باشیم.