ملک در «یل» قرار بود چهرهای تازه از نوید محمدزاده به نمایش بگذارد، اما آنچه در قسمتهای ابتدایی دیدهایم بیشتر یادآور نقشهای آشنای اوست؛ تکرار شمایلی که زمانی نقطه قوت بازیگریاش بود و حالا میتواند به محدودیت او تبدیل شود.

به گزارش صبا؛ یکی از جذابیتهای سریال «یل» در میان انبوه آثار جنایی نمایش خانگی، حضور شخصیتهایی است که هرکدام میتوانند مسیر داستان را تغییر دهند. در این میان، ملک با بازی نوید محمدزاده به یکی از مهمترین چهرههای داستان تبدیل شده است؛ مردی که ظاهراً برای هر اتفاقی نقشهای دارد، از موقعیتها به نفع خودش استفاده میکند و در مواجهه با دیگران، کمتر نشانی از تردید و عقبنشینی بروز میدهد. با این حال، تماشای قسمتهای ابتدایی سریال یک پرسش را پررنگ میکند: آیا محمدزاده در حال خلق شخصیتی تازه است یا بار دیگر به سراغ همان الگوی بازیگری رفته که پیشتر در چند اثر دیگر از او دیدهایم؟
نوید محمدزاده بدون تردید یکی از بازیگران تأثیرگذار سینمای ایران در سالهای گذشته بوده است. بازیگری که با «ابد و یک روز» توجه گستردهای را به خود جلب کرد و در ادامه با نقشآفرینی در آثاری چون «عصبانی نیستم»، «مغزهای کوچک زنگزده» و «سرخپوست» نشان داد ظرفیت حضور در جهانهای متفاوتی را دارد. اما شهرت و موفقیت یک بازیگر گاهی میتواند به پاشنه آشیل او تبدیل شود؛ بهخصوص زمانی که ویژگیهایی که زمانی امضای شخصیاش محسوب میشدند، به الگوی تکرارشونده نقشهای بعدی تبدیل شوند.
ملک در «یل» از همان جنس شخصیتهایی است که محمدزاده در اجرای آنها مهارت دارد؛ مردی با نگاههای سنگین، سکوتهای معنادار، رفتارهای حسابشده و نوعی خشونت پنهان که حتی در آرامترین لحظات نیز حضورش احساس میشود. او قرار نیست با فریاد زدن یا رفتارهای هیجانی، قدرت خود را به رخ بکشد؛ گاهی یک نگاه یا مکث کوتاه کافی است تا فضای صحنه تغییر کند. اما مشکل دقیقاً از جایی آغاز میشود که این ویژگیها برای مخاطبی که کارنامه محمدزاده را دنبال کرده، بیش از اندازه آشنا به نظر میرسند.
البته تکرار برخی مؤلفههای بازیگری لزوماً به معنای ضعف نیست. هر بازیگری میتواند صاحب لحن و شیوه اجرایی مشخصی باشد و مخاطب نیز گاهی دقیقاً به همین دلیل به تماشای آثارش مینشیند. اما تفاوت میان داشتن امضای شخصی و گرفتار شدن در یک الگوی ثابت، موضوع مهمی است که نمیتوان از آن چشمپوشی کرد. وقتی مخاطب پیش از آنکه شخصیت تازه را بشناسد، واکنشهای احتمالی بازیگر را حدس میزند، بخشی از جذابیت کشف شخصیت از بین میرود.
در «یل» این مسئله درباره ملک بیشتر به چشم میآید. او قرار است شخصیتی پیچیده و خطرناک باشد، اما آیا پیچیدگی او فراتر از همان نگاههای مرموز و رفتارهای کنترلشدهای است که پیشتر از محمدزاده دیدهایم؟ آیا این شخصیت ابعاد دیگری دارد که هنوز فرصت بروز پیدا نکردهاند یا قرار است تمام جذابیتش بر پایه همان شمایل آشنای بازیگر بنا شود؟
از سوی دیگر، نباید تمام مسئولیت این مسئله را متوجه بازیگر دانست. شخصیتپردازی ملک نیز جای بحث دارد. در قسمت چهارم، نقشه او برای دستکاری شواهد و متهم کردن سهراب، موقعیتی تازه برای نمایش قدرت و زیرکیاش فراهم میکند. بااینحال، گاهی به نظر میرسد فیلمنامه بیش از آنکه هوشمندی ملک را از طریق جزئیات رفتاری و تصمیمهای پیچیدهاش نشان دهد، تلاش میکند او را همواره یک قدم جلوتر از دیگران نگه دارد. این تفاوت مهمی است؛ زیرا یک شخصیت واقعاً زیرک باید علاوه بر قدرت پیشبینی، امکان اشتباه کردن و مواجهه با پیامد تصمیمهایش را نیز داشته باشد.
از این منظر، ملک هنوز میتواند به یکی از شخصیتهای جذاب «یل» تبدیل شود، اما برای رسیدن به این جایگاه به چیزی بیشتر از مرموز بودن نیاز دارد. مخاطب باید از گذشته، انگیزهها، ترسها و تناقضهای درونی او سر دربیاورد. شرارت بهتنهایی شخصیت نمیسازد و زیرکی نیز زمانی باورپذیر است که منطق آن در رفتار و انتخابهای کاراکتر دیده شود.
نکته دیگری که نمیتوان از آن عبور کرد، وضعیت رسانهای نوید محمدزاده در ماههای اخیر است. او در این مدت با حواشی و چالشهایی روبهرو بوده که باعث شده بخشی از توجه عمومی به جای تمرکز بر کارنامه هنریاش، به اتفاقات پیرامون او معطوف شود. البته این حواشی نباید به معیاری برای قضاوت درباره کیفیت بازیگری تبدیل شوند؛ اما وقتی بازیگری با چنین پیشینهای دوباره در یک نقش جنجالی و پررنگ ظاهر میشود، طبیعی است که مخاطب عملکرد او را با حساسیت بیشتری دنبال کند. اتفاقاً همین شرایط میتواند فرصتی برای بازگشت به اصل ماجرا باشد: آیا محمدزاده هنوز میتواند با یک نقش متفاوت، مخاطب را غافلگیر کند؟
شاید پاسخ این پرسش را باید در ادامه «یل» جستوجو کرد. هنوز نمیدانیم ملک تا چه اندازه در قتلهای اتفاقافتاده نقش دارد، آیا تمام نقشههایش طبق برنامه پیش میروند و سرانجام در مواجهه با سهراب چه واکنشی نشان خواهد داد. حتی این احتمال وجود دارد که بخشهایی از شخصیت او که تاکنون پنهان ماندهاند، در قسمتهای بعدی آشکار شوند و برداشت فعلی مخاطب را تغییر دهند. اما تا اینجای کار، آنچه بیشتر از همه به چشم میآید، آشنایی بیش از اندازه شیوه اجرای محمدزاده با برخی نقشهای قبلی اوست.
در نهایت، انتقاد از تکرار در بازیگری محمدزاده به معنای نادیده گرفتن تواناییهای او نیست؛ اتفاقاً برعکس، این انتقاد از انتظاری میآید که هنوز از او وجود دارد. بازیگری که زمانی با انتخابها و اجراهایش غافلگیرمان میکرد، نباید به بازتولید موفقیتهای گذشته رضایت بدهد. ملک میتوانست فرصتی برای نمایش وجهی متفاوت از تواناییهای او باشد؛ فرصتی که دستکم در قسمتهای ابتدایی «یل» هنوز بهطور کامل محقق نشده است.
شاید مسئله اصلی همین باشد: نوید محمدزاده برای اینکه همچنان غافلگیرکننده باقی بماند، بیش از آنکه به یک نقش متفاوت نیاز داشته باشد، باید جسارت متفاوت بازی کردن را دوباره به نمایش بگذارد. «یل» هنوز به پایان نرسیده و ملک نیز هنوز تمام نشده است؛ اما این بار تماشاگر فقط منتظر کشف رازهای این شخصیت نیست، بلکه میخواهد ببیند آیا بازیگرش هم میتواند از الگوی تکراری بازی خود عبور کند یا نه.