گاهی یک فیلم هیجانانگیز میتواند تمام خستگی یک روز را از بین ببرد. این بار سراغ سه فیلم با سه فضای متفاوت رفتهایم که هرکدام ماجرایی پرکشش برای غرق شدن در دنیای سینما دارند.

از تعقیب مرگبار در طبیعت استرالیا تا تلاش برای بقا در جهانی ویران؛ سه فیلم تازه با سه داستان متفاوت که هرکدام میتوانند انتخاب امشب شما باشند.
به گزارش صبا؛گاهی انتخاب یک فیلم برای تماشا از خود تماشای فیلم دشوارتر است؛ بهخصوص وقتی قرار نیست چند ساعت از وقت آزادمان را پای اثری بگذاریم که در نهایت چیزی برای عرضه ندارد. این بار سراغ سه فیلم خارجی تازهمنتشرشده رفتهایم که هرکدام از مسیر متفاوتی به سراغ سرگرم کردن مخاطب میروند؛ یک تریلر نفسگیر درباره شکار انسان، یک دنباله آخرالزمانی و یک اکشن کمدی با دو ستاره محبوب سینما.

شارلیز ترون در «اوج خطر» به دل طبیعت وحشی استرالیا میزند؛ سفری که قرار است راهی برای کنار آمدن با اندوه و گذشته تلخ او باشد، اما خیلی زود به مبارزهای برای زنده ماندن تبدیل میشود. شخصیت اصلی در این مسیر با مردی خطرناک روبهرو میشود که او را وارد بازی مرگباری از تعقیب و گریز میکند.
کارگردانی بالتازار کورماکور و حضور شارلیز ترون در مرکز ماجرا، مهمترین امتیازهای فیلم هستند. چشماندازهای خشن و تماشایی استرالیا، فیلمبرداری چشمگیر و تلاش فیزیکی بازیگر اصلی برای باورپذیر کردن موقعیت، به تعلیق داستان کمک میکنند. تارون اجرتون نیز در نقش تعقیبکننده، چهرهای متفاوت از نقشهای آشنای خود ارائه میدهد.
با این حال، «اوج خطر» در بخش داستانی به اندازه تصاویرش قدرتمند نیست. شخصیتپردازی محدود، قابل پیشبینی بودن بعضی اتفاقات و کمبود عمق در انگیزههای شخصیتها باعث میشود فیلم نتواند از چارچوب آشنای تریلرهای بقا فاصله بگیرد. در واقع، اثر بیش از آنکه با پیچیدگی داستانی مخاطب را غافلگیر کند، روی هیجان لحظهای و تعقیب و گریز حساب باز کرده است.
با وجود این ضعفها، اگر به فیلمهای پرتعلیق و داستانهای بقا علاقه دارید، «اوج خطر» میتواند انتخاب مناسبی برای امشب باشد؛ بهشرط آنکه انتظار یک داستان پیچیده و متفاوت را نداشته باشید.

جرارد باتلر در «مهاجرت»، بار دیگر به دنیایی بازمیگردد که پس از برخورد یک دنبالهدار، بخش بزرگی از تمدن انسانی را از دست داده است. خانواده گاریتی که در قسمت نخست برای زنده ماندن تلاش میکردند، این بار باید پناهگاه امن خود را ترک کنند و در جهانی ویران به دنبال خانهای تازه بگردند.
فیلم به کارگردانی ریک رومن وو، تلاش میکند علاوه بر نمایش ویرانی و خطرهای جهان پساآخرالزمانی، بر پیوندهای خانوادگی و دشواری حفظ امید در شرایط غیرقابل تصور تمرکز کند. حضور جرارد باتلر و مورنا باکارین نیز به حفظ پیوستگی داستان با قسمت قبلی کمک کرده است.
اما مشکل اصلی «مهاجرت» این است که جذابیت و غافلگیری قسمت نخست را بهطور کامل تکرار نمیکند. در قسمت اول، ترس از برخورد دنبالهدار و تلاش برای رسیدن به پناهگاه، موتور محرک داستان بود؛ این بار فیلم بیشتر به سفر در جهانی ویران و مواجهه با خطرهای پراکنده متکی است. در نتیجه، بعضی موقعیتها تأثیرگذاری لازم را ندارند و بار احساسی داستان نیز همیشه به اندازهای که انتظار میرود شکل نمیگیرد.
با این همه، فیلم برای مخاطبانی که به داستانهای آخرالزمانی، فاجعههای طبیعی و تلاش انسان برای بقا علاقه دارند، همچنان لحظات سرگرمکنندهای دارد. «مهاجرت» شاید دنبالهای همسطح قسمت نخست نباشد، اما تماشای دوباره خانواده گاریتی در جهانی که دیگر شباهتی به گذشته ندارد، برای طرفداران قسمت اول جذاب خواهد بود.

اگر از فضای تاریک دو فیلم قبلی فاصله بگیریم، «خدمه خرابکار» انتخابی متفاوت برای کسانی است که دنبال اکشن همراه با شوخی و سرگرمی هستند. جیسون موموآ و دیو باتیستا در این فیلم نقش دو برادر ناتنی را بازی میکنند که پس از مرگ مشکوک پدرشان، ناچار میشوند دوباره کنار یکدیگر قرار بگیرند و پرده از رازهای خانوادگی بردارند.
آنجل مانوئل سوتو در مقام کارگردان، داستانی آشنا از دو شخصیت با روحیات متضاد را به یک ماجرای پر از درگیری، تعقیب و شوخی تبدیل کرده است. مهمترین برگ برنده فیلم، شیمی میان موموآ و باتیستا است؛ دو بازیگری که تفاوت شخصیتهایشان به موقعیتهای کمیک و درگیریهای سرگرمکننده منجر میشود.
«خدمه خرابکار» ادعای ارائه داستانی پیچیده یا ساختارشکنانه ندارد. خط داستانی قابل پیشبینی است و برخی شوخیها و موقعیتهای اکشن نیز بیش از حد آشنا به نظر میرسند. خشونت نسبتاً زیاد فیلم هم ممکن است برای همه مخاطبان خوشایند نباشد. با این حال، انرژی بازیگران اصلی و ترکیب قابل قبول اکشن و کمدی اجازه نمیدهد فیلم به یک تجربه کاملاً تکراری تبدیل شود.
اگر دنبال فیلمی هستید که بدون درگیر کردن بیش از حد ذهن، چندین صحنه اکشن و موقعیت خندهدار برایتان داشته باشد، «خدمه خرابکار» میتواند سرگرمکنندهترین انتخاب این فهرست باشد.
این سه فیلم هرکدام مخاطب متفاوتی دارند. «اوج خطر» برای کسانی مناسب است که تعلیق و هیجان را ترجیح میدهند؛ «مهاجرت» بیشتر به درد طرفداران داستانهای آخرالزمانی و ادامه مجموعههای سینمایی میخورد و «خدمه خرابکار» انتخابی سبکتر برای تماشای یک اکشن کمدی است.
اگر قرار باشد از میان این سه اثر یک انتخاب داشته باشیم، «اوج خطر» به دلیل اجرای فیزیکی شارلیز ترون و فضای پرتنش خود، پیشنهاد اول ماست؛ هرچند «خدمه خرابکار» برای یک شب سرگرمی بیدردسر انتخاب مطمئنتری خواهد بود.